از دست این جماعت ...

  مطمئنا تا حالا افرادی را دیده‌اید که مدام دم از ایران می‌زنند. خود را وطن پرست می‌دانند و مدام بر ایرانی بودن خود می‌نازند. مدام دم از تاریخ ایرانِ باستان ، به انواع اوج شکوه و قدرت ایران می‌زنند. ایران ایران‌شان گوش فلک را کر می‌کند. می‌گویند، می‌نویسند و خالکوبی! می‌کنند، "چو ایران نباشد، تن من نباد". می‌گویند ما الان باید کجاها می‌بودیم و الان کجا هستیم. بعد هم مستقیم یا غیرمستقیم ، انقلاب را مقصر معرفی کرده و شروع به غرغر کردن و ناسزاگویی به مسئولین می‌شوند. اگر مثلاً در بین صحبت کردن با آنها از چند کلمه‌ی عربی استفاده کنی، مثل یک استادِ متعصبِ ادبیات فارسی از تاریخچه زبان فارسی و بعد هم از ظلم‌هایی که زبان عربی به آن کرده می‌گویند. نهایتاً هم کلاً همه عربها و هر متن عربی ، حتی سخن خدا ، رسول و امامان را هم زیر سوال می‌برند. حتی می‌پرسند چرا کتاب خدا به زیان عربی است!؟. انگار ، اگر قرآن خدا به زبان فارسی یا شاید هم انگلیسی بود، همه مشکلات حل میشد!!.

  مطمئنا اینگونه نگاه به ایران و ایرانی بودن ، مورد قبول نیست. ایرانی بودن در این نیست که به عنوان یک ایرانی از مسئولیت امروزمان غافل شویم و مدام از گذشتگان بگوییم. ایرانی بودن به این نیست که دم از ادبیات فارسی بزنیم ولی جنس خارجی بخریم. ایرانی بودن به مسئولیت‌پذیری در برابر ایران است، نه طلبکاری و غر زدن. ایرانی بودن به این است که ایران را با عینک دشمنان ایران نبینی و بدانی که BBC ، CNN و... به دنبال منافع ایران و دلسوز ایران و مردم ما نیستند. ایرانی بودن به این است که بدانی بودجه‌‌های کلانی که دشمنان ایران برای ایجاد شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای هزینه می‌کنند، برای رشد و تعالی مردم ایران و تحکیم بنیان خانواده‌های یا حتی صرفاً برای سرگرم و شاد کردن مردم ما نیست. کسی ایرانی متعصب است که جنس ایرانی را به خارجی ترجیح می‌دهد. ایرانی بودن با احترام گذاشتن به ایرانیان معنی پیدا می‌کند، نه اینکه محصولت را برای مشتری داخلی بی‌کیفیت‌تر و گران‌تر از مشتری خارجی بسازی و بفروشی. ایرانی بودن به این است که کارگر ایرانی را بر غیر ایرانی ترجیح بدهی.  ایرانی بودن به مرد میدان کارزار بودن است، نه به صرفاً دم از ایران زدن.

  به قول یکی از دوستان که جانبازان دوران دفاع مقدس هم است، وای بر حال کسانی که به اندازه یک مرغ اهداییِ یک پیر زن روستایی، در زمان جنگ هم در این کشور نقش مفیدی ندارند. ایرانی بودن قواعدی دارد. وگرنه ادعایش را که همه داریم. پس واقعاً یک ایرانی واقعی باشیم نه فقط یک مدعی ...

فتوایی دینی که مبنای مذاکرات سیاسی می‌شود

بعد از چند سال تهدید و نگاه از بالا (به قول معروف سیاست چماق و هویج) و حتی کشاندن پرونده‌‌ی ایران به شورای امنیت، این بار مذاکرات هسته‌ای کمی متفاوت‌ برگزار شد و با لبخند رضایت و نگاه مثبت دو طرف و به رسمیت شناختن حق طبیعی ایران از سوی مقابل، به پایان رسید. پایانی که به معنای پیروزی منطق ایران است.

مذاکره نوعی معامله است، البته گاهی فقط یک نفر می‌برد؛ گاهی هم هر دو نفر برنده می‌شوند. این حالت متفاوت است با اینکه یک طرف بخواهد طرف مقابلش را به زور بازنده کند. رهبر انقلاب چند سال پیش درباره نحوه برگزاری مذاکرات گفته بودند:

«طرفهاى مذاکره بدانند ملت ایران زنده است. موجود زنده، هم اهل منطق است، هم اهل حرکت است، هم اهل تعامل است، هم اهل دفاع است، هم اهل مشت زدن است؛ آن‌جایى‌که لازم باشد… آنچه ما در این زمینه عرض مى‌کنیم، این است که بى‌منطق حرکت کردن، مورد قبول و پذیرش جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ایران قرار نمى‌گیرد؛ و اگر به هر شکل تهدیدى در مذاکرات پیش آمد، نشان‌دهنده‌ى عدم برخوردارى از منطق است. اگر منطق باشد، تهدید نیست. اگر تهدید شد، نشان‌دهنده‌ى بى‌منطقى است؛ و بى‌منطقى، ما را از اصل گفتگو و ادامه‌ى همکارى با طرفهاى مربوط به آژانس و غیره باز خواهد داشت.»

به نظرم یکی از مهمترین نکات مذاکرات هسته‌ای، تبیین و تثبیت فتوای رهبر انقلاب درباره حرمت ساخت و استفاده از سلاح اتمی بود. فتوایی مذهبی که کم‌کم سایه‌ی خودش را بر میز مذاکرات سیاسی می‌گستراند و به زبان رسمی و دیپلماتیک تبدیل می‌شود.

البته منظورم این نیست که غربی‌ها مسلمان شده‌اند و گوش به فرمان رهبر ما هستند؛ نه، اما این نکته که فتوای رهبری به عنوان منطق رسمی و سیاسی ما در مذاکرات مختلف (مثلا بین اردوغان و اوباما) به بحث گذاشته می‌شود، نشان دهنده‌ی این است که این منطق در حال اثرگذاری و پذیرفته شدن است.

رهبر انقلاب تاکنون چندین بار در سخنرانی های رسمی و عمومی درباره حرام بودن استفاده از سلاح اتمی صحبت کرده‌اند. مثلا در روز بازدید از ناوشکن جماران تاکید کرده بودند: «این حرف تکرارىِ از دهن افتاده‌ى مهملى که راجع به ساخت سلاح اتمى به جمهورى اسلامى نسبت میدهند، نشان‌دهنده‌ى نهایت ناتوانى اینها حتّى در زمینه‌ى تبلیغات است. جمهورى اسلامى هیچ اصرارى هم ندارد که در دفاع خودش در این قضیه خیلى احساسات به خرج بدهد؛ نه، ما اعتقاد به بمب اتم نداریم، به سلاح اتمى نداریم؛ دنبالش هم نخواهیم رفت. برطبق مبانى اعتقادى ما، مبانى دینى ما، به کار بردن اینگونه وسائل کشتار جمعى اصلاً ممنوع است، حرام است؛ این، ضایع کردن حرث و نسل است که قرآن آن را ممنوع کرده؛ ما دنبال این نمیرویم. ما دنبال آن چیزى میرویم که قدرتهاى سلطه‌گر حقیقتاً از آن باید بترسند، و من اعتقادم این است الان هم از همان میترسند و آن، بیدار کردن روح حماسه و عزت اسلامى است در همه‌ى امت اسلام. ما این کار را خواهیم کرد؛ این را بدانند.»

ایشان همچنین در پیامی به نخستین کنفرانس بین‌المللی خلع سلاح و عدم اشاعه که فروردین ماه سال گذشته در تهران برگزار شد، فتوای تحریم استفاده از سلاح‌های اتمی را تکرار کردند: «به اعتقاد ما افزون بر سلاح هسته‌ای، دیگر انواع سلاح‌های کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی می‌شوند. ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملت‌ها خطر تولید و انباشت این گونه سلاح‌ها را حس می‌کند و آماده است همه‌ی امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد. ما کاربرد این سلاح‌ها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه‌ی همگان می‌دانیم

این فتوا و پیام رهبری به ‌عنوان بالاترین مقام مسئول در کشور مورد توجه رسانه‌های مختلف قرار گرفت، هرچند برخی رسانه‌های غربی سعی کردند با شیطنت این موضع را تحریف و آنرا ناشی از تقیه در مذهب شیعه معرفی کنند! علی رغم همه اینها می‌بینیم که تاکید چندباره بر این فتوا به عنوان منطق مذهبی و سیاسی ایران، در مذاکرات رسمی دپلماتیک مورد استناد قرار می‌گیرد و حتی به رییس جمهور آمریکا و وزیر امور خارجه‌اش هم ابلاغ می‌شود.

نفس همین مساله یعنی توجه به یک فتوای دینی در مذاکرات سیاسی، یک برگ برنده برای ما و همه مسلمانان است. مخصوصا از این جهت که سیاست به مفهوم رایج آن در دنیا، با اخلاق، دیانت و صداقت نسبتی ندارد. در جهان کنونی جنایتکارانی بر دولت‌ها حکومت می‌کنند که خیلی راحت دیگران را تهدید می‌کنند، قتل عام می‌کنند، از بمب اتم استفاده می‌کنند. مثلا آمریکا تنها کشوری است که از سلاح‌ اتمی استفاده کرده و همچنان برخی کشورها را تهدید می‌کند که از این سلاح علیه آنها استفاده می‌کند!

در چنین دنیایی و با وجود چنین حاکمانی، رهبر دینی و سیاسی ایران به صراحت تاکید می‌کند که ما هیچگاه دنبال سلاح اتمی نمی‌رویم و آنرا حرام می‌دانیم. یعنی تبیین سیاست و قدرت بر مبنای اخلاق و اصول انسانی و اسلامی. این موضع رهبری حتی با موضع رییس جمهور خودمان هم متفاوت است که گفته ما دنبال بمب اتم نیستیم، اما اگر بخواهیم بسازیم از کسی نمی‌ترسیم! (البته منظورم این نیست که آقای احمدی‌نژاد موافق بمب اتم است، خیر، بلکه شیوه بیان مخالفت او کمی عجیب است!)

باز هم تکرار می‌کنم که انتظار نداریم امریکا و اروپا به خاطر این فتوا دست از دشمنیشان با ایران بردارند. اصلا اشتباه است که خیال کنیم دشمنی آنها با ما فقط و فقط به خاطر برنامه هسته‌ای ایران است. اخیرا گلوبال ریسرچ نوشته بود که مخالفت غرب با برنامه هسته‌ای بهانه‌ است، هدف اصلی سرنگونی جمهوری اسلامی است! رهبری هم قبلا به این نکته اشاره کرده بودند :

«اعتقاد من این است؛ آنقدرى که اروپا و امریکا به مسأله‌ى انرژى هسته‌یى تظاهر مى‌کنند و وانمود مى‌کنند نگران این قضیه هستند، نگران نیستند. خودشان هم مى‌دانند که ما دنبال سلاح هسته‌یى نیستیم. ما مرتب تکرار مى‌کنیم، اصرار مى‌کنیم؛ آنها «نه» مى‌گویند و سرى تکان مى‌دهند! درحالى‌که مى‌دانند ما دنبال سلاح اتمى نیستیم. مسأله، مشغول کردن نظام اسلامى است. یکى از اهداف عمده‌ى اینها این است که نظام اسلامى را مشغول کنند؛ ذهن مدیران، مسؤولان، مجلس، دولت و دست‌اندرکاران گوناگون را از مسائل جارى و کارى کشور در بخشهاى مختلف – چه بخش قضایى، چه بخش اجرایى، چه بخش تقنینى – منصرف و غافل کنند. این مسأله هم که حل بشود، باز مسأله‌ى دیگرى درست خواهد شد!»

 

پی نوشت: مذاکره بعدی ایران و ۱+۵ سوم خردادماه در بغداد برگزار می‌شود. سوم خردادی که یادآور پیروزی بزرگ ایران بر رژیم بعثی عراق و حامیان غربیش است. سوم خرداد امسال درحالی از راه می‌رسد که مردم ایران، هم آن پیروزی تاریخی را جشن می‌گیر‌ند و هم نظاره‌گر یک پیروزی سیاسی دیگر هستند. ایرانی‌ها این‌بار به عراقی پای می‌گذارند که دیگر هم‌پیمان غرب علیه ایران نیست بلکه جزوی از ائتلاف ایران و مقاومت در منطقه است!

منبع: آهستان

رویش دربهار تولیدملی باگذر پیروزمندانه اززمستان تحریم‏

با پایان یافتن اولین دور مذاکرات 5+1 و بروز اولین علائم پیروزی غیورمندانه در برابر جبهه ی مستکبران جهانی، به نظر می رسد مقاومت های ایران در تحمل فشارها و بازی مناسب با مهره های استراتژیک به نتیجه رسیده است و ایران می تواند با حفظ منافع هسته ای خود از سایر حقوق مسلم خود در دنیا بهره مند گردد. امسال سال به ثمر نشستن میوه ی مقاومت است، مقاومتی که 3 سال پیش به ثمر می نشست ولی به سرمای آنی فتنه ی 88 شکوفه هایش بر زمین ریخت این بار واقعاً به بار می نشیند.اکنون سال تولید ملی را با بهار پیروزی و پایداری و گذر از زمستان تحریم و فشار آغاز می کنیم و سال تولید ملی را که در پایان جهاد اقتصادی آغاز شده بود، این بار به همت مسئولان و مردم به یک جهاد اقتصادی واقعی ختم می کنیم، ان شاألله.

پیوندها، پیوند دهنده قلبها

«سایت پیوندها که در ارتباط با فیلترینگ یا طرح پالایش سایت‌ها با نام پیوندها ایجاد شده است، کاربران را به سمت تارنماهای مفید سوق می‌دهد و روز به روز لباسی نوتر به تن می‌کند. سایت پیوندها که در رنکینگ جهانی، رتبه ۵۰۹ را به خود اختصاص داده است، در ماه‌های اخیر و روزهای قبل از عید ظاهری نو به خود گرفت.»

این خبر ایسنا امروز خیلی زود در محیط مجازی دست به دست شد. دوستی می‌گفت تغییرات جدید پیوندها آنقدر جالب و زیباست که آدم وقتی با این صفحه روبرو می‌شود، اصلا یادش می‌رود که دنبال چه سایتی بوده و چرا به پیوندها رسیده؟!

راست گفته. فیلترینگ کم کم‌ دارد زیبا و جذاب می‌شود. دیگر از آن حالت خشک و بی‌روح بیرون آمده. همین که لحظه‌ای حواست را پرت می‌کند یعنی اینکه در کارش موفق است. اصلا آدم لذت می‌برد از این همه ذوق و هنر. این را مقایسه کنید با آن صفحه‌ی سفید و بی‌روح قبلی که رویش نوشته بودند «مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی‌باشد!»

انصافا الان زیباتر نیست؟ لااقل به شعورت بی‌احترامی نمی‌کنند. اگر چیزی را از تو می‌گیرند، ده تا چیز بهتر و مفیدتر در اختیارت قرار می‌دهند که برای به دست آوردن هرکدامش باید کلی وقت تلف می‌کردی. ولی حالا همه چیز مفت و مجانی و بدون تلف کردن وقت و انرژی و شارژ اینترنت، جلوی چشمانت هست.

البته هنوز در ابتدای کار هستیم. به تدریج باید اطلاعات جامع‌تری در اختیار کاربران قرار بدهیم. مثلا جدیدترین اخبار سیاسی، اقتصادی، ورزشی، هنری و فرهنگی. برنامه حرکت قطارها، هواپیماها و کشتی‌ها. جدول امتیازات لیگ برتر. قیمت سکه و طلا و دلار. معرفی بازیگران و هنرپیشه‌ها. اخبار کمیته انضباطی فدارسیون فوتبال، اخبار هواشناسی، معرفی نقاط دیدنی ایران و …

در قدم بعدی باید بقیه سایت‌های فیلتر نشده را هم فیلتر و همه انرژیمان را روی صفحه پیوندها متمرکز کنیم. این مساله علاوه بر اینکه اختلافات سیاسی و فرهنگی را کمتر و قلبها را به هم نزدیک‌تر می‌کند، باعث بهبود رتبه‌ی صفحه‌ی پیوندها در رنکینگ جهانی هم می‌شود. خدا را چه دیدید؟ شاید کم کم گوگل و یاهو را هم گرفتیم!

یک نکته همین‌جوری: لینک وبلاگ بهمن هدایتی (کلاشینکف دیجیتال) هم در بخش «جنگ نرم» صفحه‌ی پیوندها قرار دارد! دوستانی که مایل هستند از تجریبات بهمن خان در زمینه جنگ نرم استفاده کنند، به صفحه پیوندها مراجعه کنند. :lol:

منبع: آهستان

بدحجابی کسانی که به انقلاب پایبندند، مغرضانه است؟!‏

این ادعا که همه ی بی حجاب ها مغرضند و مجرم، ما را فوراً به برخورد مستقیم رهنمون می سازد، اما آیا همه ی بدحجاب های ما واقعاً مغرضند و مجرم؟! مطمئناً پاسخ نه است، چرا که تعداد زیادی از همین بدحجابها در انتخابات و 22 بهمن و روز قدس به میدان می آیند و در کنار محجبه ها رأی می دهند و یا در راهپیمایی شرکت می کنند. من نمی خواهم قبح بدحجابی را بشکنم ولی نگاه افراطی به بدحجاب ها را مانع کار فرهنگی می دانم؛ اگر یقین داشته باشیم که بدحجابان مغرضند و مشرک و بی ایمان، آن موقع کار فرهنگی را نیز مفید نخواهیم دانست و این گونه حجاب و عفاف را عملاً یا از دستور کار خارج می کنیم و یا به صورت جدی دنبال نخواهیم نمود و البته این سکه یک روی بد دیگر هم دارد و آن روی دیگر این است که اصلاً نسبت به حجاب هیچ حساسیتی وجود نداشته باشد و کم کم یک فرهنگ سکولار را در جامعه مجاز و معروف بدانیم که این نیز منجر به حذف هر گونه برنامه ریزی در خصوص جاری نمودن فرهنگ عفاف و حجاب خواهد شد، که متأسفانه این روی سکه را نیز در گفتمان رییس جمهور و البته مسئولان فرهنگی دولت شاهدیم و این دو روی سکه که هر دو به ضرر فرهنگ عفافند، رایج ترین گفتمان های موجود در این حوزه هستند.

اگر نگاه مسؤولان فرهنگی کشور مانند مستولان حوزه، صداوسیما و ارشاد لبریز از کینه و تنفر نسبت به بدحجاب ها باشد، عملاً کارفرهنگی که مقدمه اش نزدیک شدن، احترام و حتی محبت است نیز به وقوع نخواهد پیوست و این مسئله ای است که متأسفانه در لحنِ کلام برخی روحانیون مطرح و برخی مدعیان فرهنگ شاهدیم.
این مسئله که بسیاری از بدحجابان جامعه به انقلاب و رهبر و مسئولان آن اعتقاد و اعتماد دارند، خود نشانه ی عدم موفقیت مسئولان فرهنگی در نشر جایگاه رفیع اسلام و حجاب و عفاف است که نتوانسته اند به نهادهای انسان های پاکی که انقلاب اسلامی ایران را با تمام وجود دوست دارند، مفهوم حجاب و عفاف را منتقل نمایند. یقیناً اگر چنین بی حجابانی عمیقاً به بی حجابی اعتقاد داشتند، هیچگاه در سنگر انقلاب حاضر نمی شدند بلکه بایستی در شمار کم شمار ضدانقلاب در می آمدند.
 
فرض کنید پدر و مادری در تربیت فرزندانشان کوتاهی کرده باشند و فرزندشان دچار یک انحراف شده باشند، آیا برخورد قهری پدرومادر می تواند مفید واقع شود؟! یا نه! پدرومادر ابتدا باید به خود بیایند و در خود و در برخوردهای خود تحولاتی ایجاد کنند تا فرزندشان زشتی انحراف مزبور را درک کرده و آن گاه با برخوردهای سختگیرانه و در حالی که فرزند به مصلحت خویش واقف شده است او را از انحراف دور نمایند؛ وضعیت جامعه ی ما چنین است، متأسفانه بحث حجاب و عفاف عملاً به حجاب صرف تنزل داده شد و همان حجاب نیز بدون کارفرهنگی و فقط با کارقهری در جامعه جاری گردیده است، در حالی که عملاً کار قهری صرف بدون کار فرهنگی نه تنها تأثیر مثبتی (جز موقت و ظاهری) نخواهد داشت بلکه موجب تضعیف جایگاه باطنی و واقعی حجاب می گردد که متأسفانه گردیده است.

ای کاش مسئولان فرهنگی به خصوص مسئولان حوزه، روحانیون و طلاب همچنین صدا و سیما و نیروهای حزب اللهی و رسانه های مذهبی و اصولگرا زودتر به خود بیایند و مسئله ی مهم حجاب و عفاف را با این عبارت که "ما مأمور به تکلیفیم و نه نتیجه"، تخریب نکنند چرا که در حکم امر به معروف و نهی از منکر نتیجه نیز مهم است و اگر نتیجه ای وجود نداشته باشد و یا نتیجه عکس محتمل تر باشد، عملاً تکلیف عوض می شود و اگر چه قبول دارم که در کارفرهنگی کوتاهی عظیمی رخ داده است اما جبران این فرصت سوزی را با کار ضربتی و قهری بدترین ضربه به مبحث حیاتی حیا و حجاب و عفاف می دانم. نتیجه این که یه نظر حقیر هر چه زودتر تمام مسئولان و دست اندرکاران فرهنگی باید در خصوص شناخت و جبران کاستی ها و نقایص خود و تعیین اقدامات اصلاحی دست به کار شوند و عملاً تحلیل و تحول را مهمترن رکن های حل این معما در نظر گیرند.

یک ورق روضه ویژه ایام فاطمیه سال

برای دانلود بر روی کلمه "اینجا" راست کلیک کرده و دکمه "save target as" را کلیک کنید.برای دانلود صفحه اول ویژه نامه اینجا کلیک کنید.
برای دانلود صفحه دوم ویژه نامه
اینجا کلیک کنید.

منبع: ویژه نامه ها

امیدبخش ترین آیه قرآن مجید

در تفسیر فرات از بشر ابن شریح نقل شده که می‌گوید: روزی از امام باقر (ع) پرسیدم که امید بخش‌ترین آیه قرآن کدام آیه است؟ حضرت فرمودند: اطرافیان شما در این باره چه نظری دارند؟

گفتم: آنها معتقدند آیه «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله»؛ «ای بندگان من که بر نفس خویش اسراف کرده اید از رحمت خدا نا امید نباشید» امیدوار کننده ترین آیه قرآن است.

حضرت فرمود: اما ما اهل بیت چنین نظری نداریم. پرسیدم پس نظر شما در این مورد چیست؟ فرمودند: آیه «و لسوف یعطیک ربک فترضی»يعني «و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی» امید بخش ترین آیه قرآن است و منظور از آن شفاعت است.

سپس ادامه دادند: یکی از دلایل ترجیح این آیه این است که در آیه مورد نظر شما شرط برخورداری از آن رحمت واسعه، توبه و تسلیم و عمل نیک اعلام شده است، اما در آیه مربوط به شفاعت، هیچ قید و شرطی جز رضایت پیامبر مهربانی و رحمت وجود ندارد.

منبع: الیت 10

نفسم ...

نفسم می گیرد

در هوایی که نفس های تو نیست...

فرصت سوزی مسکن مهر رشت+عکس

دیروز طی بازدیدی که از مسکن مهر رشت داشتم، در کل پروژه و تمام تعاونی هایی که از کنارشان گذشتم، هیچ کارگر مشغول به کاری ندیدم و طی صحبتی که با نگهبان کارگاه تعاونی مسکن مهر کارمندان داشتم، فهمیدم که قبل از عید تا کنون پیمانکاران کارشان را تعطیل کرده اند و هنوز که 18 فروردین است، شروع به کار نکرده اند و این درحالیست که شرایط جوی در این ایام واقعاً برای کارساختمانی ایده آل بود؛ براستی این چه توجیهی می تواند داشته باشد که بخش خصوصی آن هم پیمانکاری که چند ماه از برنامه عقب مانده است و بایستی مشمول جریمه شود، از ادارات دولتی هم بیشتر تعطیل باشد؟! آن هم کار ساختمانی که در رشت اول تابع شرایط جوی است!

منبع: سلمان علی

ادامه نوشته

سگ ها و آدم ها!

من تا ابتدای نوجوانی را در شهر کوچکی در نزدیکی رشت زندگی کرده ام . توی محل ما هیچ خانه ای دیوار نداشت و هر خانه وسط یک باغ بود. کلاس اول که رفتیم تنها ما دور خانه مان دیوار کشیدیم. اما بقیه خانه ها همچنان بدون دیوار و حصار ماند تا همین سالها. توی کوچه ما سه تا عموی من، یک عمه و پدر بزرگ خانه داشتند. یک همسایه روبرویی هم داشتیم که می شد دایی پدرم و پسرش که توی حیاط خانه پدرش، خانه داشتند.  مردم یک محل دیگر هم از جاده ای که یک وقتی زمین های پدر بزرگ من بود رد می شدند.
ما اگرچه طبق تقسیمات شهرداری جز شهر بودیم اما بافت محله ما هم چنان روستایی بود. خانه ها همه مرغ و خروس داشتند. اردک هم داشتیم. مدرسه هم که می رفتیم جای اینکه از جاده ها برویم از میان مزارع برنج پدربزرگ میان بر می زدیم.
هر خانه ای گاو هم داشت و گوساله و بازی ما بچه ها سر و کله زدن با این جانوران خانگی بود. غاز هم داشتیم. پدر بزرگ بوقلمون هم داشت تا وقتی که یکی از بوقلمون ها یکی از مرغ ها را کشت. و بعد پدر بزرگ همه بوقلمون ها را سر زد.
گربه ها هم توی حیاط های روستایی ما میچرخیدند. لاک پشت ها و مار ها و قورباقه ها و ماهی ها توی جوی های آب می چرخیدند. بارها و بارها وقت شن بازی تخم های لاک پشت و مار را پیدا کردیم و نمی دانستیم که اینها تخم مارند یا لاک پشت و بحث علمی میکردیم که اینها که گردند لاک پشتی اند و آنها که درازند مال مارند.
توی بعد از ظهر های تابستان یا به عبارتی زواله که همه می خوابیدند ما خواب نداشتیم و پا برهنه می دویدیم توی کوچه و باغ و بعضی وقتها یک هو میدیدی انگار پا گذاشته ای روی یخ و نگاه میکردی می دیدی که پا گذاشته ای روی مار.
من فقط پا گذاشته ام روی مار هیچ وقت مار را با دست نگرفتم اما برادر بزرگم نترس بود مارها را با دست می گرفت و نشان ما میداد. خاله ام هم مار را با دست می گرفت. فقط یک بار که رفته بودم روی درخت دست گذاشتم روی یک چیز سرد و سرم را که بالا آوردم دیدم مار است.و از همان بالا خودم را پرت کردم پایین.
گاو هم داشتیم، یادم هست وقتی گوساله مان کور به دنیا آمد و پدرم گاو و گوساله را با هم به قصاب فروخت چقدر دلگیر شدم.
سگ ها هم توی مزرعه ها و رو تپه ها لانه داشتند. بعضی خانه ها هم سگ داشتند. ما هیچ وقت سگ نداشتیم. اما پسر عمو هایم داشتند. سجاد پسرِ پسر داییِ پدر هم سگ داشت. تفریح کودکی ما تعلیم سگ بود. سجاد گرگی (اسم سگش بود) را دست آموز کرده بود و می گفت بنشین یا پاشو و ما کیف می کردیم که کسی رد شود و جلوی او به گرگی بگوییم پاشو و وقتی رنگ ترس توی چشم طرف رویت شد بگوییم بنشین.
توله سگ زیاد دیده ام. زایمان سگ ها را هم دیده ام. فراوان با سگ ها بازی کرده ام و فراوان از دستشان در رفته ام.
در تمام این سالها هنوز همان شوق کودکی نسبت به جانوران در دل من هست. ما مجاز نبودیم سگ ها را وارد حریم خانه هایمان کنیم. سگ ها تنها تا پای ایوان مجاز بودند بیایند. در بعضی خانه های روستایی تر که سبک خانه ها قدیمی مانده بود پای پله ها یک در کوچک بود تا ارتفاع یک متر اسمش “سگ در” بود و ساخته بودند تا مبادا سگی بی حیایی کند و پا توی خانه بگذارد. آموخته بودیم که بعد از بازی با سگ ها باید دست ها را شست. سگ خیس را نباید دست زد. نباید لباس ها را به سگ مالید. سگ ها دوست داشتنی و محترم بودند. در کنار ما هم بودند اما جایشان معلوم بود. جای خوابشان جای غذا خوردنشان حتی جای قضای حاجتشان هم معلوم بود. اما توی خانه نبودند. دور بودند.
حالا چرا این حرف ها را زدم ؟
پریروز که داشتم می رفتم یکی داشت دور میزد و خیابان را بند آورده بود. من کنار دو سه تا خانم منتظر بودم که خانم راننده دورش را تمام کند و راه باز شود و برویم. که یکی از خانم ها گفت: “ایشه سگشو ببین!” در نگاه اول چیزی ندیدم اما بعد که دوباره نگاه کردم دیدم روی صندلی چرمی سیاه صندلی عقب یک سگ سیاه چرک آلود محو شده و فقط چشم هایش معلوم بود.
باور کنید تقریبا حالم گرفته شد. اصلا حالم بهم خورد.
آقا و خانوم محترمی که علاقه مندی تان به حیوانات فراوان است و می خواهید از آنها نگه داری کنید . باور کنید من هم به اندازه شما حیوانات را دوست دارم. باور کنید من هم حیوان داشته ام و از علاقه انسان به این موجودات دوست داشتنی مطلع هستم.
اما یک خواهش کوچک دارم اگر مثل ما معتقد نیستید که خانه ها حریم دارند و تویشان نمی شود هر کس و هر چیزی را راه داد. اگر به نجاست سگ اعتقادی ندارید. لااقل در انتخاب حیوانات خانگی کمی سلیقه به خرج دهید و رعایت بهداشت کنید. باور کنید جای دوری نمی رود.


منبع: چهاردیواری

کدام آوینی؟ مگر چند تا آوینی داریم؟!

چند سالی هست که همزمان با سالروز شهادت شهید آوینی، بحث‌هایی تکراری و بی‌فایده از دو سو درباره شخصیت سیدمرتضی آوینی منتشر می‌شود. همه هم اصرار دارند که شهید آوینی را به خودشان وصل کنند. همه هم ادعا می‌کنند که آوینیِ واقعی همینی است که ما می‌گوییم.

پای ثابت این دعوا جناب آقای معززی نیا است که از وابستگی سببیش استفاده می کند و به بهانه‌ی نقد برخی حزب‌اللهی‌ها به شهید آوینی در زمان حیاتش، کل معادله‌ی زندگی و تفکرات شهید آوینی را جابه‌جا می‌کند! ...

منبع: آهستان

ادامه نوشته

یک جدایی،یک چرایی . . .

مدتی قبل بعد از دیدن نسخه دانلودی فیلم "یک جدایی" به این فکر افتادم که آیا مخاطب خارجی هم از این فیلم چیزی فهمیده است یا نه؟اصلا علت فروش بیست میلیون دلاری این فیلم چیست؟آیا این فیلم برای مخاطب خارجی جذابیتی دارد؟آیا یک جدایی آن قدر خوب بود یا رقبایش آنقدر بد بودند که اسکار گرفت؟

 6546565

بلا شک رد وبدل شدن دیالوگ در فیلم وانتقال آن به مخاطب یکی از نکات اولیه هر فیلمی(حد اقل در فیلم های غیر صامت) است.فیلم یک جدایی باتوجه به زمان 120دقیقه ای خود یکی از پردیالوگ ترین فیلم هاست که خوب یا بد بودن آن از موضوع این یاداشت خارج است.این فیلم دارای حدود1500مورد زیرنوس است که در تعدادی از جاها که کم هم نیست دو یا سه خطی است یعنی تعداد وحجم رد وبدل شدن دیالوگ های این فیلم را اگر بخواهیم با کار های شاخص هالیوودی مقایسه کنیم باید آن را با فیلم های بالای سه ساعت مقایسه کرد.

یکی از دلایل اولیه وشاید مهمترین دلیل رفتن مخاطب فرنگی به سینما(با توجه به فروش فیلم های خوب)تکنیک است که این فیلم فاقد استاندارهای جهانی است.نه فیلم نامه خاصی و نه فیلم برداری خاصی،فیلم در همه موارد فاقد سطح استاندارد برون مرزی است ودر بیشتر موارد حتی فاقد سطح  داخلی آن است.به طور مثال در زمینه فیلمنامه هیچکدام ازبازیگران تبدیل به شخصیت های شناخته شده برای مخاطب ایرانی نمیشود(حالا مخاطب خارجی بماند)یا اینکه علت اختلافات بین سیمین و نادر از هم مشخص نیست و ...

مخاطب خارجی و سکانس اول فیلم،سکانس اول فیلم که مخاطب را به مقام داوری و قضاوت بین سیمین ونادر مینشاند از آن سکانس های سنگین(از نظر حجم دیالوگ)در سینمای ایران وتا حدی در سینما جهان است.با همه این چیز ها حتی یک مخاطب زیرنویس خوان متبهر واستاد در این امر نمیتواندحتی نیمی از زیر نویس ها را به درستی بخواند(باذکر این نکته که اصولا صحبت کردن به فارسی به مراتب کند تر از انگلیسی است). با توجه به این که وقتی ما فیلم های فرنگی را نگاه میکنیم خودمان کمی انگلیسی متوجه میشویم و در عین حال باز هم از فیلم عقب می افتیم.یعنی مخاطب خارجی که حتی یک کلمه هم فارسی بلد نیست از سکانس اول(همین طور سکانس های دادگاه) که شاید یکی از چند سکانس مهم فیلم باشد چیز خاصی نمیفهمد.

روابط درون فردی فیلم،یکی از دلایل دیگر رفتن مخاطب فرنگی به سینما استفاده از جذابیت های بصری(جذابیت های جسمی بازیگران) آن فیلم است که باتوجه به ایرانی بودن کار(والبته نه اسلامی) و وجود سانسورها در ایران  برای مخاطب خارجی جذابیت بصری ای ندارد  یعنی چیزهایی شبیه فیلم های غربی (البته تا حدی) در این فیلم وجود ندارد مگر اینکه بخواهیم بگوییم کل فروش بیست میلیون دلاری فیلم توسط منتقدین، سینمای ایران دوستان و یا روشن فکران به دست آمده که درست نیست.

قصه فیلم،قصه فیلم هم چیزی برای مخاطب خارجی ندارد،جدایی یک زن وشوهر از هم که در نهایت جدا میشوند(که علتش معلوم نیست).شاید اگر این دو جدا نمیشدند برای مخاطب خارجی بهتر بود ومیتوانست در دسته فیلم های بازگشت به خانواده غرب قرار بگیرد که نمیگیرد.

در آخر هم به بازی های فیلم میپردازم،اصولا مخاطب خارجی بین تماشای فیلم و خواندن زیر نویس فیلم که در نهایت موفق به خواندن آن نمیشود باید یکی را انتخاب کند که در هر صورت با انتخاب دیدن فیلم با توجه به دیالوگ محور بودن فیلم چیز خاصی متوجه نمیشود و باانتخاب خواندن زیر نویس از دیدن فیلم باز میماند ودر نهایت با توجه به توضیحات بالا موفق به خواندن زیر نویس نمیشود که در هر صورت امکان فهم کمی از جزئیات فیلم هم وجود ندارد.


منبع: نقد امروز

ما و کالای ایرانی ...



  چند وقت پیش جایی خوانده بودم که در یک نظرسنجی، اکثریت مردم ژاپن به محصولات ساخته شده توسط کشور خودشان بسیار بیشتر از محصولات خارجی تمایل و اعتماد دارند. تقریباً برعکس کشور ما !!. می‌گویند در کشور ژاپن ، شخصی که به فروشگاه برای خرید می‌رود اگر کالای خارجی‌ای را انتخاب کند در حالی که کالای مشابه ژاپنی آن هم موجود باشد، دیگران به او به شکل بدی نگاه می‌کنند!!. انگار که جنایتی مرتکب شده است!!. بر اساس همین فرهنگ است که گفته می‌شود ، سالهاست مردم ژاپن برنج کم کیفیت و ریز محصول کشور خودشان را به برنجهای مرغوبتر خارجی ترجیح می‌دهند. تا اینگونه از کشاورزی و صنعت داخلی‌شان حمایت کنند...
منبع : وبلاگ خبرنگار

ادامه نوشته

وظايف مثلث دولت، مردم و سرمايه‌گذار در تحقق شعار امسال

  نباید اول سال را با ناامیدی شروع کرد، ولی نگرانی را نمی شود پنهان کرد. رهبر دور اندیش انقلاب چند سالی است که شعار اصلی کشور را در شروع سال جدید در حوزه اقتصاد انتخاب می کنند همت و تلاش مضاعف، اصلاح الگوی مصرف و جهاد اقتصادی که به صورت کلان مطرح شد و البته جای تاسف دارد که مسئولین کشور آن طور که باید به آن بها ندادند. نه اینکه کاری نشده است، بلکه وقتی شعاری به عنوان جهت گیری یک ساله ی کشور، آن هم از سوی رهبری جامعه انتخاب می شود، مسلما بنا بر نیاز روز و جدی کشور و براساس وجود یک تهدید و یا یک فرصت بالقوه انتخاب شده است، پس باید در همان سطح هم تمامی فعالیت های کلان دستگاه های اجرایی کشور به سمت آن حرکت کنند، نه اینکه با چاپ چند کتاب و برگزاری چند همایش که بیلان کاری را پر می کند و بودجه کشور را تلف! به زعم خود ادای دین کرده باشند.
سال 1391 از جهتی متفاوت با نام گذاری سال های گذشته است، به این معنا که نام گذاری های سال های گذشته کلان بود و چندان قابل ارزیابی کمی در پایان سال نبود، رهبر انقلاب بعد از آنکه اهداف سال های گذشته را در فضای فرهنگ اقتصاد تعیین کردند، یعنی ترویج نگاه جهادگونه به فعالیت های اقتصادی، سال جدید را با تعیین اهداف جزیی تر، به شکلی وارد فاز عملیاتی كردند. سال حمایت از تولید ملی، نیروی کار و سرمایه گذار، با تعیین سه وظیفه برای دولت (به معنای مجموع سه قوه)، دست اندرکاران تولید و مردم.
سه حلقه ای که نحوه تعامل آنها بر روی هم تاثیر مستقیم دارد و نتیجه نهایی اش وابسته است به این تعامل. یعنی هر چقدر هم که مردم را تشویق به خرید کالای داخلی کنیم، ولی کیفیت تولید کالای داخلی پایین باشد، عملا رغبتی از سمت مردم به کالای تولید داخل نخواهد بود. اگر تولید کننده ی ما هم همت کند برای تولید کالای با کیفیت ولی دولت و سیستم بانکی کشور، خدمات پولی و مالی ندهد و یا قوانین اقتصادی فضای کسب و کار را سخت کند و یا مردم نسبت به کالای داخلی بی رغبت باشند باز هم نتیجه منفی خواهد بود. بر همین منوال فقط وجود یک دولت فعال نمی تواند نتیجه بخش باشد. باید تمامی ارتباطات این سه حلقه با هم  اصلاح شده و در راستای افزایش تولید ملی بهبود پیدا کند.
تولید حتی اگر گران هم در بیاید ولی با خود اشتغال داخلی را به همراه دارد، اشتغال در بعد ایجابی یعنی افزایش رفاه فردی و اجتماعی و در بعد سلبی یعنی کاهش تمام آسیب های اخلاقی و امنیتی که از قِبَل آن به وجود می آید
آنچه در ادامه می آید گوشه ای از وظایف این سه حلقه است که البته کامل نیست نیاز به کارهای پژوهشی و تحقیقاتی دارد ولی برای آنکه مسیر حرکتمان روشن شود مرورش خالی از لطف نیست:
 
دولت:
ثبات در تصمیم گیری ها و قوانین یکی از اصلی ترین مولفه های بهبود فضای کسب و کار است. اگر سرمایه گذار و تولید کننده نتوانند نتیجه ی سرمایه گذاری خود را پیش بینی کند هیچ گاه در این مسیر قدم نمی گذارد. بعد از ثبات قوانین و شرایط محیطی که باعث کاهش ریسک سرمایه گذاری می شود، قوانین ترغیبی و کاهش بروکراسی اداری و تامین سهل سرمایه برای تولید کننده از طریق سیستم بانکی از دیگر مولفه هایی است که می تواند تولید را ترغیب و تقویت کند. متاسفانه در شش ماه پایانی سال 90 که قرار بود سال جهاد اقتصادی باشد، بیشتر از آنکه تولید کنندگان رغبتی برای تولید داشته باشند، به حسرت به دلال هایی می نگریستند که بدون هیچ مشقتی که تولید کننده ها با آن سر و کار دارند اعم از اداره مالیات و بیمه و حقوق نیروی کار و ... به درآمدهای نجومی رسیدند آن هم از طریق دلالی سکه، طلا و دلار.
نکته ی دیگر در مورد نقش دولت آن است که بحث واردات باید به صورت جدی ساماندهی شود، این به معنای بسته شدن کامل مرزها نیست بلکه باید تعرفه ها و نرخ ارز به شکلی ساماندهی شود که تولید کننده ی داخلی بتواند در رقابتی منطقی با کالای بیگانه، کیفیت خود را افزایش دهد و البته نباید فراموش کرد که اگر بعد نظارتی دولت قوی باشد می توان از طریق وضع قوانین کیفیتی هم به این مهم دست پیدا کرد و به شکلی سخت گیرانه تر جلوی ورود کالای خارجی را گرفت.
مجموع قوانین تجاری و مالیاتی باید به شکلی باشد که مردم را به سمت کار تولیدی تشویق کند و کار های دلالی و واردات کالاهای مصرفی سخت ترین و پرهزینه ترین فعالیت ها شود.
نکته ی دیگر در راستای سیاست های اصل 44 است، اینکه دولت به جای آنکه رقیب بخش خصوصی در تولید باشد باید یار و مددکار باشد. سود و زیان واقعی شرکت های تولیدی زمانی مشخص می شود که این عرصه کاملا در دست بخش خصوصی باشد، آنگاه که یک شرکت خصوصی رقبای خود را در شرایط برابر ارزیابی می کند امید به فعالیت و رقابت دارد نه آن زمان که رقیب خود را شرکتی دولتی ببیند!
تولید کننده و سرمایه گذار:
با افزایش تحریم های خارجی گرچه تهدیدات افزایش پیدا کرده است ولی به نوعی بهترین فرصت برای تولید کنندگان و سرمایه گذاران داخلی است که با بررسی کالاهایی که تا به امروز به سمت تولید  آن در داخل نرفته بودیم، روند خودکفایی را در عرصه صنعت به صورت جدی تر پیگیری کنیم.
گرچه تولید به شدت تحت تاثیر تصمیمات دولت است ولی مهمترین نکته در مورد تولید کنندگان این است که عشق به کشور و سربلندی آن می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات باشد. چرا باید بعضی از صنعت گران و تولید کنندگان ما با طمع در سود بیشتر خود، به جای تولید کالا تبدیل به وارد کننده شوند؟ وجود تعهد در تولید کننده و سرمایه گذار ایرانی باعث می شود که در سخت ترین شرایط نگاهش به  عرصه اقتصاد ملی، نگاهی ارزشی و جهادگرانه باشد، نگاهی که در میان دانشمندان هسته ای کشور به درستی جواب داده است و از این رو شاهد پیشرفت های هسته ای در سال های گذشته بوده ایم.
 
مردم:
آنچه بر عهده مردم است بیشتر فرهنگ سازی و نهادینه کردن آن است. امری که هم بر دوش دولت و سازمان و نهاد مختلف فرهنگی است و مهم تر از آن بر عهده سازمان های مردم نهاد، حوزه های علمیه و دانشگاه هاست.
اول آنکه باید تولید ثروت حلال به عنوان یک ارزش در جامعه نهادینه شود و درکنار آن تولید ثروت های کاذب از طریق دلالی به امری مذوم در میان آحاد جامعه مبدل شود. دوم آنکه باید مصرف کالای داخلی تبدیل به ارزش شود. یعنی فرزندمان ما باید به پوشیدن لباسی با پارچه وطنی و دوخت ایضا وطنی افتخار کنند. این امری است که تلاش جمعی مردم را می طلبد. دانش آموزی که امروز به لباس وطنی خود افتخار می کند فردا همه ی تلاشش را در دانشگاه انجام می دهد که سوار هواپیمایی شود که وطنی باشد و بر ماشینی سوار شود که چنین باشد.
این مورد امری است که نیاز به تصمیم دولت ندارد. باید انقلابی فرهنگی در میان مردم و توسط مردم و نخبگان دینی و فرهنگی به وجود آید برای ارزش بخشیدن به کالای ایرانی. مصرف کالای وطنی امری است که مدعیان وطن پرستی و ملی گرایی اگر خالص باشند هم قبول دارند، چه رسد به ایرانیان مسلمانی که فرهنگ و دین شان نیز چنین می خواهد.
شکی در اینکه ما می توانیم نیست فقط اراده ای می خواهد آهنین که کشوری بسازیم چون سرو سربلند و چون کوه مستحکم تا دشمنان بدانند این سرو سربلند در برابر تبرها، کمر خم نخواهد کرد. 


منبع: انصارحزب الله گیلان

تاخیر در اجرای طرح خودروهای وارداتی به منطقه آزاد انزلی

چندی قبل خبرهایی مبنی بر ورود خودروهای وارداتی به محدوده منطقه آزاد انزلی به گوش رسید. خبری که باعث ایجاد نقطه امیدی برای استفاده ساکنان منطقه از یکی از ویژگیها و امتیازات مناطق آزاد بود.اتفاقی که سالهای قبل در مناطق آزاد کیش قشم و چابهار رخ داده بود.ویژگی ورود خودروهای وارداتی در مناطق آزاد بدلیل استفاده از معافیتهای گمرکی و پایین بودن قیمت تمام شده خودرو نسبت به سرزمین اصلی می باشد.یکی از موانع اجرای این طرح محصور نبودن محدوده منطقه آزاد انزلی مانند کیش و قشم بوده است .برای رفع این مشکل ظاهرا محدوده تردد برای خودروهای با پلاک منطقه آزاد را تا شعاع حدودا ۵۰ کیلومتری از محدوده اصلی منطقه آزاد انزلی در نظر گرفته اند که البته با توجه به وضعیت مشابه منطقه آزاد اروند که مسئولان استان خوزستان  و آن منطقه توانستند مجوز شعاع۱۲۰ کیلومتری را بگیرند جای پرسش دارد.با اعلام آمادگی منطقه آزاد - گمرک و نیروی انتظامی در سال گذشته امید آن می رفت شاهد تردد خودروهای وارداتی با پلاک منطقه آزاد انزلی در استان گیلان در سال ۹۰باشیم.منطقه آزاد انزلی  با انتخاب نمایندگی های مجاز برای ورود انواع خودروها و ایجاد یک مکان مناسب برای ارزیابی توسط گمرک تقریبا تمامی مقدمات را مهیا نموده است اما نکته این است  تا کنون افتتاح طرح و پلاک گذاری رسمی خودروها چند مرحله پس از اعلام توسط مسئولان منطقه آزاد لغو گردیده است و به زمان دیگری موکول شده است.سوال این است چرا مسئولان شهرستان انزلی و استان گیلان  و منطقه آزاد انزلی برای اجرای کامل این طرح که از مصوبات سفرهای ریاست محترم جمهور میباشد انسجام و همبستگی بیشتری نشان نمیدهند تا مردم بتوانند بیش از گذشته از مزایای منطقه آزاد انزلی به اندازه نام آن استفاده نمایند.مسئولان منطقه آزاد باید تلاش بیشتری برای آشنایی و استفاده ساکنان منطقه و سرمایه گذاران داخلی و خارجی از مزایای قانونی مناطق آزاد و مزایای ویژه منطقه آزاد انزلی از خود نشان دهند . استفاده از خودروهای وارداتی با قیمت پایین تر نسبت به سرزمین اصلی از کمترین خواسته های مردم منطقه بویژه ساکنان بندرانزلی می باشد. ظاهرا با توجه به همکاری موجود در بین مسئولین شهرستان و منطقه آزاد و روند اجرای این طرح مردم باید همچنان منتظر افتتاح رسمی آن توسط منطقه آزاد انزلی باشند. هوالحق


منبع: بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد انزلی

روضه‌های كبود

حالا مدت‌هاست كه رفته‌ای. نشان به همان نشانی كه دیگر چهره‌ات را به سختی به یاد می‌آورم و صدایت از خاطرم رفته. این فراموشی تلخ است و غم‌انگیز.

اما با وجود تمام این‌ها من هنوز وقتی روضه‌های كبود می‌شنوم یاد تو می‌افتم. تویی كه این روضه را بیشتر از بقیه روضه‌ها دوست داشتی. حكایت غریبی است به یاد آوردن مادری با روضه‌های كبود+

منیع: گذر اقاقیا

قلاده های طلا، واقعی ترین فیلم سیاسی سینمای ایران

قلاده های طلا، دومین فیلمی هست که به نوعی در مورد حوادث انتخابات 

اشاره دارد. فیلمی که بسیار جالب به نظر می رسد و باز طبق معمول ، تنگ نظری و احتیاط های کلافه کننده ،چند ماهی این فیلم را توقیف کرد هرچند برخلاف اخراجی های 3 بسیار پر مفهوم تر و از لحاظ محتوایی قوی تر به نظر می رسید.یعنی همان قدر که

اخراجی ها سکانس های پرتی داشت قلاده های طلا به همان اندازه سکانس های 

جالب و پر مفهوم برخوردار بود. همیشه این برام جالب بود که در سینمای هالیوود جاهای پیش می امد که در فیلم به اشتباهات یا خیانت های نیروهای امنیتی اشاره می شد یا واقعیت های سیاسی حتی به ظاهر در فیلم ها نمایش داده می شد ولی هرگز در ایران چنین فیلم های وجود نداشت.در فیلم قلاد های طلا شعارهای عیان و فراگیر حوادث انتخابات دیده می شود.عکس های کاندیدا ها نشان داده می شود واز همه مهم تر یک واقعیت کامل به نمایش کشیده شد. نشان دادن سخنان آقا در نماز جمعه خرداد ماه در فیلم بسیار جالب بود.قلاده های طلا برخلاف همه فیلم های ایرانی غیر قابل پیش بینی بود و نکته جالب،25 جواب های هزاران سوال از جمله قتل ندا آقا سلطان که حتی به مدت بسیار کوتاه و ریزبینانه در فیلم اشاره شد.گفت وشنود های کوتاه در سکانس فیلم هنگامی که به پایگاه بسیج حمله شد و جواب زیبای فرمانده که این افراد از مردم جدا هستندو مردم احساس می کنند که تقلب شده 

به دنبال حق خودشون هستند واگر بفهمند که تقلب نشده خودشان این افراد را 

سر جایشان می نشانند و اشاره به اینکه اگر مردمی که در بعد ظهر بودند ومخالف نظامند اگر اراده می کرند عرض یک 

آن پایگاه را تصرف می کردند.معتقدم فیلم بسیار جالب

و البته توان تبدیل به یک سریال چند قسمتی را داشت چون بسیار سطحی و گذرا از مسائل مهم عبور کرد. تیکه های فیلم به خانواده جناب هاشمی هم زیاد به چشم می آمد.پخش فیلم همسر ایشان یا سخنرانی فائزه هاشمی در میان معترضین و تشویق آنها و از طرفی ، سکانسی که امین حیایی در مورد مدیریت مترو بودن اشاره کرد، قسمت های بود که خیلی امکان مانور داشت. در مجموع نگاه من به فیلم قلاده های طلا مثبت بود و از طرفی تابوی نپرداختن به مسائل روز سیاست شکسته شد. امید به روزی که بتوانیم حقایق جامعه را از طریق فیلم به مردم نشان دهیم.


منبع: آزادی اندیشه

بلدیه

ای خدا تو را شکرت این بلد پدر دارد، میز خلیل و میز کوچک ، چاله چوله و خطر دارد. این بلد به وقت صبح، ظهر و شب و دیگر بار مسجدان در بسته، ساکت و فشل دارد. ای خدا چه میگویم مرغکان این سامان بهر جوجه اردکها صورتی پر از پن کیک، تاتو و بزک دارد، ای خدا چه ارزانیست نعمتان ربانی خانواده عمو کامبیز آزرای بژ دارد. یا سعیده خاله ، آنکه رفته دانشگاه مدتی شده دیگر دوستان دیگری دارد. ای خدا ملالی نیست در نظام یارانه هر 2 ماه یکباری ، برگ سبز تحفه درویش از برای برق و آب، لذتی دگر دارد. صبح گامان به وقت رفت آمد، این بلد مسافر کش بیشتر ز نرمال میهنی مان دارد. در پیاده رو هایش ، کل سبزه میدانش، از شمال تا مشرق، از جنوب تا مغرب ،ظهر و شام یوم ا... این بلد جوانانی، خوش لباس و شق دارد. کارخانه ها همه تعطیل، ای خدا اداراتش جملگی به روی در، قفل بندگی دارد. ای خدا نمی دانم این دلار آمریکا ، چشم و گوش شیطان کر ،مدتی شده اکنون بس سکون و غم دارد . من ندانم این دجال ، با تمام لاقیدی، چه حکومتی دارد، که ترب فروش میدان هم قیمتش به او اثر دارد . انتخابات مجلسش مثل آش ترش مش حیدر طعم دیگری دارد. ای خدا عجب عصری است ، انتخاب خادم ها این همه صدا دارد؟ خدمت به مردم هم، در سبیل رب الارض این همه فغان دارد؟ ای خدا مگر خادم این همه بنر دارد؟ یا مگر زبانم لال شرکت نخست همراست است او که سیم کارت دارد، هرکه هست این خادم، دست تو به همراهش ، این بشر چقدر جیب، پر زپول وزر دارد، او که مهر می دارد ،درد جامعه خبر دارد،نرخ مرگ و میر از همه خبر دارد ، در تمام مجلسها ،ختم و سوم و هفتم از برای امواتم برگ تسلیت دارد . شهر ما عجب شهری است هر که آب او را خورد، سنگ کلیه، مرض دارد، کار دین برای خدا جملگی خطر دارد، کارها همه اینجا رو حساب و قانون است، پول چرک بیت المال،خیلی مدعی دارد. این بلد پدر دارد، آن پدر پسر دارد، این پسر پسرهایی مدعی ارث میدارد. مانده ام من و حوضم، ماهیان قرمز رنگ، تنگ کهنه آبی ، آنهم ای خدا جانم گوئیا ترک دارد، ناگهان در این رویا هاتفی ندایم داد، بی خیال این اوضاع ای جوان بی پروا ، یا اگر باد دین به کله ات برخورد، چاره اش فقط آب است، یخ بریز اثر دارد.

منبع : وبلاگ لیت 10

دم گرم تو ...

ای که امکان بهار و آبی

بی اشارات دو چشم تو زمین می پوسد!

تو چنانی که بهار

از دم گرم تو بر می خیزد!


منبع: باران عدل

دم گرم تو ...

ای که امکان بهار و آبی

بی اشارات دو چشم تو زمین می پوسد!

تو چنانی که بهار

از دم گرم تو بر می خیزد!


منبع: باران عدل

12فروردین 1358

یوم الله ۱۲فروردین،  انتخاب جمهوری اســلامی ایــــران

مردم خواستند و توانستند. کشتی نوح بر ساحل نجات نشست و این گلستان سرسبز و خرم ابراهیم خلیل است که در دل آتش نمرود به پا گشته. از 15 خرداد، دی، 17 شهریور گذشتیم و به 22 بهمن رسیدیم و همین طور آمدیم تا 12 فروردین.

برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنیدهمه آمدند. همه آمدند و تاریخ را در یک روز گنجاندند. امروز، همان روزی است که نهال انقلاب بارور شد و رای های سبز مردم، برگ های شاداب همان نهال بودند.

در روز 12 فروردین، نتیجه درخشان همه پرسی اعلام شد، درحالی که همه نتیجه را می دانستند. مردم، پیش تر آرای خودشان را با خون هایشان، با فریادهایشان و با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» اعلام کرده بودند.

سرانجام در این روز پربرکت، نظامی به دنیا آمد که نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرن ها، دگرباره نه تنها در ایران اسلامی، که در سراسر جهان به ارمغان آورد.

در این روز عزیز، ساختار جدید سیاسی ـ اجتماعی ایران، بر مبنای آرای اکثریت قریب به اتفاق مردم، یعنی 2/98 درصد تثبیت شد و مردم، به آزادی رسیدند. آزادی اسلامی، براساس آزادی انسان است. به گفته شهید مطهری:

اینکه می گوییم در اسلام آزادی وجود دارد، به این معناست که اسلام می خواهد آزادی واقعی، یعنی در بند کردن حیوانیت و رها ساختن انسانیت به انسان بدهد. آزادی در اسلام، یعنی انسانیت رها شده، حال آنکه این واژه در قاموس غرب، معنای حیوانیت رها شده را متضمن است. از دیدگاه اسلام، آزادی و دموکراسی براساس آن چیزی است که تکامل انسانی را ایجاب می کند.[1]

هدف نهایی شعار انقلاب، جمهوری اسلامی بود. واژه جمهور، به معنای توده یا انبوه مردم است و منظور از گنجاندن چنین واژه ای برای نظام شکل گرفته بعد از انقلاب، اتکا داشتن و تعیین کننده بودن رای مردم در سرنوشت خود و همه امور اجرایی کشور است و به طور کلی، حکومتی را تبیین می کند که برای تأمین زندگی دنیایی مردم، به خود آنها وابسته باشد.

واژه اسلامی نیز به سبب تمایز آن از دیگر نظام های جمهوری است که ویژگی های خاص خود را داشته، در آن، ارزش های الهی و قرآنی بر تمام شئون حاکمیت دارد. همچنین ولی فقیه که براساس نظامی الهی، ولایت امر و امامت امت را بر عهده می گیرد، افزون بر تأمین زندگی مردم، مسئولیت هدایت مردم و کمک به رشد و تعالی آنان را عهده دار است.

امام خمینی(ره) به شکرانه این پیروزی درخشان در پیام خود فرمودند:

من به دنیا اعلام می کنم که در تاریخ ایران، چنین رفراندومی سابقه ندارد که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوق ها هجوم آورده و رای مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه به زباله دان تاریخ دفن کنند. ...

من از این هم بستگی بی مانند که همه به ندای آسمانی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا» لبیک گفتند و به اتفاق آرا به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند و رشد سیاسی و اجتماعی خود را به شرق و غرب ثابت کردند، تقدیر می کنم.


منبع: صبح پیروزی

ایستاده

  آن شب تندباد شدیدی می‌آمد. باد می‌پیچید بین شاخه‌ها و هر چیزی را كه سر راهش بود با خود می‌برد. توی سكوت شب انگار یكی داشت ناشیانه فلوت می‌زد. باد با تمام قوا تلاش می‌كرد به زور وارد خانه شود.
  و من در تمام این مدت نگران درخت توی حیاط بودم. می‌ترسیدم خم بشود، بشكند. هنوز سن و سالی نداشت. می‌ترسیدم نتواند تحمل كند. 
  صبح كه با نگرانی سراغش رفتم. سرش خم شده بود اما سرسختانه مقاومت كرده و هنوز ایستاده بود.

منبع: گذر اقاقیا

موفقیت ازدواج فرزندان در دست والدین

با توجه به افزایش آمار طلاق به نظر می رسد پرداختن به این مسئله و راهکارهای کاهش آن برای حیات جامعه ضروری باشد. ای کاش می توانستیم آمار دقیقی از دلایل طلاقها داشته باشیم ولی چون چنین چیزی نداریم به همان اطلاعات شخصی و تجربی می پردازیم و به همین دلیل مهمترین عوامل طلاق را به این شرح مرتب می کنم:

1-  عدم درک صحیح از مقوله ی ازدواج و تفاوت های زن و مرد

2-  مشکلات زناشویی

3-  دخالت های نابجای اطرافیان

4-  مشکلات شدید اقتصادی به خصوص به دلیل عدم همکفوی

5-  بی عفتی، تنوع طلبی و خیانت

هیچ یک از عوامل فوق معمولاً به تنهایی نمی تواند یک ازدواج را به جدایی بکشاند ولی معمولاً با بروز یکی از این مشکلات و عدم رفع آن، مشکلات دیگری از آنها شیوع پیدا کرده و موجب می شود تا کم کم افق شوم طلاق در خانواده نمایان گردد.

به عنوان مثال، زن و شوهری که همدیگر را درک نمی کنند، بزودی مشکلات زناشویی نیز پیدامی کنند و یا مشکلات ناشی از درک متقابل کم کم به والدین منتقل شده و با تحریکات مسموم آنها مواجه می شوند و یا خانواده های دارای مشکلات اقتصادی شدید، کم کم دچار اختلافاتی برای نحوه ی اداره ی زندگی خود می شوند و همین اختلافات کم کم به تیره شدن روابط زناشویی نیز منجر می شود.

در بین تمام این مشکلات همانطوری که از نحوه ی مرتب کردن عوامل مشخص است، عدم درک صحیح از مقوله ی ازدواج و تفاوت های زن و مرد، در نظر من مهمترین عامل در بروز مشکلات خانوادگی است.

بسیاری از دختران و پسران، قبل از ازدواج با توقعات غیر منطقی و ایده آلیستی از همسر خود به زندگی مشترک وارد می شوند و در این توقعات اصلاً عوامل و مشخصات فردی و جنسیتی همسر خود را در نظر نمی گیرند. دختر توقع دارد، همسرش مانند پدرش، یک مرد بسیار آرام، صبور، دست و دل باز و پایبند به اصول و مبادی آداب باشد و پسر نیز از همسر خویش توقع دارد تا به مانند مادر دلسوزش برایش پرستاری کند.

درک غیر صحیح از مقوله ی ازدواج موجب می شود تا زن و شوهر ابتدا با توقعات نابجا از زندگی مشترک و همدیگر موجب دلخوری هم شوند و در مرحله ی بعد با عدم توان در دلجویی، موجب تشدید در کدورت می گردند. معمولاً دعواهایی که به دلیل عدم درک اتفاق می افتند به همان دلیل، حل نشده و حتی شدت نیز می یابند و با مرور زمان، زبان تفاهم نیز جایگاهش را به سکوت، طعنه یا دعوا می دهد و به تدریج تیرگی بر روابط زن و شوهر سایه می اندازد. اکنون سوال مهم این است که درک متقابل از کجا آغاز می شود؟

آیا فرزندان فی ذاته می دانند که بین جنسیت، تمایلات، علایق و حوائج زن و شوهر چه تفاوت هایی وجود دارد؟! پاسخ خیر است، فرزندان از زمان کودکی در خانواده به رفتار و تعاملات پدرومادر خود می نگرند، کودکان نگاه می کنند که پدر چه خدماتی را به مادر و مادر چه محبت هایی را به پدر ارائه می دهد. اگر پدر و مادر نتوانند به صورت عملی به فرزندان خویش نحوه ی برخورد با همسر را بیاموزند، کودک از کجا این مسائل را خواهد آموخت؟ پسران از کجا می فهمند که به همه ی گلایه ها و درددلهای زنان نبایستی پاسخ گفت و راه حل رائه کرد و فقط باید شنید؟! دختران از کجا می فهمند که چه وقت هایی بایستی مردان را تنها گذاشت تا به حالت عادی خویش بازگردند؟! فقط همین دو مسئله ی کوچک، درصد زیادی از دعواهای زندگی مشترک را ایجاد می کنند، تنها کافیست حین درددل زن، شوهر در مسیر نصیحت و یا ارائه ی راه حل قرار گیرد تا با یک زن خشمگین و درمانده روبرو شود و یا کافیست تا در زمانی که مرد به دنبال یک تنهایی کوتاه مدت برای بیرون آمدن از مشکل درونی خویش است، زن بخواهد دور و اطراف مرد را محاصره کند تا به حساب خودش به شوهرش کمک کند تا با یک مرد سرخورده و عصبانی مواجه شود.

برای شناخت اختلافات شخصیتی بین زن و مرد، نه تنها والدین بایستی یک الگوی رفتاری مناسب و نسبتاً شفاف و متناسب با سن بچه از خود ارائه کنند، بلکه بایستی استفاده از کتب روانشناسی و مشاورین خانواده را در دستور کار خود قرار دهند تا فرزندان شان نیز با این ابزارهای بسیار مهم و حیاتی بیگانه نباشند.

پدر و مادرها بایستی بدانند که اگر خودشان نتوانسته اند الگوی مناسبی برای فرزندانشان باشند، لااقل آنان را قبل ازازدواج به مطالعه ی کتاب هایی که امروزه به عنوان الفبای ازدواج از آنها یاد می شود ترغیب و حتی مجبور نمایند، از این نمونه کتاب ها می توان به کتاب های "مردان مریخی و زنان ونوسی" و "آنچه مردان باید در مورد زنان بدانند" و "آنچه زنان باید در مورد مردان بدانند" اشاره نمود، که به نظر حقیر در هر خانواده ای بایستی درکنار دیوان حافظ  زینت بخش ظاهر و باطن خانواده ها باشند.

در انتها از دوستان مذهبی خواهش می کنم در صورتی که این کتب را مطالعه نکرده اند، فوراً آنها را به بهانه ی استفاده از کتب مذهبی و اکتفا به آنها رد نکرده و یا غیر ضروری اعلام نکنند، بلکه بدانند که این کتب حتماً از آن نوع حکمتی است که حضرت رسول تا چین رفتن را برای آموختن آن لازم می داند، چرا که می توانند به راحتی زندگی های زیادی را نجات داده و از متلاشی شدن خانواده ها جلوگیری کرده و بستر رشد و تعالی والدین و فرزندان و اجتماع را فراهم آورد.


منبع: سلمان علی

عید آمد و شوق ما کم

نمی دانم چرا هر سال که از عمر ما می گذرد از شوق عید و عید دیدنیمان کم. انگار بین شوق رسیدن 

عید و گذر عمر رابطه ای معکوس وجود دارد.چند وقتی که از فضای نوشتن دور بودم چندین حادثه رخ داده که هرکدام صد دفتر می توان نوشت.سوال های آنچنانی از رئیس جمهور !! و جواب های آنچنانی تر از رئیس جمهور!!! تفسیر سر این ماجرا بماند برای آیندگان که برگ های تاریخ را می خوانند، و بدانند که چه کسی درست گفت و چه کسی اشتباه تصور می کرد هر چند اندیشه های مختلف اشکالی ندارد مگر عامل   درگیری و اختلافات عمیق گردد که انشالله چنین نخواهد شد. اماباز مثل دهه 60 مردم نفهمیدن حق باچه کسی 

بود

در مقابل چه کسی بی راه می گفت/ بگذریم/ 

نامگذاری چند سال پشت سرم هم در مورد

مسائل اقتصادی و بیان حمایت از تولید ملی هزاران حرف در سینه ای خویش دارد که اگر همچنان حل نشود انتظار دوباره پرداختن به مسائل اقتصادی در سالهای آینده خواهد رفت ولی نامگذاری مکرر بر مسائل اقتصادی ، یاد دوران کودکی افتادم وقتی معلم دوران ابتدای چند درس را می داد وقتی می دید بچه های هنوز درس های قبلی را یاد ندارند و بلد نیستند و دوباره درس های قبلی را تکرار می کرد. یک دفعه از درس 10 دوباره به درس 2 بر می گشتیم.


منبع: آزاد اندیشی

سهم من

سهم من 
از بهار:
نگاه تو.

* * *
و مگر
من از زندگی چه می خواهم.

سهم من

سهم من 
از بهار:
نگاه تو.

* * *
و مگر
من از زندگی چه می خواهم.

فارسی را پاس بداریم ...

  از نظر نزدیکان من، مهندسی فناوری اطلاعات (IT) شخصی هست که خوب بلده تو گوگل (البته خیلی‌هاشون اصولاً نمیدونن چنین سایتی وجود داره) سرچ کنه و مطلبی که اونا میخوان رو پیدا کنه و همچنین بلده ویندوز XP نصب کنه. اگه ویروس‌کشی هم بکنه که دیگه حتما دانشمند و نخبه هست!!. بعضی‌ها که ازم می‌پرسن رِشتت چی هست!؟ و من میگم "ای‌تی‌"، ازم میپرسن "ای‌تی‌"، دیگه چی هست!!؟ خوردنیه !؟. و من حالا باید توضیح بدم که "ای‌تی‌" یعنی فناوری اطلاعات و ... . البته معمولا وقتی افرادی که میدونم نمیدونن اصلاً "ای‌تی‌" یعنی چی و مطمئنم باید باهاشون وارد یه مسابقه بیست سوالی بشم، خودمو خلاص میکنم و بهشون میگم، رشتم کامپیوتر هست!!.

  در همین راستا ...

منبع: وبلاگ خبرنگار

ادامه نوشته