سفری به پهنای آسمان

ماه رمضان که فرا می رسد ، حال و هوای دیگری پیدا میکنی و خودت را بیش از هر وقت دیگر، برای ساخته شدن و پیرایش از عیب ها و ناپاکی ها ، آماده می یابی و هر آن چیز که تو را در این مسیر یاری کند ، برایت جذاب است.ما هم این فرصت را غنیمت دانستیم و مطالبی را در ذیل بیان نمودیم، باشد که چراغ راه شما دوستان در این ضیافت چند روزه و در تمامی ساعات و لحظات زندگی تان باشد.

واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معانی بارانی است که اول پاییز می بارد و هوا را از خاک و غبارهای تابستان، پاک می کند و یا به معنای داغی سنگ از شدت گرمای آفتاب است.

ماده رمض در هر وزن و باب از اوزان زبان عربی بکار می رود، معنایی از گرما و سوزاندن در آن وجود دارد اما درباره این که چرا این نام بر یکی از ماه های سال گذاشته شده، اقوال مختلفی مطرح شده که برخی عبارتند از :

1- هنگامی که ماه ها را نامگذاری کرده ، از زبان های قدیمی به عربی بر می گرداندند، این ماه با ایام گرمای سوزان مطابق شد؛ بنابراین رمضان نامیده شد.

2- ارماض به معنای احراق و سوزاندن است و چون در ماه رمضان گناهان بندگان با اعمال نیک و شایسته سوزانده می شوند، این ماه رمضان نامیده شد.

3- دل های روزه داران در این ماه، حرارتی از موعظه و تفکر در امر آخرت به خود می گیرد؛ چنان که ماسه و سنگ حرارت خورشید را به خود می گیرند، از این رو ، این ماه، رمضان نامگذاری شد.

4- گویا عرب ها به خاطر داغ شدنشان از حرارت گرسنگی و تشنگی و چشیدن سختی، این نام را بر این ماه نهاده اند.

علت های دیگری نیز برای نام گذاری این ماه به رمضان در کتاب های حدیثی و تفسیری آمده است . در شماری از روایات، این نام گذاری به سبب نقشی دانسته اند که ماه رمضان در پاک سازی آیینۀ جان از آلودگی گناهان و پاک سازی روان از زنگار خطاها دارد.از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است :« إنَّما سُمِّیَ رَمَضانُ؛ لِأَنَّهُ یُرمِضُ الذُّنوبَ؛ این ماه را رمضان نامیده اند ؛ چون گناهان را می زداید»(1) همچنین در حدیثی آمده است که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: رمضان چیست؟ فرمود: خداوند در آن گناهان مومنان را می سوزاند و می آمرزد.(2)

از امام حسن بن علی بن ابی طالب(ع) روایت شده است، كه فرمود : تنی چند از یهود به نزد رسول خدا صلّی اللهّ علیه و آله آمدند، پس دانشمندترین ایشان در باره مسائلی از آن حضرت سؤال كرد، و از جمله سؤالهایش این بود كه گفت: خدای عزّ و جلّ به چه منظور 30 روز روزه در ساعات روز را بر امّت تو واجب ساخته است و بر امّتهای دیگر بیش از این فرض فرموده است؟

رسول خدا(ص) فرمود : وقتی آدم علیه السلام از آن میوه درخت خورد ، سی روز اثر آن در شكم او باقی ماند، از این جهت خدا سی روز گرسنگی و تشنگی را بر نسل او فرض فرمود، و آنچه در شب می خورند تفضّلی از جانب خدای عزّ و جلّ درباره ایشان است. و كار بر آدم نیز بر همین گونه بوده است، و از این رو خدا آن را بر امّت من واجب ساخته است. سپس این آیه سوره بقره را تلاوت فرمود : « كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ... » مرد یهودی گفت: راست گفتی یا محمّد، پس مزد كسی كه این ایام را روزه بدارد چیست؟

فرمود: هیچ مؤمنی نیست كه ماه رمضان را به قصد قربت روزه بدارد، مگر آنكه خدای تبارك و تعالی 7 خصلت را بر او واجب می سازد: نخست آنكه حرام را در بدنش ذوب می كند، و دوم آنكه او را به رحمت خدای تبارك و تعالی نزدیك می سازد، و سوم آنكه با این عمل خطای پدرش آدم را جبران می كند، و چهارم آنكه فشارهای بی هوش كننده جان دادن را بر او آسا ن می سازد، و پنجم آنكه او را از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان می دارد، و ششم آنكه خدا برات آزادی از آتش جهنّم را به او عطا می كند، و هفتم آنكه خدای عزّوجلّ او را ازغذاهای پاكیزه بهشت اطعام می نماید. گفت: راست گفتی، یا محمّد.

علت روزه دارى
همچنین هشام بن حكم از امام صادق علیه السلام در باره علت روزه گرفتن سؤال كرد. آن حضرت فرمود: همانا كه خدای عزّ و جلّ روزه را از آن رو واجب ساخت كه غنی و فقیر به وسیله آن در یك سطح قرار گیرند. و این بدان سبب است كه غنی چنان نبود كه اثر گرسنگی را احساس كند، تا بر فقیر رحم آورد، زیرا غنی هر زمان كه چیزی می خواست بر آن قادر بود، از این رو خدای عزّ و جلّ اراده كرد تا میان افراد خلقش تساوی برقرار سازد، و رنج گرسنگی و درد را به غنی بچشاند، تا نسبت به ضعیف رقّت كند، و بر گرسنه رحم آورد.(3)

پی نوشت:
م.حسرتی
1- ماه خدا ، حدیث 34
2- سیوطی ، الدرالمنثور، ج1،ص444

3- من لایحضر هالفقیه، ج 2، ص، 387

منبع : وبلاگ آفتاب پنهان

رودخانه‌های رشت؛ از ماهی سفید تا منشأ بیماری!!

شهر رشت با همه سرسبزی و زیبایی‌هایش دو رودخانه مهم دارد که از مرکز این شهر می‌گذرد. این دو رودخانه که در دل شهر رشت قرار دارند، روزگاری شاهرگ حیاتی این شهر بودند، اما سالیان بسیاری است که عنوان آلوده‌ترین رودخانه‌های جهان را یدک می‌کشند و به درد دل شهر رشت تبدیل شده‌اند.

رودخانه نخست شهر رشت گوهررود نام دارد که با طولی در حدود ۴۰ کیلومتر از ارتفاعات کوه‌های سراوان سرچشمه می‌گیرد و پس از اتصال به رودخانه زرجوب، رودخانه پیربازار را تشکیل می‌دهد و در پایان راه به تالاب بزرگ انزلی می‌رسد.

رودخانه دوم بزرگترین شهر شمال کشور زرجوب (به معنی رودخانه طلایی!) نام دارد که از کوه‌های کم ارتفاع هزار مرز، نیزه‌سر، جوکلبندان و کچا از حدود ۲۵ کیلومتری جنوب رشت سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به رودخانه گوهررود و تشکیل رودخانه بزرگ پیربازار از طریق بخش شرقی وارد تالاب بین‌المللی انزلی می‌شود.

به گفته قدیمی‌ها، رودخانه‌های گوهررود و زرجوب در زمان‌های دور در زیبایی و برخورداری از آب شفاف زبانزد بودند و مکان امنی برای ماهیان محسوب می‌شدند. جوانان به ویژه در فصل تابستان برای شنا و ماهی‌گیری به این دو رودخانه می‌رفتند، اما این روزها، در فصل تابستان و با گرم شدن هوا کسی نمی‌تواند حتی از کنار این دو رودخانه عبور کند و راحت‌ نفس بکشد، زیرا بوی مشمئز کننده‌ای انسان را آزار می‌دهد و مجبور می‌شود برای لحظاتی نفس خود را حبس کند تا از گزند بوی نامناسب این رودخانه‌ها در امان باشد.

تا چند سال پیش گاهی برخی لاک‌پشت‌ها را می‌دیدیم که در این رودخانه‌ها با سختی به زندگی خود ادامه می‌دادند، اما امروز دیگر خبری از آنها نیست و تنها رودخانه‌هایی را شاهد هستیم که به جای آب زلال و ماهیان، تنها فاضلاب در آنها جریان دارد.

به ویژه در سال‌های اخیر، این دو رودخانه به کانال‌های بسیار بزرگ حمل فاضلاب و زباله تبدیل شده و به منشأ انواع بیماری‌ها و مشکلات زیست محیطی تبدیل شده‌اند. می‌توان پساب‌های کشاورزی، شهری، صنعتی و زباله‌ها را چهار عامل آلوده‌کننده رودخانه‌های زرجوب و گوهررود دانست.

همچنین فاضلاب‌های خانگی، بیمارستانی و صنعتی عوامل بیماری‌زایی دارند که وقتی در رودخانه‌های رشت سرریز می‌شوند به ویژه در فصل گرم تابستان به سبب کاهش ریزش باران، قابل دیدن می‌شوند و بوی بدی از آنها منتشر می‌شود و چه بسیار افرادی که به جای استفاده از فضا و طبیعت این رودخانه‌ها به دلیل آلودگی آن بیمار می‌شوند.

هنوز که هنوز است متولی اصلی رودخانه‌های گوهررود و زرجوب مشخص نیست و هر دستگاهی افتخار متولی بودن این دو رودخانه را به دستگاه دیگر می‌دهد، اما شنیده شده که شهرداری رشت بیشترین سهم را در مراقبت از این دو رودخانه شهر رشت دارد.

در انتخابات گذشته مجلس و شورای شر وعده‌های بسیاری درباره رودخانه‌های زرجوب و گوهررود داده شد اما شاهد عمکرد قابل توجهی نبودیم. در انتخابات اخیر نیز بسیاری نامزدهای شورای شهر درباره احیای این دو رودخانه مهم شهر رشت وعده‌های بسیاری دادند، که امید است به سخنان خود عمل کنند و تنها با هدف جلب آرای مردم این سخنان را بر زبان جاری نکرده باشند.

نگارنده تنها می‌خواهد بگوید، رودخانه‌های گوهررود و زرجوب این روزه‌ها در شرایط خوبی نیستند و نجات این دو رودخانه که از سرمایه‌های شهر رشت محسوب می‌شوند تنها با همت و تلاش جدی همه مسئولان ذی‌ربط امکان‌پذیر است.

گمنامترین قهرمانان دفاع مقدس...

راه می رود،

سرفه می کند

پلک می زند،

 سرفه می کند

تکیه می دهد،

سرفه می کند

سرفه می کند، سرفه می کند،سرفه می کند

ایستاده مرده است!

لحظه ای هزار بار تکه تکه های او

 شهید می شوند ....

 

حمیده نعمتی


منبع :بابام می گه امام رضا....

جشن تولد بدون.....


جشن تولد بدون صاحب تولد!

 وقتي جشن تولدي بر پا مي‌شود هر كسي كه وارد خانه شود اول سراغ كسي را مي‌گيرد كه تولد اوست صاحب تولد به همه خوش آمد مي‌گويد. راستي ما 1170 سال و اندي چطور عادت كرده‌ايم فقط يك تولد، بدون ديدن صاحب تولد برگزار كنيم و بدون اين‌كه بفهميم دغدغه و رضايت او چيست.

اين همه سال نه خواستيم و نه همت كرديم سراغي از صاحب تولد بگيريم شايد براي ما اهميت نداشت يا شايد نبودنش براي ما عادت شده بوده است راستش خوب كه نگاه مي‌كنيم گويا اصلا نيازي در وجودمان به وجود نيامده كه پاسخي وجود داشته باشد.

حالا بگو نيازي ديده نازي در گرفته .... نه اين خبرها هم نيست نه نيازي است و نه نازي!

 اصلاً تا حالا فكر كرده‌اي چرا جمعيت ميليوني روز نيمه شعبان در جمكران جمع مي‌شوند و باز هم صاحب تولد حجاب از رخ برنمي‌گيرد ... كه مرحوم آغاسي مي‌گويد:

شايد اين جمعه بيايد شايد                    پرده از چهره گشايد شايد

 يعني اين جمعه ميليوني تشنه نيستند تا آبي نازل شود...

يا نكند صاحب تولد روز تولدش گوشه‌اي در بياباني، جنگلي، دريايي يا صحرايي و … جايي يافته و آرام آرام گريه مي‌كند

 آخر شمع‌هاي زياد كيك تولدش را طوفان هم نمي‌تواند خاموش كند كه هر شمع يك داغ است و يك درد

 قصه غفلت ما و قهر ما با آقا قصه غصه‌هاست ...

 قصه نيمه شعبان‌هاي مكرر و نبود آقا درد از درد‌هاي عاشقي است اين حرف‌ها را تا عاشق نباشي نمي‌فهمي.

 عاشق وقتي بي‌تاب معشوق مي‌شود وقتي از هر فرصتي براي ديدار استفاده مي‌كند وقتي هر بهانه‌اي، هر بويي، هر صدايي، هر نفسي او را به سمت معشوق مي‌كشد.

 وقتي دنبال يك آشناست تا احوال معشوق را از او جويا شود.

 خيلي بي قرار است.

 بايد جاي يك عاشق باشي تا بفهمي نيمه شعبان بي مولا تولد نيست

 قصه غربت و غمي است كه اشك‌هاي بي پايان آقا را تفسير مي‌كند

 گواه غربتي است كه نبود امام را فرياد مي‌كنند ... .

 اول و آخر اين قصه درد است و غم و تا نيايد اين غم عاشقان را مي‌سوزاند.

 

 اين‌ها را گفتم كه روز نيمه شعبان اگر باز هم جشن ميلادی بدون ظهور آقا گرفتی؛ اگر كامت را با شيرينی و شربت شيرين كردی به چشم‌هايت بگويی بر اين شيرينی خون ببارند ...

 ماهنامه موعود--نویسنده : فاطمه حیدری


منبع :مبشرین