هفته وحدت گرامی باد
مبناي وحدت اُمت اسلامي
منشا حقيقي وحدت امت اسلامي ، همانا دين اسلام است.اين منشا ،ريشه اصلي خود را از فطرت سليم انسان ميگيرد که خداند متعال در نهاد مردم همه جوامع به وديعت نهاده است . تحولاتي که اين دين فطرت در طول تاريخ داشته، فقط مربوط به فروع جزيي احکام بوده است که از تنوع موقعيت هاي حياط انساني در جوامع مختلف سرچشمه گرفته است . و اصول و مبادي کلي که من دين الهي را تشکيل ميدهند، همواره در طول تاريخ متحد بوده اند . بنابراين، از نظر ما ،مبناي وحدت امت اسلامي مستند به همان دين فطري انساني است که همه پيامبران الهي آن را به بشريت تبليغ نموده و متن کامل آن پس از حضرت نوح و پيامبران پيشين به وسيله حضرت ابراهيم ابلاغ شده و يهود و مسيحيت نيز خود را وابسته به آن مي دانند . ارکان و اجزا اصلي دين فطرت که ملت اسلامي بايد آن ها را دارا باشد ، از دو طريق اثبات مي شود :
1- قرآن مجيد که حاوي اثبات توحيد خالص "اعتقاد به يگانگي خداوند و شريک ندشتن او به طور مطلق و لزوم اعتقاد به صفات کمالي خداوند و سلب صفات نقص و وابستگي از خداوند" مي باشند .

ب:اين اصول و ارکان و اجزا اصلي دين فطرت از راه عقل سليم نيز به خوبي اثبات شده و در کتب فلسفي و کلامي مشروحا مورد تحقيق قرار گرفته اند . اين اصول و ارکان و اجزا از يک وحدت عالي در به فعليت رسانيدن استعداد هاي آدمي برخوردارند که همان دين فطرت است که خداوند بر حضرت ابراهيم خليل الله (علیه السلام) وحي فرموده است:و جاهدوا في الله حق جهاده هوا جتباکم و ما جعل عليکم في الدين من حرج مله ابيکم ابراهيم هو سماکم المسلمين من قبل .(و جهاد کنيد در راه خدا آنچنان که شايسته جهاد براي اوست ،او شما را برگزيده است و خداوند براي شما مشقتي در دين قرار نداده است . اين همان دين پدرتان ابراهيم است او شما را پيش از اين مسلمان ناميده است ). آيات ديگري در قرآن ثابت ميکنند که دين ابراهيم همان دين فطرت است که بر همه پيامبران نازل شده است : شرع لکم من الدين ما وصي به نوحا والذي اوحينا اليک و ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي ان اقيمو الدين ولا تتفرقوا فيه.
(براي شما از دين همان را تشريع کرده است که به نوح توصيه فرموده و آنچه را که به تو وحي کرديم و آنچه را که به ابراهيم و موسي (علیه السلام) توصيه نموديم اينکه دين را بر پاي داريد و در آن پراکنده نشويد ). و قطعي است که فطري آدمي همان گونه که در منطقه "آنچنان که هست" يک حقيقت است در منطقه "آنچنان که بايد و شايد" که به موقعيت شخصيت ايده آل "النفس المطمئنه" ميرسد ،يک حقيقت ميباشد، زيرا تجزي و تلاشي فطرت و شخصيت دليل آن است که نتوانسته لست از عرضه قوانين جبري و نا آگاه ماديات که در مجراي تجزيه و ترکيب است بالا تر برود.و هر اندازه که شخصيت متعالي شود به وحدت عالي تر نائل ميگردد.
2- معاد و ابديت که بدون آن دو حيات انسان ها در اين دنيا قابل تفسير و توجيه قانع کننده نمي باشد . 3- نياز بشر به پيامبران که حقايق فوق حواس و عقل او را در وصول به کمال واقعي که هدف زندگي او در اين دنيا است به او آموزش دهند . اين نياز فقط با بعثت پيامبران و اوصيايي که بعد پيامبران کار تبليغ را ادامه ميدهند مرتفع خواهد شد . 4- عبادت ها و تکاليفي که براي بر قراري رابطه کشش به بارگاه خداوندي ضرورت دارند . مانند نماز و حج . 5- انجام دادن کارهاي نيک بطور عام که ضروري ترين آنها همانا کوشش براي برآوردن نياز هاي مادي و معنوي معقول مردم ميباشد .
منبع : کتاب امت واحده از مرحوم علامه محمد تقي جعفري
لثارات الحسین(علیه السلام)
مرجع سایتها و وبلاگهای گیلانی