ای ارزشی جوان! سالم بمان

امر به ورزش امر به خوبی است و نباید این خوبی را که در جهت حفظ سلامتی جسم و روح مومنان به مثابه ی یک الزام است را وانهاد. ورزش نه تنها به عنوان یک تفریح سالم و مفید برای هر مومنی لازم است، موجب تقویت قوه ی اراده می شود. مگر می توان لقب مومن داشت، ولی مواظب خوراک و سلامتی نبود!؟ مگر این جسم و روح امانت نیست؟! مگر خداوند دستور نداده است که خودمان را به هلاکت نیندازیم!؟ کافی است که بپذیریم ورزش جزء لاینفک سلامتی است و سلامتی بدون ورزش محقق نمی شود و این که ورزش موجب می شود تا مومنان از تنبلی و خمودی دور شوند؛ همین تنبلی و خمودی مانع انجام وظایف، تکالیف، عبادات و کمک به دیگران و در نتیجه خسران است. چگونه با 30 کیلو اضافه وزن می توان مثل فنر برای کار خیر از جا پرید؟! باور کنیم اگر همین ورزش را با نیت الهی و به دور از حب و بغض های ماورای رقابت های کاذب انجام دهیم، می توانیم برای آن توقع ثواب آخرت نیز داشته باشیم.
من به عنوان کسی که سالهاست بر ورزش استمرار دارم، مدام تمام دوستان و همکارانم را به این عمل صواب و ثواب توصیه می کنم تا هم افرادی سالم داشته باشیم و هم جامعه ای پویا.
اگر ورزش را امری هزینه بر می دانید که واقعا هم تا چنین است، این را هم بایست دانست که هر ریالی که در ورزش هزینه می شود، از صرف تومان ها در درمان جلوگیری خواهد کرد. و اگر برای ورزش وقت ندارید باید بدانید که وقتی را که با ورزش نکردن می خریم، چند ده برابرش را از عمرخود کم می کنیم و البته چه زمان ها که باید در بستر بیماری و بیمارستان ها صرف نمود، بی آنکه وقتی عملاً صرفه جویی شده باشد.
ورزش باید در ارزشی ها به عنوان یک الزام حس شود و همگی باید در قبال سلامتی برادران دینی مان به خصوص اعضای خانواده حساس باشیم و هم خودمان ورزش کنیم و هم امر به ورزش را مجدانه دنبال کنیم.
دیگر مسئله ی مهمی که باید به جوانان ارزشی توصیه کرد، دوری از هرگونه دخانیات به خصوص قلیان است. متأسفانه چند سالی است که به دلیل ندانم کاری برخی هیأتی ها، به جان جوانان مسجدی ما افتاده است؛ براستی قلیانی که چند ده برابر سیگار سمی و خطرناک است، چرا نباید به مثابه ی افتادن در دام تهلکه حرام فرض شود؟! قلیانی که باعث ریزش مو می شود و قلب و ریه و معده را منهدم می کند و موجب لنگیدن پا (به دلیل تنگ شدن عروق خون رسانی) می شود، یعنی چیزی که از سرتا به پای انسان را نابود می کند، واقعاً در شأن یک بچه مسلمان است؟! من خود! خویشتن! یک شبی که قلیان موجب اذیت معده ام شده بود، قسم خوردم تا دیگر لب به هیچ دخانیاتی نزنم و البته چند سال است که به توفیق الهی بر قسمم مانده ام، و مانند کسی که مضرات قلیان را به جان درک کرده ام و البته اکنون دیگر استفاده نمی کنم، تمام دوستانم را با توجه به ضررهای جسمی، روحی و مالی به ترک هر گونه دخانیات توصیه ی اکید می کنم.
از دیگر آفات بچه های ارزشی به خصوص فعالان حقیقی در سنگرمجازی کم خوابی های همیشگی است که موجب بیماری متعدد سهل العلاج و سعب العلاج می شود، از دیابت تا فشارخون تا ناراحتی گوارشی و سردرد وسرماخوردگی و اگرچه بخشی از مضرات این کم خوابی با خواب های نیم روزی و بخشی دیگر با ورزش کردن قابل جبران است (چرا که ورزش هم موجب مقاومت بدن می شود و هم باعث سوخت و ساز صحیح بدن به خصوص در کاهش ابتلا به دیابت) ولی خواب شب که خداوند آن را برای آرامش آفریده است چیز دیگری است.

منبع: سلمان علی

مذاهب عمده چین

پوشش و حجاب پرتوئی از آفرینش الهی است که فلسفه وجودی آن حفظ مقام و ساحت مادی و معنوی زن و مرد و زمینه ساز رشد و کمال آن ها تا مراتب عالی انسانیت است. یکی از قوانین ربانی در شرایع الهی مسأله حجاب و پوشش بوده است و خالق بشر که بر تمای اسرار و رموز آفرینش، عالم خبیر است، زیبایی، امنیت، رشد و تعالی انسان ها به خصوص زن را در پوشش و عفاف و حجاب دانسته است، آیات نورانی قرآن کریم این حکم الهی را به نحو مطلوب تبیین و سیره ی قرآنی معصومین (علیهم السلام) به ویژه سیره معصومه کبری فاطمه زهرا (س) آن را به بهترین شکل به منصه ظهور و اجراء در صحنه زندگی رسانده اند. در این مقاله، پوشش به عنوان یک خواسته فطری و عقلانی انسان مورد توجه قرار گرفته و بر همین اساس این حکم امضائی اسلام در شرایع و ادیان آسمانی قبل از اسلام نیز مورد جستجو و بیان، واقع گردیده و آن گاه معنای لغوی و اصطلاحی حجاب در قرآن کریم مشخص و آثار و برکات حجاب از جمله رشد و حفظ عفاف و حیا مورد توجه و نقش آن در پایداری نهاد مقدس خانواده بیان گردیده است و در پایان آثار زیانبار بی حجابی و بد حجابی ارائه شده است. از آن جا که این موضوع قرآنی نقش بارز و آشکاری در نهاد خانواده (از حیث آبادانی و رشد یا تخریب آن) دارد سعی شده همه این موضوعات با رویکرد به جایگاه نهاد خانواده از منظر قرآن ارائه گردد ...

منبع:برترین زینت

ادامه نوشته

چرا عقد طولانی قبل از عروسی بد است!؟

در پی خواندن مطلی در خصوص ترغیب به عقد های 6 ماهه تا 1 ساله، لازم دیدم تا به اطلاع دوستان به خصوص جوانم برسانم که طولانی شدن عقد قبل از عروسی در بسیاری از موارد مشکلات و تنش هایی ایجاد می کند که اگر عروس و داماد زودتر زیر یک سقف بروند هرگز درگیر آنها نخواهند شد و با توجه به اهمیت مسئله، مختصراً مواردی را در خصوص این مشکلات و در انتها راه حل پیشنهادی خودم را تقدیم می کنم:
1- ایجاد توقعات نابجا در دوطرف به خصوص در مورد اقوامی که در شرایط عقد، خرج زیادی روی دست داماد می گذارند و همین توقعات در خصوص تهیه ی جهیزیه نیز با طولانی شدن عقد بیشتر می شود.
2- ایجاد فرصت دخالت های بی حد و حصر در اطرافیان عروس و داماد، که بعضاً این افراد حق دخالت را تا آخر عمر برای خود محفوظ می دانند و دامنه ی این افراد از حد والدین به حد فامیل های دور و حتی دوستان نارفیق نیز پیش می رود.
3- کمبود فرصت رفع کدورت در برابر فرصت های زیاد ایجاد کدورت، که معمولاً به دلیل ملاحظات در نوع مناسبات، دردسر ساز می شود.
4- حذف رابطه ی زناشویی به عنوان یک عامل اصلی و مهم در تثبیت رابطه ی زن و شوهر موجب ایجاد تنش های روحی روانی و حتی جسمی عروس و داماد گردیده و از این تنش ها، به عنوان عامل حدود 50 درصد از جدایی ها نام برده می شوند.
5- حرف و حدیثهای زیادی که در دوران عقد برای زندگی عروس و داماد ایجاد می شود، معمولاً تا مدت زیاد و حتی تا آخر عمر باقی می ماند و نقل تمام دعواهای زندگی خواهند شد.
6-  عوامل فوق و سایر عوامل موجب می شود تا یک عقد طولانی قبل از ازدواج شرایطی سخت تر از ازدواج را ایجاد کند و همین تمام عوامل موجب می شود تا یک زندگی که می تواند در حالت عادی به خوبی و خوشی ادامه یابد به تنش های بعضاً جدایی ساز منتج گردد.
7- برعکس آنچیزی که تبلیغ می شود جدایی در زمان عقد های بلند مدت، معمولاً هیچ برتری نسبت به جدایی در زمان بعد از عروسی ندارد و عملاً به همان اندازه موجب مشکلات می شود.
پیشنهاد: نظر حقیر این است که شناخت برای ازدواج باید قبل از ازدواج و به واسطه ی والدین و افراد مورد اعتماد و با صحبت های مستقیم قبل از عقد در شرایط حفظ حریم و حیا و با تحقیقات از معتمدین صورت گیرد، نه این که با ایجاد شرایط سخت عقد طولانی، عملاً زندگی مشترک عروس و داماد را تحت الشعاع مشکلات زیادی قرار دهیم. پیشنهاد دیگر این که می توان تازه عروس و دامادها را ترغیب کرد تا تنها زمانی به بچه دار شدن اقدام کنند که در زندگی مشترکشان به یک ثبات نسبی رسیده باشد؛ و دیگر این که کسب معیارهای صحیح موجب می شود تا با یک آشنایی کوتاه مدت، بتوان شناخت بهتری نسبت به طرف مقابل داشت و اگر معیارهای صحیح را در مورد ازدواج نشناسیم چه بسا در یک دوره ی 1 ساله ی نامزدی هم موفق به شناخت صحیح طرف مقابل نشویم، پس به جای تمرکز بیش از اندازه از لزوم شناخت طرف مقابل، باید روی شناخت ازدواج، چارچوبها و معیارهای آن گام برداشت.

منبع: سلمان علی

چرا دنیا به سمت حجاب پیش میرود و ایرانی به سمت بی حجابی؟

مبارزه با بدحجابی

مگر دختر یا زن ایرانی با دین اسلام و حجاب آشنا نیست؟

فکر میکنید مخالفان حجاب چه کسانی هستند؟

آیا می دانید آنان که با حجاب مخالفند، در حقیقت با چندین آیه ی قرآن که در دو سوره ی نور و احزاب در زمینه ی لزوم حجاب و پوشش کامل زنان نازل شده است مخالفند؟!؟
آیا می دانید مخالفت با حجاب اسلامی بیشتر از مردان هوس ران است.

مگر بانوی ایرانی نمیدانید که چگونه باید شیطان درون خود را مهار کند و رواج فساد و بی بندباری را بگیرد؟

آیا هر کدام از ما نمیدانیم که چه باید بکنیم؟

پوشش بانوان سینمای ایران؛ اسلامی یا غیر اسلامی؟آیا پوشش بازیگران زن ایرانی در انظار عمومی، اسلامی این است؟

امروز چی بپوشیم؟ سؤال کردن هیچ اشکالی نداره، چرا که گاهی باعث کشف پدیده های جدید می شه؛ اما این « ... چی بپوشم؟ » منجر به کشفی شد که نسل بشر رو بدجوری به خودش مشغول کرده؛ کشف مد!

آرایش دختران نوجوان و جوان ، سن آنها را بسیار بیشتر از آنچه که هست نشان می دهد !

امروز به این فکر می کردم که در جامعه امروز ما اکثر خانم ها در گناه هستند و کسی هم اینها رو امر به معروف نمی کند

بابا!دین نگفته اگر چهار تا دونه مو رو نشون بدی اشکالی نداره!

حتی یک تار مو دختر هم نباید به نا محرم نشان داده شود!

 

 مگر اسلام حد و مرز گذاشته برای پوشش موی سر؟

همه موی سر باید پوشیده بشه.حتی یک تار مو بلکه کمتر هم نباید نشون داده بشه!

همه دستها به جز مچ و انگشتان دست باید پوشیده شود!

 

ما کجا اسلام کجا؟

حضرت زهرا(س) انقدر نماز می خواند که ساق پایشان ورم می کرد.حالا ما شیعه ها دخترانمون ساق پاهایشان رو به نامحرمان نشان می دهند

تا حالا در مورد این موضوع فکر کردید؟

پدران!خواهش می کنم در تربیت فرزندانتان کوشا باشید

پدران خوب!به دختراتون درس حجاب بدید

به دختراتون درس عفت بدید

شمای پدر در تربیت دخترت هیچ نقشی نداشتی.می دونی یعنی چی؟

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند

امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمودند :
روزی من و فاطمه نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتیم . پیامبر سخت می‏گریستند . من گفتم : « پدر و مادرم فدای شما باد؛ چرا گریه می‏کنید؟!»
رسول خدا فرمودند : «در شب معراج زن‏هایی از امت خود را دیدم که در عذاب شدیدی بودند . از دیدن وضع آنها بسیار اندوهگین شده‏ام .»
فاطمه (علیهاالسلام) عرض کردند : «پدر جان ! عمل آن زنان چه بود که به عذاب مبتلا شده بودند ؟»
رسول خدا فرمودند : « زنی را به موهایش آویخته بود و مغز سرش در آتش می‏جوشید . او در دنیا موی خود را از مردان نمی پوشانده .
زنی را به زبانش آویخته بودند و آب جوش در حلقش می‏ ریختند . او در دنیا شوهرش را اذیت می‏کرده . زنی را با پا در تنوری از آتش آویخته بودند چرا که بدون اجازه شوهر از خانه‏ اش بیرون می‏رفته . زنی گوشت خودش را می خورد و در زیر پایش آتش برافروخته بودند . او در دنیا خود را برای مردان زینت می داده است .
دست‏ های زنی را به پاهایش بسته بودند و مارها و عقرب‏ها بر او مسلط بودند . او در دنیا طهارت را مراعات نمی‏کرده و نماز را خوار می شمرده است .
زنی کور و کر و لال در تابوتی از آتش بود و مغز سرش از بینی اش خارج می شد و بدنش از جذام و برص ، پاره پاره شده بود.  او از زنا بچه دار شده و بچه را به شوهرش نسبت می‏داده است .
زنی گوشت تن خود را با قیچی پاره پاره می کرد . او در دنیا خود را در اختیار مردان قرار می داده است .
زنی صورت و بدنش در آتش بود و روده های خود را می خورد . او در دنیا برای زنا وساطت می کرده .
زنی سرش چون خوک و بدنش چون خر بود و هزاران هزار از انواع عذاب بر او می‏ بارید . او زنی بوده سخن چین و دروغ پرداز .
زنی به صورت سگ بود و آتش از دهانش خارج می‏شد و ملائکه با گرزهای آتشین بر سرش می‏کوفتند . او در دنیا زنی بوده آوازه خوان و حسود .»
آنگاه رسول خدا فرمودند : « وای بر آن زنی که شوهرش از او خشمگین باشد و خوشا به حال آن زنی که شوهرش از او راضی باشد .»

منبع: حجاب املش

ادامه نوشته

هوا که گرم می‌شود ...

  این روزها با آغاز روزهایی از سال که دمای هوا بیش از روزهای پیش می‌شود ، شهرمان هم بیش از پیش مذین به هوا و هوس می‌شوند. از جمله می‌توان به خیابان‌های شهر اشاره کرد که مملو از برادران و خواهران گرامی ، الاف و البته بدپوشش می‌شود.

  برای نمونه؛ در مرکز شهر منتظر تاکسی هستی. توجه‌ات به کنار پیاده‌رو جلب می‌شود. پسرهایی را می‌بینی که از بینشان دختران بدحجابی (قریب به بی‌حجاب) هستند که به نظر می‌رسد به اندازه چند سانت، انواع کرم و لوازم آرایشی به صورتشان مالیده‌‌اند. به یاد جمله دکتر شریعتی می‌افتی که می‌گفت: من می‌توانم معجزه کنم!!، کافی است یک دستمال به من بدهید تا زیبایی اکثر خانمها را از آنها بگیرم!!. دخترها با تیکه‌ها و متلک‌های پسرها مواجه می‌شوند. اگر پسندیدند که سفیدی دندان نشان می‌دهند و اگر بدشان آمد که با مقداری بدو بی‎راه بسنده می‎کنند!!. معلوم نیست که در آینده ، می‌خواهیم سر از کجاها در بیآوریم …‌


  به نظرتان مقصر این وضع چه کسی یا چه کسانی می‌توانند باشند!؟. من؟، شما؟ مسئولین ؟ یا شاید همه !!؟. ممکن است شما با من هم فکر باشید یا نباشید. ولی به نظرم همه‌ی ما به نوعی و در اندازه‌های مختلف در ایجاد اینگونه معضلهای اجتماعی مقصر هستیم. کم توجهی و تقریباً بی‌توجهی به فریضه امربه معروف و نهی از منکر از طرف مردم ، کم کاری‌های عیان در بخش مدیریت فرهنگی و رویکردهای شبه لیبرالیستی دولت در این بخش و هزار چیز دیگر باعث شده کار به جایی برسد که مخصوصاً جوانان ما از دین ، تمایل به دینگرایی و از نشانه‌های دینداری دوری کنند. به نظر می‌رسد در این بین وظیفه مسئولین از بقیه سنگینتر است. زیرا آنها ابزار کافی را دارند. ولی متاسفانه شاهد خروجی‌هایی غیر از آنچه باید باشد هستیم. برای مثال ورزشکاران ، هنرمندان و کسانی که به نوعی الگوی جامعه ، مخصوصاً جوانان هستند و از ابزارهای قابل استفاده مسئولین در امر گسترش فرهنگ اسلامی می‌توانند باشند ، با بی‌توجهی و بی‌برنامگی مسئولین به عاملی برای گسترش فرهنگ بی‌حجابی، بدپوششی و کلاً به عاملی برای ترویج فرهنگ غربی تبدیل شده‌اند.
 
  بعد از گذشت 34 سال از انقلاب اسلامی، آقایان هنوز قادر نبوده و نیستند تا شهدامان را، آن هم نه شهدای صدر اسلام!، بلکه شهدای همین روزها، مثل شهید احمدی روشن‌ها را که مطمئناً بهترین الگو مخصوصاً برای جوانانمان هستند را بدون هزینه‌های میلیاردی فوتبالیست‌ها یا سوپر استارهای سینما ، به همراه ناز و اتفارهای آنها، به جامعه معرفی کنند. احساس می‌کنم بسیاری از مسئولین ذی‌ربط در این قضیه به شکلی در انجام وظایف خود کوتاهی می‌کنند و هر نهاد ، سازمان ، ارگان یا هر دستگاه‌ای با وجود بودجه‌ها و نام‌های عریض و طویل، با هزار بهانه من‌درآورده این وظیفه را از گرده خود برمی‌دارد. معلوم نیست این روند تا کی و کجا باید ادامه داشته باشد...

منبع: خبرنگار

بدحجابی کسانی که به انقلاب پایبندند، مغرضانه است؟!‏

این ادعا که همه ی بی حجاب ها مغرضند و مجرم، ما را فوراً به برخورد مستقیم رهنمون می سازد، اما آیا همه ی بدحجاب های ما واقعاً مغرضند و مجرم؟! مطمئناً پاسخ نه است، چرا که تعداد زیادی از همین بدحجابها در انتخابات و 22 بهمن و روز قدس به میدان می آیند و در کنار محجبه ها رأی می دهند و یا در راهپیمایی شرکت می کنند. من نمی خواهم قبح بدحجابی را بشکنم ولی نگاه افراطی به بدحجاب ها را مانع کار فرهنگی می دانم؛ اگر یقین داشته باشیم که بدحجابان مغرضند و مشرک و بی ایمان، آن موقع کار فرهنگی را نیز مفید نخواهیم دانست و این گونه حجاب و عفاف را عملاً یا از دستور کار خارج می کنیم و یا به صورت جدی دنبال نخواهیم نمود و البته این سکه یک روی بد دیگر هم دارد و آن روی دیگر این است که اصلاً نسبت به حجاب هیچ حساسیتی وجود نداشته باشد و کم کم یک فرهنگ سکولار را در جامعه مجاز و معروف بدانیم که این نیز منجر به حذف هر گونه برنامه ریزی در خصوص جاری نمودن فرهنگ عفاف و حجاب خواهد شد، که متأسفانه این روی سکه را نیز در گفتمان رییس جمهور و البته مسئولان فرهنگی دولت شاهدیم و این دو روی سکه که هر دو به ضرر فرهنگ عفافند، رایج ترین گفتمان های موجود در این حوزه هستند.

اگر نگاه مسؤولان فرهنگی کشور مانند مستولان حوزه، صداوسیما و ارشاد لبریز از کینه و تنفر نسبت به بدحجاب ها باشد، عملاً کارفرهنگی که مقدمه اش نزدیک شدن، احترام و حتی محبت است نیز به وقوع نخواهد پیوست و این مسئله ای است که متأسفانه در لحنِ کلام برخی روحانیون مطرح و برخی مدعیان فرهنگ شاهدیم.
این مسئله که بسیاری از بدحجابان جامعه به انقلاب و رهبر و مسئولان آن اعتقاد و اعتماد دارند، خود نشانه ی عدم موفقیت مسئولان فرهنگی در نشر جایگاه رفیع اسلام و حجاب و عفاف است که نتوانسته اند به نهادهای انسان های پاکی که انقلاب اسلامی ایران را با تمام وجود دوست دارند، مفهوم حجاب و عفاف را منتقل نمایند. یقیناً اگر چنین بی حجابانی عمیقاً به بی حجابی اعتقاد داشتند، هیچگاه در سنگر انقلاب حاضر نمی شدند بلکه بایستی در شمار کم شمار ضدانقلاب در می آمدند.
 
فرض کنید پدر و مادری در تربیت فرزندانشان کوتاهی کرده باشند و فرزندشان دچار یک انحراف شده باشند، آیا برخورد قهری پدرومادر می تواند مفید واقع شود؟! یا نه! پدرومادر ابتدا باید به خود بیایند و در خود و در برخوردهای خود تحولاتی ایجاد کنند تا فرزندشان زشتی انحراف مزبور را درک کرده و آن گاه با برخوردهای سختگیرانه و در حالی که فرزند به مصلحت خویش واقف شده است او را از انحراف دور نمایند؛ وضعیت جامعه ی ما چنین است، متأسفانه بحث حجاب و عفاف عملاً به حجاب صرف تنزل داده شد و همان حجاب نیز بدون کارفرهنگی و فقط با کارقهری در جامعه جاری گردیده است، در حالی که عملاً کار قهری صرف بدون کار فرهنگی نه تنها تأثیر مثبتی (جز موقت و ظاهری) نخواهد داشت بلکه موجب تضعیف جایگاه باطنی و واقعی حجاب می گردد که متأسفانه گردیده است.

ای کاش مسئولان فرهنگی به خصوص مسئولان حوزه، روحانیون و طلاب همچنین صدا و سیما و نیروهای حزب اللهی و رسانه های مذهبی و اصولگرا زودتر به خود بیایند و مسئله ی مهم حجاب و عفاف را با این عبارت که "ما مأمور به تکلیفیم و نه نتیجه"، تخریب نکنند چرا که در حکم امر به معروف و نهی از منکر نتیجه نیز مهم است و اگر نتیجه ای وجود نداشته باشد و یا نتیجه عکس محتمل تر باشد، عملاً تکلیف عوض می شود و اگر چه قبول دارم که در کارفرهنگی کوتاهی عظیمی رخ داده است اما جبران این فرصت سوزی را با کار ضربتی و قهری بدترین ضربه به مبحث حیاتی حیا و حجاب و عفاف می دانم. نتیجه این که یه نظر حقیر هر چه زودتر تمام مسئولان و دست اندرکاران فرهنگی باید در خصوص شناخت و جبران کاستی ها و نقایص خود و تعیین اقدامات اصلاحی دست به کار شوند و عملاً تحلیل و تحول را مهمترن رکن های حل این معما در نظر گیرند.

موفقیت ازدواج فرزندان در دست والدین

با توجه به افزایش آمار طلاق به نظر می رسد پرداختن به این مسئله و راهکارهای کاهش آن برای حیات جامعه ضروری باشد. ای کاش می توانستیم آمار دقیقی از دلایل طلاقها داشته باشیم ولی چون چنین چیزی نداریم به همان اطلاعات شخصی و تجربی می پردازیم و به همین دلیل مهمترین عوامل طلاق را به این شرح مرتب می کنم:

1-  عدم درک صحیح از مقوله ی ازدواج و تفاوت های زن و مرد

2-  مشکلات زناشویی

3-  دخالت های نابجای اطرافیان

4-  مشکلات شدید اقتصادی به خصوص به دلیل عدم همکفوی

5-  بی عفتی، تنوع طلبی و خیانت

هیچ یک از عوامل فوق معمولاً به تنهایی نمی تواند یک ازدواج را به جدایی بکشاند ولی معمولاً با بروز یکی از این مشکلات و عدم رفع آن، مشکلات دیگری از آنها شیوع پیدا کرده و موجب می شود تا کم کم افق شوم طلاق در خانواده نمایان گردد.

به عنوان مثال، زن و شوهری که همدیگر را درک نمی کنند، بزودی مشکلات زناشویی نیز پیدامی کنند و یا مشکلات ناشی از درک متقابل کم کم به والدین منتقل شده و با تحریکات مسموم آنها مواجه می شوند و یا خانواده های دارای مشکلات اقتصادی شدید، کم کم دچار اختلافاتی برای نحوه ی اداره ی زندگی خود می شوند و همین اختلافات کم کم به تیره شدن روابط زناشویی نیز منجر می شود.

در بین تمام این مشکلات همانطوری که از نحوه ی مرتب کردن عوامل مشخص است، عدم درک صحیح از مقوله ی ازدواج و تفاوت های زن و مرد، در نظر من مهمترین عامل در بروز مشکلات خانوادگی است.

بسیاری از دختران و پسران، قبل از ازدواج با توقعات غیر منطقی و ایده آلیستی از همسر خود به زندگی مشترک وارد می شوند و در این توقعات اصلاً عوامل و مشخصات فردی و جنسیتی همسر خود را در نظر نمی گیرند. دختر توقع دارد، همسرش مانند پدرش، یک مرد بسیار آرام، صبور، دست و دل باز و پایبند به اصول و مبادی آداب باشد و پسر نیز از همسر خویش توقع دارد تا به مانند مادر دلسوزش برایش پرستاری کند.

درک غیر صحیح از مقوله ی ازدواج موجب می شود تا زن و شوهر ابتدا با توقعات نابجا از زندگی مشترک و همدیگر موجب دلخوری هم شوند و در مرحله ی بعد با عدم توان در دلجویی، موجب تشدید در کدورت می گردند. معمولاً دعواهایی که به دلیل عدم درک اتفاق می افتند به همان دلیل، حل نشده و حتی شدت نیز می یابند و با مرور زمان، زبان تفاهم نیز جایگاهش را به سکوت، طعنه یا دعوا می دهد و به تدریج تیرگی بر روابط زن و شوهر سایه می اندازد. اکنون سوال مهم این است که درک متقابل از کجا آغاز می شود؟

آیا فرزندان فی ذاته می دانند که بین جنسیت، تمایلات، علایق و حوائج زن و شوهر چه تفاوت هایی وجود دارد؟! پاسخ خیر است، فرزندان از زمان کودکی در خانواده به رفتار و تعاملات پدرومادر خود می نگرند، کودکان نگاه می کنند که پدر چه خدماتی را به مادر و مادر چه محبت هایی را به پدر ارائه می دهد. اگر پدر و مادر نتوانند به صورت عملی به فرزندان خویش نحوه ی برخورد با همسر را بیاموزند، کودک از کجا این مسائل را خواهد آموخت؟ پسران از کجا می فهمند که به همه ی گلایه ها و درددلهای زنان نبایستی پاسخ گفت و راه حل رائه کرد و فقط باید شنید؟! دختران از کجا می فهمند که چه وقت هایی بایستی مردان را تنها گذاشت تا به حالت عادی خویش بازگردند؟! فقط همین دو مسئله ی کوچک، درصد زیادی از دعواهای زندگی مشترک را ایجاد می کنند، تنها کافیست حین درددل زن، شوهر در مسیر نصیحت و یا ارائه ی راه حل قرار گیرد تا با یک زن خشمگین و درمانده روبرو شود و یا کافیست تا در زمانی که مرد به دنبال یک تنهایی کوتاه مدت برای بیرون آمدن از مشکل درونی خویش است، زن بخواهد دور و اطراف مرد را محاصره کند تا به حساب خودش به شوهرش کمک کند تا با یک مرد سرخورده و عصبانی مواجه شود.

برای شناخت اختلافات شخصیتی بین زن و مرد، نه تنها والدین بایستی یک الگوی رفتاری مناسب و نسبتاً شفاف و متناسب با سن بچه از خود ارائه کنند، بلکه بایستی استفاده از کتب روانشناسی و مشاورین خانواده را در دستور کار خود قرار دهند تا فرزندان شان نیز با این ابزارهای بسیار مهم و حیاتی بیگانه نباشند.

پدر و مادرها بایستی بدانند که اگر خودشان نتوانسته اند الگوی مناسبی برای فرزندانشان باشند، لااقل آنان را قبل ازازدواج به مطالعه ی کتاب هایی که امروزه به عنوان الفبای ازدواج از آنها یاد می شود ترغیب و حتی مجبور نمایند، از این نمونه کتاب ها می توان به کتاب های "مردان مریخی و زنان ونوسی" و "آنچه مردان باید در مورد زنان بدانند" و "آنچه زنان باید در مورد مردان بدانند" اشاره نمود، که به نظر حقیر در هر خانواده ای بایستی درکنار دیوان حافظ  زینت بخش ظاهر و باطن خانواده ها باشند.

در انتها از دوستان مذهبی خواهش می کنم در صورتی که این کتب را مطالعه نکرده اند، فوراً آنها را به بهانه ی استفاده از کتب مذهبی و اکتفا به آنها رد نکرده و یا غیر ضروری اعلام نکنند، بلکه بدانند که این کتب حتماً از آن نوع حکمتی است که حضرت رسول تا چین رفتن را برای آموختن آن لازم می داند، چرا که می توانند به راحتی زندگی های زیادی را نجات داده و از متلاشی شدن خانواده ها جلوگیری کرده و بستر رشد و تعالی والدین و فرزندان و اجتماع را فراهم آورد.


منبع: سلمان علی