چرا ايران در جنگ با عراق فاو را تصرف كرد؟

 

 

پاسخ :

 

همان طوري كه مي دانيد جمهوري اسلامي ايران شروع كننده جنگ نبوده و اين جنگ و تجاوز را عراق عليه ايران انجام داده است، ايران اسلامي در تمام مواضع رسمي اش تا آزادي خرمشهر در عمليات بيت المقدس (سوم خرداد سال 1361) صحبت از مناطق اشغالي و آزادي آن ها و دفع تجاوز بعثي ها انجام داده است، بعد از عمليات فتح المبين و بيت المقدس عمليات رمضان در سال 61 (23/4/61) در منطقه عمومي شرق بصره در داخل خاك عراق انجام شد و اين عمليات تنبيه متجاوز بوده است، زيرا ايران از اول دنبال صلح بوده امّا صلح آبرومند كه يك وجب از خاك ميهن اسلامي در دست دشمن نباشد، متجاوز تنبيه شود، آغازگر جنگ (صدام) محاكمه و محكوم شود كه در اين راستا ايران اقداماتي را انجام داد، ولي در نظام بين الملل به ايران جواب مثبت نداد.

در تمامي منازعات و جنگ هاي بين الدولي و بين المللي اعم از جنگ هاي صليبي، جنگ جهاني اول و دوّم و... براي طرفين نزاع پيروزي و رسيدن به هدف مهم است، با اين تفاوت كه در فقه اسلامي رسيدن به هدف از هر راهي مشروع نيست و قواعدي براي جنگ منظور شده است، امّا در ساير ملل هدف وسيله را توجيه مي كند و تا پيدائي جامعه ملل و سازمان ملل و شوراي امنيت جنگ هاي بسيار وحشتناك در جهان رخ داده است و بعد از اين تحول هم جنگ هاي رخ داده كه صد در صد خلاف قوانين اسلامي لحاظ شده در جنگ بوده است. جنگ عراق عليه ايران هم از اين قاعده (پيروزي در رسيدن به هدف) مستثني نمي شود و هر دو طرف به دنبال كسب موفقيت و پيروزي هستند. براي رسيدن به پيروزي عواملي موثرند كه آن عوامل عبارتند از:

1) زمين ـ شرايط و موقعيت جغرافيائي كه نيروهاي نظامي در آن واقع مي شوند قطعاً در نتيجه جنگ موثر است، مثلا قرار گرفتن در يك تنگه مثل تنگه هرمز در معادلات نظامي بسيار موثر است يا در اختيار داشتن يك منطقه اي كه اشراف بر نيروهاي دشمن دارد بسيار مهم است.

2) قطع شريان اقتصادي و رسيدن كمك به طرف مقابل جنگ، از رسيدن كمك هاي نظامي به عقبه و تجهيز شدن دشمن جلوگيري شود بسيار حياتي است هم براي حمله كننده و هم براي حمله شونده.

3) زهرچشم گرفتن و برتر نشان دادن خود بر طرف مقابل، شايد با گرفتن يك منطقه حفاظت شده و تحت كنترل نيروهاي دشمن را از نظر روحيه در وضعيت بدي قرار بدهد و تا سقوط كامل پيش ببرد.

4) منطقه از نظر سياسي جنجال برانگيز باشد و اين منطقه تصرف شده مقدمه اي باشد براي بدست آوردن برتري سياسي كه در مذاكرات دنبال خواهد شد.

با اين بيان روشن مي شوند كه تصرف شهر بندري فاو در عمليات والفجر 8 توسط رزمندگان اسلام چقدر حياتي بوده و چقدر هزينه سنگين براي ما و پيروزي بزرگي را به كشورمان به ارمغان آورده است و ايران بعد از يك سال تلاش و تحقيق و برنامه ريزي دقيق اين عمليات را شروع كرده و در 20/11/64 توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بطور مستقل (توسط سپاه) به انجام رسانده و مشخصات ويژه اي داشته كه 800 كيلومتر مربع از خاك دشمن بعثي از جمله شهر و تأسيسات نفتي فاو و كارخانه نمك به تصرف نيروهاي اسلام درآمد و نقش تعيين كننده اي را در روند جنگ داشت و موجب بهم خوردن توازن جنگ به نفع ايران در بعد نظامي و سياسي گرديد.[1]

در هر حال اهميت سياسي، نظامي، اقتصادي و استراتژيك منطقه و پيروزي سريع و غيرمنتظره سپاهيان اسلام به گونه اي بود كه با گذشت چند روز از انجام عمليات تحولات و تحركات گسترده اي در منطقه و جهان ايجاد شد كه براي نمونه چند مورد از اظهارات سياستداران منطقه و بين الملل را به طور مختصر بيان مي كنيم:

1) خبرگزاري فرانسه، 21/11/64: «حمله كنوني ايران بنا به اظهار منابع رسمي هشداري به رژيم بغداد است و كليه نيروهاي مستقر در اين منطقه در آن شركت ندارند».

2) راديو لندن 21/11/64: «يطروسيان متخصص امور ايران اظهار مي دارد كه مانورهاي ديپلماتيك اخير ايران به منظور جلب نظر متحدان عراق چه فرانسه و چه شوروي حتي كويت نتوانسته است رضاي خاطر ايران را به دست آورد و اين فعاليت ها را كافي ندانسته است و بنا بر اين ايران هماهنگ با اين اقدامات ديپلماتيك دست به يك تهاجم زميني زده است تا بتواند مكمل فعاليت هاي سياسي خود در رابطه با متحدان عراق باشد.[2]

بنابراين از نظر سياسي ايران احتياج به برگ برنده اي داشته و اين را با تصرف فاو به دست آورده است تا بتواند فشارهاي سياسي خود را براي پايان دادن نزاع و رسيدن به هدف به كار گيرد و در اظهارات ديگران مثل مراكش دو هدف بطور مشخص براي اين حمله ذكر شده: 1) اشغال شهر يك ميليوني بصره كه داراي ذخاير مهم نفتي است 2) قطع راه هاي بازرگاني عراق با كشورهاي خليج فارس.

در مورد اهميت منطقه و هشدار غرب اين طور بيان شده: روزنامه كرنشين سانتين مانيتور در روز سوم عمليات نوشت «چنانچه ادعاهاي ايران مبني بر فتح فاو صحت داشته باشد! يكي از عظيم ترين پيروزي هاي ايران در جنگ پنج ساله محسوب خواهد شد». يا راديو بي بي سي در تاريخ 12/11/64 اعلام كرد: اخبار مربوط به تسخير مواضع جديد عراق در خليج فارس مي تواند وضعيت نيروي دريائي را به مخاطره افكند. از نظر اهميت نظامي اين منطقه اظهارات زيادي به انجام رسيد كه بيان كننده برتري ايران و تهديد بر عليه عراق مي باشد.[3]

روزنامه اسرائيلي معازيو در 28/11/64 مي گويد: «اگر ايراني ها موفق شوند پايگاهي را كه به تصرف در آورده اند حفظ نمايند (يعني فاو) موقعيت صدام را متزلزل خواهند ساخت و راهي براي نفوذ در كشورهاي ثروتمند خليج فارس به دست خواهند آورد» نيز راديو آمريكا در اين باره مي گويد: 25/11/64 «... چنانچه ايران موقعيت خود را در آن منطقه تحكيم بخشد چه مشكلات بعدي به وجود خواهد آمد. و كشورهاي منطقه نيز اعم از شوروي و عرب ها خواستار هر چه سريع تر رفع اين نزاع مي شوند و ايران را به باد[4] انتقاد و حمله مي گيرند و زياد به خطر افتادن صلح در منطقه را سر مي دهند، در حالي كه قبل از اين و در زمان حمله عراق به ايران و رسيدن به آبادان و ساير مناطق اشغالي هيچ اظهار رسمي در مورد نقض صلح به چشم نمي خورد.

همچنان كه در مقدمه اشاره شد عمليات والفجر 8 و نتايج آن براي غرب مورد اهميت خاصّي و شايان توجه بود، زيرا با توجه به تثبيت حاكميت راديكال ها (از ديدگاه غربي ها) شكست در اين عمليات براي ماشين نظامي ايران در حدود يك سال فعاليت چشم گيري كه از خودشان نداد مي توانست به منزله شكست فكر ادامه جنگ تا پيروزي باشد، كه در غير اين صورت پيروزي در اين عمليات به گمان غرب برترين حربه اش ادامه گسترش جنگ تا سرنگوني صدام و حزب بعث مي باشد، منجر به تثبيت حاكميت ايران شود كه راديو آلمان و مطبوعات آن در تاريخ 22/11/64 اين طور اظهار مي دارد:

«اگر ايران بتواند در روزهاي آينده اين پيروزي نظامي را گسترش دهد مي تواند برايش دو نتيجه داشته باشد. از طرفي در تهران موقعيت راديكال ها و تندروها تقويت مي شود كه خواهان ادامه جنگ تا سقوط صدام هستند. از طرف ديگر اين پيروزي نه تنها براي عراق بلكه براي همسايگان ميانه رو عرب ايران يك تهديد مرگبار خواهد بود»[5]

و از نظر نظامي نيز عراق با ديدن اين برتري در يك بن بست نظامي قرار مي گرفت. امّا خارج از اين اظهارات و روند و تحليلي كه مدعيان انجام دادند چه خارجي و چه داخلي يك بحث عقلي هم داريم و آن اين كه اگر ما در دفاع از خاك خود تلاش كنيم و دشمن را به مرزها برگردانيم، ولي در مرز توقف نمائيم و هيچ تحركي نكنيم و متجاوز را تنبيه نكنيم آيا اين عقلائي است؟ در اين صورت چه تضمنين وجود دارد كه به فردا ديگران طمع حمله نكنند؟ چون ما هيچ تهديدي عليه آن حساب نمي شويم و آن ها حمله مي كنند اگر توانستيم دفاع كنيم، نهايتاً در مرز پيش مي رويم و توقف مي كنيم آن ها چيزي را از دست نخواهند داد و به صورت يك مانور نيروهاي خودشان را تقويت مي نمايند و اگر نتوانستيم يك استان يا يك منطقه را ضميمه خاك خود مي نمايند و نفع مضاعف مي برند. شما چرا اين سوال را از رسول الله(صلي الله عليه وآله) در فتح مكه نمي نمائيد آيا پيامبر اسلام تجاوز كرده بود به خاك دشمن؟ آيا اين تجاوز نامشروع بوده است؟ اگر كارآورند شرع نامشروع باشد پس چه كسي شرع و حدود آن را مي داند؟ پس در اين موارد بحث تجاوز به خاك دشمن نيست و امام امت چندين بار فرموده بودند كه دفاع مشروع مي كنيم و تنبيه متجاوز مي كنيم تا كسي به ايران حمله نكند و يكي از مصاديق تنبيه همين است. اگر ما فاو را تصرف نكرده بوديم به هيچ وجه آن ها نداي صلح و پذيرش قطعنامه 598 را سر نمي دادند و اگر ما برتري نظامي نداشتيم به هيچ وجه صدام و ياران غربي و عربش و حتي فرانسه و روس به فكر ملت مظلوم ايران نبودند.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . مجموعه مقالات، دانشكده فرماندهي و ستاد ـ معاونت تحقيق و پژوهش ـ تهران، دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، چاپ اول، 1373، ص241.

[2] . دفتر سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، خط توطئه، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، چاپ اول، 1366، ص26 ـ 27.

[3] . پيشين، ص 27 و 28.

[4] . همان، ص 29 و 30.

[5] . همان، ص 33 و 34.

 منبع:طلائیه

چرا به مقدسات توهین می‌کنند !؟

  این روزها به دنبال موج توهین به مقدسات، مخصوصا امام هادی(ع) در فضای مجازی ، شاهد انتشار آهنگهایی توهین آمیز و شنیع نسبت به ساحت ائمه اطهار بوده ایم. به نظر می‌رسد دشمن اسلام ناب محمدی(ص) با انجام اینگونه اعمال به دنبال تمسخر عقاید ما هستند. یادم می‌آید آقـــا سال گذشته در دیدار با مسئولین و خبرگان فرمودند: دشمن بر رو نقطه ضعف ما دست گذاشته و از این نقطه می‌خواهد ضربه بزند.


  روی سخنم با دوستان حاضر در فضای مجازی است. شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک فضای این نیست که ما بیاییم مثلا از امام هادی(ع) منفعلانه دفاع کنیم. کار درست در این فضا این است که بی‌اخلاقی ، توهین به اعتقادات ، سلب آزادی و دیکتاتور بودن این افراد هتاک را را نشان دهیم. چون این دعواها و کارهای انفعالی انتهایش این است که مدام آنها توهین بکنند و ما هم مدام دفاع کنیم و این چرخه‌ی بسته مدام تکرار شود. آن هم بدون ثمرات جدی برای ما. در نهایت هم صرفا قبح اعتقادات ما می‌ریزد. به نظر می‌آید در اینگونه شرایط باید نهایت استفاده را کرد و چهره واقعی حامیان و مبلغان تفکرات لیبرالیسمی و اباهه گری را بر همگان نمایان کرد که هیچ احترامی برام اعتقادات صدها میلیون مسلمان قائل نیستند.

  البته این سخن به معنی عدم برخورد با مسببان اینگونه اعمال مانند مورد اخیر نیست. بلکه باید با جدیت تمام با اینگونه افراد برخورد کرد. حتی در روایات متهددی آمده است که رسول اکرم(ص) سربازان جبهه جنگ سخت دشمن را در برابر با سواد کردن 10 مسلمان آزاد می‌کردند ، ولی در برابر سربازان جبهه فرهنگی و جنگ نرم دشمن کمترین مماشاتی نمی‌کردند. چون می‌دانستند که آنها آگاهانه این کارها را انجام می‌دهند و قصد ضربه زدن به اصل دین و اعتقادات مردم را دارند.

  در نهایت باید بگویم، ما باید دنبال وظایف ایجابی‌مان باشیم. وگرنه هر روز باید فتنه جمع کنیم. شاید اگر ما وظایف خودمان را درست انجام میدادیم. اگر چهره و عظمت بزرگانی مثل امام هادی را به خوبی نشان میدادیم و اگر این عزیزات حتی در بین شیعیانشان هم غریب نبودند، شاید امروز شاهد اینگون توهین‌ها نبودیم. به تعبیر حضرت امام: «اگر نوای دلنشین تفکر بسیجی بر کشوری طنین انداز شد چشم طمع دشمنان از آن دور خواهد شد» و الا هر روز باید منتظر حادثه ، فتنه و اینگونه توهین‌ها باشیم.

چند رسانه‌ای: استاد رائفی‌پور ؛ شیوه برخورد با هتاکین به مقدسات از دیدگاه امام خمینی دریافت (غیرمستقیم)

منبع: خبرنگار

سیما را اجاره داده اند؟!

  شب جمعه ساعت از نیمه شب گذشته بود و همینطوری طبق عادت بد ما ایرانی ها تلویزیون روشن بود و من سرم در عالم مجازی بود، شبکه 2 برنامه ای در باره ی سینمای کودک پخش می کرد که بدون غلو، ناگهان کارشناسی آمد و کلاً ما ایرانی ها را به توهم توطئه در تمام امور محکوم کرد و بعدش هم آنهایی که جوایز خارجی را به دلیل توهم توطئه قدرناشناس هستند را محکوم کرد (که گویی مخاطبش تمام کسانی هستند که جایزه ی اسکار جدایی نادر از سیمین را سیاسی می دانستند و تبریک در خور شأنی نگفتند و افتخار هم نمی کنند) و در تمام این سخنان ظاهری کارشناسانه را البته با لحنی تمسخر آمیز چنان آمیخته بود که گویی نگاه عاقل اندر سفیه خود را به شدت باور دارد. خودمانیم، احساس کردم آقای ضرغامی  تلویزیون دولتی را اجاره داده اند و شاید هم خودشان را!!! هنوز داغ برنامه ی هفت از دل بچه مسلمان های هنردوست پاک نشده و مثلاً در حالی که مجری برنامه در جبران آن جبرانی اشتباه عوض شد، اما سیاست صداو سیما گویی مشکل اصلی است که همچنان به قوت در ضعف خود پابرجاست.

منبع: سلمان علی

خدا زنده است

انسان مدرن به معنای انسان معتقد به اصالت علم و تجربه، خدا را به آسمان‌ها فرستاد و خودش وظیفه هدایت دنیا و بشر را به عهده گرفت. وظیفه‌ای نه از نوع خلیفة‌الله بودنِ انسان بر روی زمین که در متون دینی آمده؛ که از نوع خداگونه بودن انسان و یا انسان‌محوریِ موجود در متون علمی و فلسفی دوران روشنگری بعد از رنسانس.

نتیجه طبیعی این نگاه به انسان، خداحافظی با وحی و تسلط عقل جدید است. یعنی بشر دوران طفولیتش را سپری کرده و به دوران بلوغش رسیده و دیگر نیازی به دلسوزی و راهنمایی خداوند ندارد! ...

منبع: آهستان

ادامه نوشته

شما قضاوت كنيد!


الگو :

مقام معظم رهبري در دیدار مردم فارس با اشاره به مشخص بودن مسئولیت ها و وظایف در قانون اساسی فرمودند: رهبری هیچگاه بنای دخالت در تصمیم ها و کارهای دولت را ندارد، مگر آنجایی که احساس کند مصلحتی مورد غفلت قرار گرفته است.

مدعيان: برخي از نمايندگاني كه حتي وجود يك مدير مدرسه را در حوزه انتخابيه خود برنمي تابد!!!

( لطفاً پيروان الگوي ولايت به خود نگيرند )


منبع:شهر خدا

مذاهب عمده چین

پوشش و حجاب پرتوئی از آفرینش الهی است که فلسفه وجودی آن حفظ مقام و ساحت مادی و معنوی زن و مرد و زمینه ساز رشد و کمال آن ها تا مراتب عالی انسانیت است. یکی از قوانین ربانی در شرایع الهی مسأله حجاب و پوشش بوده است و خالق بشر که بر تمای اسرار و رموز آفرینش، عالم خبیر است، زیبایی، امنیت، رشد و تعالی انسان ها به خصوص زن را در پوشش و عفاف و حجاب دانسته است، آیات نورانی قرآن کریم این حکم الهی را به نحو مطلوب تبیین و سیره ی قرآنی معصومین (علیهم السلام) به ویژه سیره معصومه کبری فاطمه زهرا (س) آن را به بهترین شکل به منصه ظهور و اجراء در صحنه زندگی رسانده اند. در این مقاله، پوشش به عنوان یک خواسته فطری و عقلانی انسان مورد توجه قرار گرفته و بر همین اساس این حکم امضائی اسلام در شرایع و ادیان آسمانی قبل از اسلام نیز مورد جستجو و بیان، واقع گردیده و آن گاه معنای لغوی و اصطلاحی حجاب در قرآن کریم مشخص و آثار و برکات حجاب از جمله رشد و حفظ عفاف و حیا مورد توجه و نقش آن در پایداری نهاد مقدس خانواده بیان گردیده است و در پایان آثار زیانبار بی حجابی و بد حجابی ارائه شده است. از آن جا که این موضوع قرآنی نقش بارز و آشکاری در نهاد خانواده (از حیث آبادانی و رشد یا تخریب آن) دارد سعی شده همه این موضوعات با رویکرد به جایگاه نهاد خانواده از منظر قرآن ارائه گردد ...

منبع:برترین زینت

ادامه نوشته

چرا عقد طولانی قبل از عروسی بد است!؟

در پی خواندن مطلی در خصوص ترغیب به عقد های 6 ماهه تا 1 ساله، لازم دیدم تا به اطلاع دوستان به خصوص جوانم برسانم که طولانی شدن عقد قبل از عروسی در بسیاری از موارد مشکلات و تنش هایی ایجاد می کند که اگر عروس و داماد زودتر زیر یک سقف بروند هرگز درگیر آنها نخواهند شد و با توجه به اهمیت مسئله، مختصراً مواردی را در خصوص این مشکلات و در انتها راه حل پیشنهادی خودم را تقدیم می کنم:
1- ایجاد توقعات نابجا در دوطرف به خصوص در مورد اقوامی که در شرایط عقد، خرج زیادی روی دست داماد می گذارند و همین توقعات در خصوص تهیه ی جهیزیه نیز با طولانی شدن عقد بیشتر می شود.
2- ایجاد فرصت دخالت های بی حد و حصر در اطرافیان عروس و داماد، که بعضاً این افراد حق دخالت را تا آخر عمر برای خود محفوظ می دانند و دامنه ی این افراد از حد والدین به حد فامیل های دور و حتی دوستان نارفیق نیز پیش می رود.
3- کمبود فرصت رفع کدورت در برابر فرصت های زیاد ایجاد کدورت، که معمولاً به دلیل ملاحظات در نوع مناسبات، دردسر ساز می شود.
4- حذف رابطه ی زناشویی به عنوان یک عامل اصلی و مهم در تثبیت رابطه ی زن و شوهر موجب ایجاد تنش های روحی روانی و حتی جسمی عروس و داماد گردیده و از این تنش ها، به عنوان عامل حدود 50 درصد از جدایی ها نام برده می شوند.
5- حرف و حدیثهای زیادی که در دوران عقد برای زندگی عروس و داماد ایجاد می شود، معمولاً تا مدت زیاد و حتی تا آخر عمر باقی می ماند و نقل تمام دعواهای زندگی خواهند شد.
6-  عوامل فوق و سایر عوامل موجب می شود تا یک عقد طولانی قبل از ازدواج شرایطی سخت تر از ازدواج را ایجاد کند و همین تمام عوامل موجب می شود تا یک زندگی که می تواند در حالت عادی به خوبی و خوشی ادامه یابد به تنش های بعضاً جدایی ساز منتج گردد.
7- برعکس آنچیزی که تبلیغ می شود جدایی در زمان عقد های بلند مدت، معمولاً هیچ برتری نسبت به جدایی در زمان بعد از عروسی ندارد و عملاً به همان اندازه موجب مشکلات می شود.
پیشنهاد: نظر حقیر این است که شناخت برای ازدواج باید قبل از ازدواج و به واسطه ی والدین و افراد مورد اعتماد و با صحبت های مستقیم قبل از عقد در شرایط حفظ حریم و حیا و با تحقیقات از معتمدین صورت گیرد، نه این که با ایجاد شرایط سخت عقد طولانی، عملاً زندگی مشترک عروس و داماد را تحت الشعاع مشکلات زیادی قرار دهیم. پیشنهاد دیگر این که می توان تازه عروس و دامادها را ترغیب کرد تا تنها زمانی به بچه دار شدن اقدام کنند که در زندگی مشترکشان به یک ثبات نسبی رسیده باشد؛ و دیگر این که کسب معیارهای صحیح موجب می شود تا با یک آشنایی کوتاه مدت، بتوان شناخت بهتری نسبت به طرف مقابل داشت و اگر معیارهای صحیح را در مورد ازدواج نشناسیم چه بسا در یک دوره ی 1 ساله ی نامزدی هم موفق به شناخت صحیح طرف مقابل نشویم، پس به جای تمرکز بیش از اندازه از لزوم شناخت طرف مقابل، باید روی شناخت ازدواج، چارچوبها و معیارهای آن گام برداشت.

منبع: سلمان علی

موافقت جاسبی با درخواست های زهرا، سمانه و رضا + سند



شیوه مدیریتی جاسبی در دوران ریاست دانشگاه آزاد، شیوه ای منحصر بفرد و البته قائم به فرد بود و تمام دستورات در مواردی چون نقل و انتقال دانشجویان باید به او ختم می شد.

اگرچه نزدیکان جاسبی می توانستند با نامه هایی از قبیل موارد زیر، از تخفیف شهریه تابستانی (!) مهمان شدن در تهران و ... بهره مند شوند اما چه بسیار خانواده هایی که به علت مخالفت با تحصیل فرزندشان در شهری دیگر یا پرداخت هزینه های گزاف تحصیل، با مشکلات مختلف مواجه شدند و هیچ مسئولی نبود تا به درخواست آنها رسیدگی کند.

اسناد زیر نحوه استفاده رضا، سمانه و زهرا جعفرعلی جاسبی از رانت های خاص موجود در این دانشگاه را نشان می تدهد که دیگران را مجال بهره بردن از آن نبود...
 
ادامه نوشته

سفر هر كه را دیده‌ام برده است

اگر راننده را به حساب نیاوریم، تنها مسافر بیدار اتوبوس من بودم. خیره شده بودم به تاریکی متحرکی که جاده و اتوبوس را فراگرفته بود. نمی‌توانستم چشم‌هایم را ببندم، نمی‌توانستم از این منظره فرار دل بكنم. دورترها جایی در نزدیكی خط افق چراغ‌های شهری غریبه سوسو می‌زدند؛ مثل یک مشت سکه‌ی طلایی روی مخمل سیاه. انگار کسی شب را سکه‌دوزی کرده بود.

ماشین‌ها را می‌دیدم که روی جاده‌های موازی می‌لغزند و شتاب می‌گیرند و ناپدید می‌شوند؛ مثل اشباحی که به دل مرطوب مه کشیده‌ شوند. چشم به جاده دوخته بودم و آرام زمزمه می‌کردم:

سفر هرکه را دیده‌ام برده است
سفر هیچ کس را نیاورده است
 

چرا دنیا به سمت حجاب پیش میرود و ایرانی به سمت بی حجابی؟

مبارزه با بدحجابی

مگر دختر یا زن ایرانی با دین اسلام و حجاب آشنا نیست؟

فکر میکنید مخالفان حجاب چه کسانی هستند؟

آیا می دانید آنان که با حجاب مخالفند، در حقیقت با چندین آیه ی قرآن که در دو سوره ی نور و احزاب در زمینه ی لزوم حجاب و پوشش کامل زنان نازل شده است مخالفند؟!؟
آیا می دانید مخالفت با حجاب اسلامی بیشتر از مردان هوس ران است.

مگر بانوی ایرانی نمیدانید که چگونه باید شیطان درون خود را مهار کند و رواج فساد و بی بندباری را بگیرد؟

آیا هر کدام از ما نمیدانیم که چه باید بکنیم؟

پوشش بانوان سینمای ایران؛ اسلامی یا غیر اسلامی؟آیا پوشش بازیگران زن ایرانی در انظار عمومی، اسلامی این است؟

امروز چی بپوشیم؟ سؤال کردن هیچ اشکالی نداره، چرا که گاهی باعث کشف پدیده های جدید می شه؛ اما این « ... چی بپوشم؟ » منجر به کشفی شد که نسل بشر رو بدجوری به خودش مشغول کرده؛ کشف مد!

آرایش دختران نوجوان و جوان ، سن آنها را بسیار بیشتر از آنچه که هست نشان می دهد !

امروز به این فکر می کردم که در جامعه امروز ما اکثر خانم ها در گناه هستند و کسی هم اینها رو امر به معروف نمی کند

بابا!دین نگفته اگر چهار تا دونه مو رو نشون بدی اشکالی نداره!

حتی یک تار مو دختر هم نباید به نا محرم نشان داده شود!

 

 مگر اسلام حد و مرز گذاشته برای پوشش موی سر؟

همه موی سر باید پوشیده بشه.حتی یک تار مو بلکه کمتر هم نباید نشون داده بشه!

همه دستها به جز مچ و انگشتان دست باید پوشیده شود!

 

ما کجا اسلام کجا؟

حضرت زهرا(س) انقدر نماز می خواند که ساق پایشان ورم می کرد.حالا ما شیعه ها دخترانمون ساق پاهایشان رو به نامحرمان نشان می دهند

تا حالا در مورد این موضوع فکر کردید؟

پدران!خواهش می کنم در تربیت فرزندانتان کوشا باشید

پدران خوب!به دختراتون درس حجاب بدید

به دختراتون درس عفت بدید

شمای پدر در تربیت دخترت هیچ نقشی نداشتی.می دونی یعنی چی؟

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند

امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمودند :
روزی من و فاطمه نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتیم . پیامبر سخت می‏گریستند . من گفتم : « پدر و مادرم فدای شما باد؛ چرا گریه می‏کنید؟!»
رسول خدا فرمودند : «در شب معراج زن‏هایی از امت خود را دیدم که در عذاب شدیدی بودند . از دیدن وضع آنها بسیار اندوهگین شده‏ام .»
فاطمه (علیهاالسلام) عرض کردند : «پدر جان ! عمل آن زنان چه بود که به عذاب مبتلا شده بودند ؟»
رسول خدا فرمودند : « زنی را به موهایش آویخته بود و مغز سرش در آتش می‏جوشید . او در دنیا موی خود را از مردان نمی پوشانده .
زنی را به زبانش آویخته بودند و آب جوش در حلقش می‏ ریختند . او در دنیا شوهرش را اذیت می‏کرده . زنی را با پا در تنوری از آتش آویخته بودند چرا که بدون اجازه شوهر از خانه‏ اش بیرون می‏رفته . زنی گوشت خودش را می خورد و در زیر پایش آتش برافروخته بودند . او در دنیا خود را برای مردان زینت می داده است .
دست‏ های زنی را به پاهایش بسته بودند و مارها و عقرب‏ها بر او مسلط بودند . او در دنیا طهارت را مراعات نمی‏کرده و نماز را خوار می شمرده است .
زنی کور و کر و لال در تابوتی از آتش بود و مغز سرش از بینی اش خارج می شد و بدنش از جذام و برص ، پاره پاره شده بود.  او از زنا بچه دار شده و بچه را به شوهرش نسبت می‏داده است .
زنی گوشت تن خود را با قیچی پاره پاره می کرد . او در دنیا خود را در اختیار مردان قرار می داده است .
زنی صورت و بدنش در آتش بود و روده های خود را می خورد . او در دنیا برای زنا وساطت می کرده .
زنی سرش چون خوک و بدنش چون خر بود و هزاران هزار از انواع عذاب بر او می‏ بارید . او زنی بوده سخن چین و دروغ پرداز .
زنی به صورت سگ بود و آتش از دهانش خارج می‏شد و ملائکه با گرزهای آتشین بر سرش می‏کوفتند . او در دنیا زنی بوده آوازه خوان و حسود .»
آنگاه رسول خدا فرمودند : « وای بر آن زنی که شوهرش از او خشمگین باشد و خوشا به حال آن زنی که شوهرش از او راضی باشد .»

منبع: حجاب املش

ادامه نوشته

وقتی فقط بدیِ غرب را فرا می‌گیرند ...

لطفا به این سه روایت توجه کنید:

  1- سال 2000 است و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا. با توجه به اختلاف کم تعداد آراء بین ال‌گور و جورج بوش و ایجاد شبهه در نتیجه انتخابات ، تقاضای بازشماری آراء در ایالت فلوریدا توسط ال‌گور مطرح می‌شود. وقتی این خبر به گوش طرفداران ال‌گور می‌رسد شور و هیجان بسیار زیادی حاصل از این تصمیم در بین آنها ایجاد می‌شود. شمارش مجدد آراء توسط ماشینها شروع می‌شود و به تدریج اختلاف آراء بین دو نامزد کاهش می‌یابد. ولی چون بعضی از برگه‌های رای مختوش هستند و مشکل دارند ، دستگاههای شمارش مکانیزه قادر نیستند دقیق عمل کنند. پس، ادامه کار بازشماری آراء به صورت دستی انجام می‌شود و به دلیل طول کشیدن اعلام نتایج انتخابات اعتراضات مردمی شکل می‌گیرد. با اینکه اختلاف آراء هر لحظه در حال کم شدن است و حتی بعضی خبرها حاکی از پیشی‌ گرفتن ال‌گور از بوش است ، اما ناگهان با رای دیوان عالی آمریکا ، جورج بوش به عنوان پیروز انتخابات و رئیس جمهور جدید آمریکا معرفی می‌شود. با اعلام نتایج اعتراضات مردمی بیشتر می‌شود و همچنین ال‌گور می‌خواهد که به نتایج اعتراض کند. ولی یکی از مشاوران او ، تذکراتی مهم درباره حفظ چهره آمریکا به عنوان نماد تمدن و دموکراسیِ غربی در جهان به او می‌دهد. به این شکل، ال‎گور با وکیلش صحبت می‌کند تا او را متقاعد کند که بعضی وقتها پذیرش شکست، نشانه پیروزی است. در نهایت، ال‎گور به ععنوان بازنده انتخابات ، به بوش تبریک می‌گوید و ماجرا تمام می‌شود.

  2- سال ۲۰۱۲ است و انتخابات ریاست جمهوری فرانسه. انتخابات پایان می‌یابد و با اعلام نتایج نیکلا سارکوزی از فراسوا اولاند شکست می‌خورد. حتی با وجود نزدیک بودن تعداد آراء دو نامزد و مخصوصا با وجود اینکه سارکوزی در مناظره‌های پیش از انتخابات با اولاند دچار درگیری‌های لفظی شده بود ، اما او در نهایت شکست را می‌پذیرد و فردای آن روز در یک سخنرانی در بین حامیانش اینگونه می‌گوید: ...همین الان با او (فرانسوا اولاند) تلفنی صحبت کردم و برایش در همه امتحان‌های سختی که در پیش روی اوست آرزوی موفقیت کردم. کار سختی خواهد بود ولی با همه وجودم امیدوارم فرانسه، کشورمان که ما را گرد هم می‌آورد از این مسیر سختی که در پیش دارد با موفقیت بگذرد ... امشب ما باید فقط و فقط به بزرگی فرانسه و به سعادت فرانسوی‌ها فکر کنیم ...

  و اما ؛ 3- سال ۱۳۸۸ است و انتخابات ریاست جمهوری ایران. میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان دو نامزدی که خود و طرفدارانشان را (از بعضی استادان دانشگاه گرفته تا بعضی از هنرمندان) به اصطلاح روشنفکر می‌دانند ، و دارای تفکراتی غرب زده هستند و همچنین همفکرانشان کشورهایی همچون آمریکا و فرانسه را به نوعی به عنوان الگوی دموکراسی و حکومت می‌دانند ، نتیجه انتخابات را نمی‌پذیرند و به جای قبول شکستان ، با ادعای تقلب در انتخابات ، هم‌وطنان خود را رنج داده و شیرینی حماسهِ مشارکتِ ۸۵ درصدی را در کامشان تلخ می‌نمایند. تلخی‌ای که حتی باعث شد حضور بالای مردم در پای صندوق های رای که نماد واقعی مردم سالاری دینی و اعتقاد قلبی‌شان به نظام اسلامی است کمتر مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی قرار گیرد. همچنین دشمنان اسلام و ایران را دل‌شاد می‌کنند و کشور را برای چندین ماه به تفرقه ، اغتشاش و فتنه می‌کشاندند.

  می‌خواهم بگویم ، جماعتی که سالها از پول بیت المال این کشور می‌خوردند و در رسانه‌هایشان در مدح غرب می‌نوشتند و مدینه فاضله خود را کشورهایی همچون آمریکا و فرانسه ترسیم می‌کردند ، وقتی پای عمل فرا رسید نشان دادند که دیکتاتورهای روشنفکرنمایی هستند که فقط نقاط منفی جامعه غرب را می‌بینند و آنها را فرا می‌گیرند. جماعتی که فرهنگ غرب را دنیای آمال و آرزوهای خود می‌دانند ، به جای الگوبرداری از نقاط مثبت و مفید آنها فقط بی‌بندو باری ، سبک زندگی غربی و... را از آنها یاد می‌گیرند و نه چیز دیگر.


چند رسانه‌ای: دانلود مناظره حجت الاسلام بویان و دکتر  زیباکلام با موضوع لیبرالیسم دریافت

منبع: خبرنگار

شوق انتظار

برای اولین بار در فضای مجازی و دنیای رایانه

  


 نرم افزاری در قالب 313 پرسش پیرامون امام زمان(عج)

با قابلیت نمایش سوال و جواب هایی در هنگام شروع ویندوز طراحی گردید

طراحی منحصر به فرد این پرسمان به گونه ای است که لحظاتی ما را با مفاهیم مهدویت و انتظار بیشتر مانوس نموده و بتواند ما را در مقابل تهدیدات و شبهات دشمنان دین و قرآن مستحکم تر سازد.

این اثر کاری ارزشمند از تیم نرم افزاری انجمن گفتگوی دینی وابسته به مرکز ملی پاسخگویی می باشد.

منبع: یوم الفرج

ويرانه‌هاي جنگ؛ جاذبه‌اي ماندگار براي رونق گردشگري

خانه‌های و اماكن زخم خورده از جنگ تحمیلی اکنون به خرابه‌هایی تبدیل شده اند که برخی حضور آنها را باعث زشت شدن چهره شهر می دانند این در حالی است که کارشناسان گردشگری معتقدند این ويرانه ها می توانند جاذبه گردشگری جنگ را رونق دهد.

هنوز در کوچه پس کوچه ها و خیابانهای خرمشهر خانه هایی وجود دارد که بر چهره خود سند هشت سال جنگ تحميلي را نگه داشته اند اما برخی تصور می کنند که این خانه ها و ابنیه خرابه هایی هستند که فقط چهره شهر را زشت کرده و باید با تخریب و نوسازی شوند و نمای شهر را از وجود این خانه ها تمیز کرد!

یک فعال میراث فرهنگی در خوزستان می گوید: این خانه ها نمادی از هشت سال دفاع مقدس هستند که اتفاقا می توانند با بازسازی و رسیدگی به آنها زمینه راه اندازی تورهای گردشگری جنگ را به شهرهایی مانند آبادان و خرمشهر فراهم کرد.

او ادامه می دهد: بخشی از مسافران و گردشگرانی که به خوزستان مسافرت می کنند وقتی می بینند که چطور این شهرها در زیر توپ قرار گرفته اند، متاثر می شوند ولی از سوی دیگر این سوال در ذهنشان بوجود می آید که چرا مسئولان شهری به فکر توسعه این شهر و بازسازی این بناها نمی افتند.

دبیر انجمن تاریانا خوزستان به مهر می گوید: چند سال پیش ساختمانی در منطقه انکس آبادان که به دلیل سازه بتنی بنا موج انفجار در پوششهای آن به خوبی مشهود است، مرمت شد و در سال 86 به عنوان یکی از آثار جنگی در فهرست ملی به ثبت رسید. این بنا که متعلق به اواخر دوره پهلوی اول است، به عنوان اقامتگاهی برای میهمانان خارجی شرکت نفت ساخته شده بود و مدتی پیش به عنوان یک فضای فرهنگی برای برگزاری جشنواره فیلمی در خوزستان انتخاب شد. برگزاری این برنامه در چنین ساختمانی باعث شد تا خاطره آن روز در یاد همه بماند.

او ادامه داد: برخی از بناهای جنگ زده نیز که محل فیلمبرداری بوده اند، خاطره هایی را ثبت کرده اند و هر گردشگری می تواند از آنها بازدید کنند. اما برخی از بناها مانند مسجد جامع خرمشهر به دلیل اتفاقاتی که به خود دیده است مشهور هستند ولی متولیان آثار ترکشهای روی بدنه بیرونی آنها را مرمت کرده اند و باعث شده دیگر آن حس و فضای جنگ را نداشته باشند.

 در همین حال لزوم بازسازی و نگه داشتن آثار جنگ برای رونق دادن به بخش گردشگری جنگ شهرهایی مانند آبادان و خرمشهر درحالی مطرح می شود که فرماندار خرمشهر در اظهار نظر اخیر خود از واگذار شدن ساختمان های مخروبه به دستگاه های اجرایی برای انجام های کارهای عمرانی در شهر خبرداده است.

عبدالله حسینی در این باره معتقد است که 30 درصد ظرفیت زمین این شهرستان ساختمانهای مخروبه باقیمانده از جنگ تحمیلی و زمینهای رها شده‌ای هستند که تاکنون مالکان آنها برای بازسازی مراجعه نکرده اند بنابراین رها شدن این اراضی، گذشته از محروم شدن مردم و دستگاه ها از زمین، باعث تخریب نمای عمومی این شهر شده است. پس به منظور رفع این مشکلات با همکاری شهرسازی و استانداری خوزستان این اراضی به دستگاههای اجرایی واگذار می شوند!

این نوع نگاه مسئولان شهری به خانه های جنگ زده  فقط در خرمشهر نیست. آبادان هم که زمانی عروس خلیج فارس و یکی از مهاجرپذیرترین شهرها بوده است اکنون به واسطه وضعیتی مشابه خرمشهر به شهری با مخروبه های جنگ زده ای تبدیل شده  که مسئولان شهر، درصدد پاکسازی آنها برآمده اند.

درحالی که می توان این بناها را بازسازی و برای رونق دادن به گردشگری جنگ از آنها استفاده کرد همانگونه که کشورهای دیگر از آثار به جا مانده از جنگهایشان زمینه ای برای جذب گردشگر آماده کرده اند و بعد از گذشت بیش از دو دهه از جنگ تحمیلی هنوز این شهرهای پر از ترکش، نتوانسته اند جایگاه واقعی خود را بدست بیاورند.

منبع: طلائیه

شکستی دیگر برای جبهه ی سرمایه داری

شکست سارکوزی در برابر اولاند، نماینده ی سوسیالیست ها، اگر چه هیچ نفع مستقیمی برای ما ایجاد نمی کند، اما حداقل به دو دلیل قابل توجه است:
اول این که شکست سارکوزی در فرانسه به نوعی شکست برای سرمایه داری تلقی می شود و با توجه به این که تمام سیاست های غرب بر اساس اقتصاد سرمایه داری برنامه ریزی می شود، همین تغییر جهت یکی از کشورهای تأثیر گذار در اروپا از سرمایه داری به سوسیالیستی، ضعیف شدن جبهه ی غرب را در پی خواهد داشت که اولین علائم این اختلافات در اظهارات پس از پیروزی اولاند، برای ایجاد تغییر در سیاست های انقباظی اتحادیه ی اروپا در شرایط بحران اقتصادی و البته مخالفت های علنی آنگلا مرکل در همین خصوص است.
دوم این که تضعیف غرب در برابر جبهه ی جدید مخالفانش که با ورود پوتین قوی تر هم شده است، موجب تأثیر گذاری بیشتر گروه کشورهای روسیه، چین، ایران، سوریه، کشورهای مستقل آمریکای جنوبی و کشورهای مشمول بیداری اسلامی در مناسبات جهانی در برابر اتحادیه ی اروپا، آمریکا، عربستان و نوچه هایش خواهد شد.

منبع: سلمان علی

مابعد انتقادات

اکنون دیگر انتخابات و انتقادات به پایان رسیده است. به هر ترتیب ۱۳ نماینده در گیلان با تمام انتقادها،ضعفها و قوتها انتخاب شدند.این چند خط وظیفه ماست: امروز بکوشیم، همکاری و هم اندیشی و یاری رسانی به تک تک نمایندگان شهرمان وظیفه ماست .این نوعی شجاعت و دلیری است که از سلیقه خود فارغ شده و برای توسعه شهری و ارتقاء معارف همشهریان حتی با مخاطبین انتقادات خویش هم همگام شویم خصوصا همپایی و همگامی با نمایندگان مرکز استان که میتوانند از اثر گذاری بیشتری برخوردار باشند. ۱۰ نماینده استانی به همراه دکتر تامینی مهندس جعفرزاده و مهندس کوچکی نژاد اگر متحد و دوشادوش هم باشند و از یاری متفکرین و صلحاء استان بهره مند شوند مطمئناپیگیرترین نمایندگی ادوار مجلس  شورای اسلامی را برای گیلان عزیز رقم میزنند.بهتر است جناح بندیها را به کناری بزنیم. هرچه بود گذشت، هرکس مسئول اعمال خویشتن است اما امروز مائیم و نمایندگانی که میخواهند حق ما را بگیرند. به هر ترتیب که میتوانیم کمکشان کنیم. ۴ سال بعد فرصت خوبی است برای دوباره نوشتن و قلم فرسایی اما امروز وظیفه ما همیاری با نمایندگانمان است. از طلیعه خرداد باید انتقادها را به کناری بگذاریم و به اتحاد برسیم ...

منبع: الیت 10

روشنفکرانی از جنس برادر حاتم طایی!

چند روز پیش دوستی در گوگل پلاس نوشته بود که: «دانشگاه، حماقت سطح بالا را می‌سازد و رسانه حماقت سطح پایین!» قصد توهین ندارم. خودم دانشگاهی هستم و اهل رسانه‌. شکی نیست که این عبارت، کمی غلو به همراه دارد ولی در باطن خود، حقیقتی را فریاد می‌زند که برای درکش، هم باید در فضای دانشگاه نفس کشید و هم در محیط رسانه.

البته من فکر می‌کنم که منظور اصلی گوینده از چنین عبارتی، مخالفت با کلیت دانشگاه و رسانه نیست، شاید می‌خواهد این نکته را به ما گوشزد کند که اگر این دو، از مسیر و هدفی که برایش در نظر گرفته‌‌اند، منحرف شوند؛ و اگر فقط به ظاهرش و مدرکش اکتفا شود، چیزی باقی نمی‌ماند جز پوسته‌ای برای پنهان ماندن زیر آن ظاهر زیبا و بعد هم ژستی، ادایی، تظاهری به علم، دانش و یا رسانه! ...

منبع: آهستان

ادامه نوشته

جواب زیبا

آرتور اش " تنیس باز برتر جهان که در دوران بازی خود موفق به دریافت 3 بار عنوان قهرمانی مسابقات بزرگ جهانی معروف به گرند اسلم شد؛در سال 1983به دلیل دریافت خون آلوده مبتلا به بیماری ایدز شد.

هواداران این ورزشکار از سراسر دنیا نامه های همدردی و اظهار تأسف خود را برای او می فرستادند
متن یکی از نامه ها اینچنین بود:
{چرا خدا تورا برای این بیماری انتخاب کرد؟}
جواب زیبا و عمیق او این بود:
در دنیا 50000000 کودک بازی تنیس را آغاز می کنند
5000000 نفر یاد میگیرند چطور تنیس بازی کنند.
500000 نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند.
50000 نفر پا به مسابقات می گذارند.
5000 نفر سرشناس می شوند
50 نفر به مسابقات جهانی راه پیدا می کنند.
4 نفر به نیمه نهایی می رسند.
و 2 نفر به فینال....
و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم ؛ هرگز نگفتم خدایا چرا من؟
امروز هم که از این بیماری رنج می کشم هرگز نمی گویم: خدایا چرا من؟
 

نتیجه یک اشتباه در فهم

قصه پاریس تا پاریس در باره یک رزمنده ایرانیست که در زمان تحصیل پزشکی در پاریس با مطلع شد از شروع جنگ راهی ایران میشود تا به صفوف مبارزان حق علیه باطل بپیوندد.این رزمنده که در دوران دفاع مقدس دچار عارضه ریوی شده دوباره به پاریس بازمیگردد تا به معالجه خود بپردازد که در آنجا ماجراهایی رخ میدهد.

اولین نکته ای که در فیلم به شدت به چشم میخورد وجود نداشتن تفکر و اندیشه ای درست ویکدست در عقبه تئوریک فیلم است.فیلمساز قصد دارد مطلبی را که به نظر خودش درست است به خورد مخاطب بدهد که از ارایه همین امر هم عاجز است،یعنی حرفی را که میخواهد بگوید را نمیتواند بزند، یعنی بلد نیست که بزند،شاید خودش هم نمیداند که چه میخواهد بگوید.
قصد فیلم فرق نذاشتن بین ژنرال بلندپایه فرانسوی با اسماعیل است،اسماعیل رزمنده ای که درست برعکس ژنرال برای خود نجنگیده بلکه برای خدا جنگیده و دارای اهداف الهی میباشد.دلایلی که فیلم برای وجود نداشتن فرق بین اسماعیل و ژنرال بیان میکند اصلا قابل قبول نیست،این که دختر ژنرال در حدود چهل سال قبل در جریان جنگ دوم جهانی کشته شده یا اینکه ژنرال دیوانه وار همسرش راکه بعد از فوت دخترشان افسردگی گرفته را میپرستد(نقل از خود فیلم)یا اینکه در سکانس ماقبل پایانی ،هنگامی که ژنرال در حال گفتگو با اسماعیل است هدف هر دوشان را از جنگیدن یکی میداند ودر جایی از درد مشترک بین این دو یاد میشود.یعنی ژنرالی که نماد فرانسه(ودر مقیاش بزرگتر غرب)است با آن همه سابقه جرم وجنایت و استعمار عاشق اسماعیل( نماد ایران اسلامی) است و دارای چهره ای مالامال از انسان دوستی و عشق است.
فیلمنامه،پاریس تا پاریس هم مانند بیشتر فیلم های ایرانی از مشکل شخصیت پردازی رنج میبرد،مسیله ای که در سینما هالیوود به بهترین شکل آن وجود دارد و همین اصل است که باعث کشش و ایجادهمزاد پنداری مخاطب میشود.متاسفانه این فیلم نه تنها شخصیت پردازی نکرده بلکه درماقبل تیپ سازی توقف کرده،آخر نمیدانم اشک چشم و سرفه وقرآن دست گرفتن هم شد شخصیت پردازی ،شد تیپ سازی.عجز سازنده از ارایه یک تیپ سازی ونه شخصیت پردازی نشانه ضعف فیلمنامه وضعف کل فیلم است که میخواهد به بهانه فیلمبرداری در خارج از کشور ودستمایه قرار دادن یک سری موضوعات خاص فیلمی را ببافد و نه  بسازد.در باره ریتم فیلم میتوان گفت ریتم کلی فیلم ریتمی لنگان لنگان است در سی دقیقه اول ضرب آهنگی بسیار کند و خسته کننده دارد و اصولا چیزی به مخاطب نمیدهد. همین علت میتواند یکی از دلایل ریزش مخاطب در زمان اکران فیلم باشد.
از نکات دیگر ضعف فیلم میتوان به ویژگی های کاراکتر اسماعیل اشاره کرد.فردی که برای اعتقادش از تحصیل در خارج ودختر مورد علاقه اش دل میکند و به جنگ میرود چطور پس از سال ها هنوز در فکر آن دختر است؟، در حالی که او به عقد دوستش ایرج در آمده و از او دو فرزند دارد،از نگاه های بین این دو گرفته تا رابطه خراب کتی با ایرج تا حرفی که کتی در بیمارستان به اسماعیل میزند.کتی میگوید:من در تمام این سال ها عاشق تو بودم وقتی با ایرج ازدواج کردم واز او بچه دار شدم باز هم تو رادوست داشتم که نگاه و حرکات اسماعیل هم به نحوی نشانه علاقه متقابل نسبت به کتی است.همه این نکات نشان از مشخص نبودن کاراکتر اسماعیل است،آیا این همانیست که قرآن دست میگیرد و دعا میخواند؟یا همانیست که زمانی برای اعتقادات مذهبیش جلو توپ وترکش رفته است؟ ویافردی که این تقابل را با کتی دارد؟
در مورد بازی ها هم میتوان گفت که تیم بازیگران خارجی خیلی بهتر از بازیگران ایرانی بودند خصوصا ژنرال،در میال بازیگران وطنی هم بازی حسین یاری در جاهایی جلب توجه میکرد.گریم حسین یاری هم در اواخر خیلی بهتر از اوایل بود.موسیقی هم در کل به روند فیلم کمک میکرد اما در بعضی جاها میلنگید.
یک ایراد که به فیلمساز وارد است نشان دادن نماد شیطانی  ابلیسک در چند صحنه از فیلم است چه صحنه قبل از گله گذاری امامی وچه تاکید بر روی برج ایفل که یکی از معروف ترین ابلیسک های دنیاست که از لطیفی با سریال قلب یخی بعید بود.(اصلا قصد تعریف از قلب یخی را ندارم منظورم از جهت موضوع سریال است)
یکی از نکات مهم دیگری که به شدت جلب توجه میکرد شلیک پیام به سمت مخاطب بود.برای نمونه گفتگوی امامی با اسماعیل ، پرسش اسماعیل در باره حجاب دختر امامی ویا صحبت های ژنرال در سکانسی که اسماعیل فوت میکند به قدری سطحی بیان میشد که بیشتر به شوخی شبیه بود .متاسفانه فیلمساز نمیداند که هرچه میخواهد بگوید باید با زبان هنر باشد،یعنی باید پیام را به زبان فطرت ترجمه کرده وبعد به مخاطب القا کند نه این که بنشیند و مخاطب را موعظه کند.
در پایان هم که اسماعیل فوت میکند ژنرال و دوستانش با اجرا مراسم نظامی(انگار که اسماعیل سرباز فرانسویست) او را به ایران میفرستند وپخش سرود ای ایران ای مرز پر گهر ...

منبع: نقد هفت

شعارهای دهه ۶۰ روی دیوار خانه ما

در اولین روزهای بعد از تعطیلات نوروزی، یکی دو مطلب درباره زندگیم در روستاهای محروم ایلام و خاطراتی از سال‌های دهه ۶۰ نوشتم. نوروز امسال که بعد از گذشت سال‌ها به این روستاها رفتم، نکته جالبی توجهم را جلب کرد، آنهم شعارهای انقلابی روی دیوار خانه‌مان بود که بعد از این همه سال هنوز زنده بودند…

آن سال‌ها معلم‌های روستا، هم معلم بودند، هم روحانی، هم جهادی، هم بسیجی، هم نماد و نماینده‌ی فرهنگ انقلاب در روستا. شعارهای زیر هم یادگاری است از آن سال‌ها و آن معلم‌ها.

اینجا روستای «کله قطار» است.  محل زندگی و سکونت ما در سال ۶۶ البته این دیوارنوشته‌ها را معلم‌هایی که قبل از ما ساکن این روستا بودند، از خود به یادگار گذاشته‌اند.

منبع: آهستان

ادامه نوشته

عدم درج قیمت کالا در نمایشگاه دائمی

امروز عصر به اصرار خانواده یا به قول بعضی ها منزل رفتیم به آخرین روز نمایشگاه مبل و لوستر در محل نمایشگاه دائمی رشت. جالب است که از بین این همه غرفه شاید 5 درصد هم برچسب قیمت کالا نزده بودند و مشتری باید قیمت را شخصاً از غرفه دار می پرسید تا غرفه دار نگاهی به قیافه و لباس و کلاس فرد بکند تا تصمیم بگیرد که چه قیمتی برای کالایش تعیین کند. هرچه گشتم غرفه ای برای نظارت بر قیمت کالا از سوی اداره ی بازرگانی ببینم تا تذکر بدهم، آن را هم ندیدم و با توجه به این وضعیت هیچ چیزی نخریدم (البته دلایل دیگری هم برای نخریدن بود که تمایلی به ذکر آنها ندارم!!!).
جالب است که نظارت برقیمت کالا در مغازه هایی که قیمت کالا به صورت شرکتی روی محصول مندرج است انجام می شود در حالی که قیمت این کالاها معمولاً از خود شرکت گران می شود نه توسط فروشنده ها، ولی نظارت بر درج قیمت کالا روی اجناس اینچنینی آنهم در نمایشگاه به اصطلاح دائمی وجود ندارد. این توقع که برچسب قیمت روی کالایی درج شده باشد فکر نمی کنم توقع زیادی باشد چرا که بسیاری از فروشندگان فرصت طلب با این ابزار، اجناس خود را هم از تحت نظارت بودن خارج می کنند و هم به هر قیمتی که دلشان بخواهد به فروش می رسانند.
بحث دیگر هم این که در این گونه نمایشگاه ها به جای این که غرفه ای به اسم حجاب با مساحت 3-4 مترمربعی تشکیل دهیم و هیچ کاری هم در آنها انجام نشود، بهتر است غرفه ای به عنوان نمایشگاه حجاب و با ارائه ی محصولات فرهنگی و تصویری در خصوص حجاب و عفاف تشکیل شود.

منبع: سلمان علی

هوا که گرم می‌شود ...

  این روزها با آغاز روزهایی از سال که دمای هوا بیش از روزهای پیش می‌شود ، شهرمان هم بیش از پیش مذین به هوا و هوس می‌شوند. از جمله می‌توان به خیابان‌های شهر اشاره کرد که مملو از برادران و خواهران گرامی ، الاف و البته بدپوشش می‌شود.

  برای نمونه؛ در مرکز شهر منتظر تاکسی هستی. توجه‌ات به کنار پیاده‌رو جلب می‌شود. پسرهایی را می‌بینی که از بینشان دختران بدحجابی (قریب به بی‌حجاب) هستند که به نظر می‌رسد به اندازه چند سانت، انواع کرم و لوازم آرایشی به صورتشان مالیده‌‌اند. به یاد جمله دکتر شریعتی می‌افتی که می‌گفت: من می‌توانم معجزه کنم!!، کافی است یک دستمال به من بدهید تا زیبایی اکثر خانمها را از آنها بگیرم!!. دخترها با تیکه‌ها و متلک‌های پسرها مواجه می‌شوند. اگر پسندیدند که سفیدی دندان نشان می‌دهند و اگر بدشان آمد که با مقداری بدو بی‎راه بسنده می‎کنند!!. معلوم نیست که در آینده ، می‌خواهیم سر از کجاها در بیآوریم …‌


  به نظرتان مقصر این وضع چه کسی یا چه کسانی می‌توانند باشند!؟. من؟، شما؟ مسئولین ؟ یا شاید همه !!؟. ممکن است شما با من هم فکر باشید یا نباشید. ولی به نظرم همه‌ی ما به نوعی و در اندازه‌های مختلف در ایجاد اینگونه معضلهای اجتماعی مقصر هستیم. کم توجهی و تقریباً بی‌توجهی به فریضه امربه معروف و نهی از منکر از طرف مردم ، کم کاری‌های عیان در بخش مدیریت فرهنگی و رویکردهای شبه لیبرالیستی دولت در این بخش و هزار چیز دیگر باعث شده کار به جایی برسد که مخصوصاً جوانان ما از دین ، تمایل به دینگرایی و از نشانه‌های دینداری دوری کنند. به نظر می‌رسد در این بین وظیفه مسئولین از بقیه سنگینتر است. زیرا آنها ابزار کافی را دارند. ولی متاسفانه شاهد خروجی‌هایی غیر از آنچه باید باشد هستیم. برای مثال ورزشکاران ، هنرمندان و کسانی که به نوعی الگوی جامعه ، مخصوصاً جوانان هستند و از ابزارهای قابل استفاده مسئولین در امر گسترش فرهنگ اسلامی می‌توانند باشند ، با بی‌توجهی و بی‌برنامگی مسئولین به عاملی برای گسترش فرهنگ بی‌حجابی، بدپوششی و کلاً به عاملی برای ترویج فرهنگ غربی تبدیل شده‌اند.
 
  بعد از گذشت 34 سال از انقلاب اسلامی، آقایان هنوز قادر نبوده و نیستند تا شهدامان را، آن هم نه شهدای صدر اسلام!، بلکه شهدای همین روزها، مثل شهید احمدی روشن‌ها را که مطمئناً بهترین الگو مخصوصاً برای جوانانمان هستند را بدون هزینه‌های میلیاردی فوتبالیست‌ها یا سوپر استارهای سینما ، به همراه ناز و اتفارهای آنها، به جامعه معرفی کنند. احساس می‌کنم بسیاری از مسئولین ذی‌ربط در این قضیه به شکلی در انجام وظایف خود کوتاهی می‌کنند و هر نهاد ، سازمان ، ارگان یا هر دستگاه‌ای با وجود بودجه‌ها و نام‌های عریض و طویل، با هزار بهانه من‌درآورده این وظیفه را از گرده خود برمی‌دارد. معلوم نیست این روند تا کی و کجا باید ادامه داشته باشد...

منبع: خبرنگار

خلیج فارس

یکشنبه ، دهم اردیبهشت ، بیست و نهم آپریل روز ملی خلیج فارس است .

به افتخار این روز و مصادف شدن آن با خرافه گویی های شیخ امارات ، اتحاد و همدلی همه مردم ایران را شاهد هستیم که چگونه در شبکه های مجازی آن را به رخ اعراب و مستکبرین جهان میرسانند

مردمی که وقتی صحبت از آب و خاک ایران و تمامیت ارضی سرزمینشان می شود ، با هر نوع تفکری و هر گرایش فکری سیاسی ، حمایت خود را از ایران و ایرانی اعلام می کنند

در اینجا چیزی جز دست مریزاد به این مردمان خوب و پاک نمی توانم بگوییم.

منبع: شهر من لاهیجان

99درصدی ها

در این ایام شاهد چند جنبش 99 درصدی در جهان هستیم که همگی آنها حکایت از تغییر معادلات جهانی دارند:

1.جنبش 99 درصدی تسخیر وال استریت در ایالات آمریکا. این جنبش یکی از مظاهر به بن بست رسیدن اقتصاد کاپیتال است. که پیش بینی می شود در بهار شکل گسترده تری به خود بگیرد.

2.جنبش 99 درصدی شیعیان بحرینی علیه خاندان آل خلیفه. یکی از مهمترین علل تاخیر در پیروزی این انقلاب ، بهره گیری رژیم آل خلیفه از نیروهای نظامی عربستان در سرکوب مردم می باشد.

3.جنبش 99 درصدی حمایت ملت سوریه از بشار اسد. این روزها شعار:«الشعب یرید بشّار الأسد» در میادین سوریه طنین انداز شده.

4.به نظرم در آینده ای نه چندان دور شاهد شکل گیری یک جنبش 99 درصدی فراگیر در ایران خواهیم بود: جنبش 99 درصدی اقتصاد اسلامی. معتقدم این جنبش را نسل سوم و چهارم انقلاب که از حوزه و دانشگاه بیرون می آیند ، به حرکت درخواهند آورد. به شرطی که اسیر ساختار حاکم بر اقتصاد کنونی(اقتصاد کاپیتالیستی) نباشند و جهاد اقتصادی از سوی ملت و دولت عملیاتی تر شود.

باید مفاهیمی همچون برکت ، انفاق ، خمس ، حلال و حرام ، اسراف و تبذیر ، عدالت اقتصادی و . . . احیا شوند.

منبع: امت واحده

خرج تراشی جدید دولت برای والدین


چندی پیش در مقاله ای با عنوان "نظام جدید آموزشی و مشکلات آن" به مشکلات آموزشی، اخلاقی و مدیریتی که در اثر بکارگیری نظام جدید آموزشی اتفاق می افتد، اشاره کردم و اکنون که برای ثبت نام کلاس اول فرزندم به چند مدرسه رفتم با تحقق بخشی از آن پیش بینی ها مواجه شدم. بسیاری از مدارس دولتی و شاهد که قرار بود برای سال جدید کلاس بسازند تا بتوانند کلاس اولی ثبت نام کنند، حتی کلنگ زنی هم نشده اند و به همین دلیل از ثبت نام دانش آموزان کلاس اول امتناع می کنند و این هیچ پیامدی ندارد جز اجبار والدین به ثبت نام در مدارس غیر دولتی.
شاید ابتدا این گونه به نظر برسد که این دانش آموزان فقط یکسال میهمان مدارس غیر انتفاعی خواهند بود، اما واقعیت چیز دیگریست؛ دانش آموزی که یکسال در یک مدرسه تحصیل می کند، به دلایل مختلف اعم از عدم تمایل فرزند به جدایی از دوستان، فشار همان مدارس و همان بحث بحران کلاس ها (که اگر در سال بعدهم اضافه شوند، اقدام به ثبت نام کلاس اولی می کنند نه کلاس دومی) در سال بعد هم ناچار به ماندن در همان مدارس غیرانتفاعی گردیده و این مسئله هزینه ی زیادی را بر خانواده های کم درآمد وارد خواهد نمود. بحث های دیگر و مشکلات دیگر اعم از آموزشی و اخلاقی را می توانید در
اینجا بخوانید و ای کاش کسی هم می آمد از دلایل، منافع و مزایای اجرای این طرح که ما چیزی از آن را درنیافتیم می گفت.

منبع: سلمان علی

انتظار یعنی این

افضل اعمال

ناظم، خودکار بیک را به من داد و تشر زد: «چرا حواست را جمع نمی‌کنی؟ من باید وسایلت را بیاورم؟»

مغزی خودکار را که درآوردم، دیدم جواب تست‌ها با کاغذ کوچکی برایم پُست شده! 

سرم را چرخاندم.

چند ردیف آن طرف‌تر بر لبان دوستم ـ که خودکار را به ناظم داده بود ـ لبخندی شیطنت‌آمیز خودنمایی می‌کرد.

برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنیدیاد حرف پدرم افتادم: «هر چقدر، کار سخت‌تر باشد، فضیلتش هم بیشتر است.»

در حالی که کاغذ کوچک را پاره می‌کردم زیر لب گفتم: «رفیق! اگر یک کار مثبت از خودمان به دیگران سرایت دادیم، هنر کردیم.

این یعنی انتظار فرج!»[۱]


عدالت
سخنران که وارد شد، مقامات بلند پایه هم به دنبالش وارد شدند. روی صندلی‌های ردیف اول سالن، چند نوجوان نشسته بودند و باقی صندلی‌ها، اگر چه خالی بود، اما به تعداد آ‌قایان نمی‌رسید.

سخنران هنوز شروع به صحبت نکرده بود که مسئول برنامه با دستپاچگی، بچه‌ها را بلند کرد و آقایان را با احترام، جای آنها نشاند.

سخنران مکثی کرد.

روی پیشانی‌اش، گره افتاده بود. میکروفن را روشن کرد و گفت: «آقایانی که جای بچه‌ها نشسته‌اند، مکانشان غصبی است؛ لطفاً روی صندلی‌های ردیف عقب بنشینند.»

بچه‌ها که به جای خودشان برگشتند، سخنران، صحبتش را آغاز کرد. در حالی که باران بوسه‌های آنها از روی دست‌ها به سوی ایشان روانه می‌شد.

راستی، چقدر شنیدن سخنان یکی از منتظران حقیقی گریزان از ظلم و ستم، شیرین بود.[۲]

 

معاد
کلاس شروع شده بود که معلم پرسید: «بچه‌ها، انتظار فرج یعنی چه؟»

هر کسی چیزی گفت تا نوبت به من رسید. گفتم: «آقا اجازه! یعنی معاد.»

معلم گفت: «معاد؟ توضیح بده ببینیم منظورت چیست؟» رفتم پای تخته و این چنین نوشتم:

«انتظار فرج، یعنی:

معرفت امام معصوم و عادل (م)،

عشق به عدالت و ارزش‌های انسانی (ع)،

امید به آینده‌ای روشن و نوید بخش (ا)،

داشتن روحیه تعهد و مسئولیت‌پذیری (د) .

منبع: یوم الفرج

معلم زندگی من !

روز معلم که شد اسامی معلمانم را در ذهنم مرور می کردم که به یاد بیاورم تاثیرگذار ترین معلمم برای من ، معلم کلاس چندم و معلم چه درسی بوده ؟

خوب که ذهنم را زیر رو کردم مطمئن شدم که تاثیر گذار ترین معلمم ، کلاس نداشت اما معلم زندگی بود برای من !

همان که می گفت آدم باش !

همان که اولین بار برایم شعر بابا طاهر می خواند که من حفظ کنم :

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

که هرچه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد

زنم بر دیده تا دل گردد آزاد 

همان کسی که آخرین سال زندگی اش را صرف کرد تا به من خواندن و نوشتن یاد بدهد ، در حالی که بیماری مهلکش هر روز امیدش را به زندگی از بین می برد ، تمام امید ها و شاعرانگی هایش را به من بخشید !

یادش بخیر که تنها کمتر از شش سالم بود که مرا از پنجره ی مدرسه ای مخروبه داخل فرستاد تا کتاب کهنه و مندرس فارسی اول دبستان را بردارم ! تا به من از روی آن ،  خواندن و نوشتن یادم بدهد !

یادش بخیر گلستان سعدی به دستم داد تا برایش بخوانم که مطمئن شود شاگردش خواندن را یادگرفته ، کلیله و دمنه ، بوستان ، دیوان حافظ و ... ارزشمند ترین داراییش بودند که به من می سپرد تا تمرین خواندن کنم ! 

تنها چند روز قبل از اینکه به کلاس اول ابتدایی بروم ، برای همیشه رفت !

آن روز ها می گفتی بخوان !

می گفتم نمی فهمم یعنی چه ؟

می خندیدی و می گفتی بخوان درست می خوانی ، بعداً که مُردم تو می فهمی !

آن روز ها که من هر لحظه سوال تازه ای می پرسیدم و تو در حالی که از درد به خودت می پیچیدی جوابم را می دادی ، در حالی که آخرین جرعه های مرگ را سر می کشیدی من نمی فهمیدم زندگی و مرگ چیست !

وقتی برایم مرگ را تشریح کردی و گفتی همه یک روز می میرند ، یک شب گریه کردم و لج گرفتم که داداشی ، من نمی خواهم بمیرم و تو میخندیدی به این کودکی ام !

کاش بودی و می گفتم داداشی هنوز آدم نشده ام ، اما آن روز که تو می رفتی فهمیدم مرگ یعنی چه ! 

بعد از تو معلمی نتوانست برای من تاثیرگذار باشد چون تنها تو بودی که واقعا بدون هیچ مزدی به من درس دادی ! 

یاد و نامت همیشه برایم زنده است برادرم ، روزت مبارک !

منبع: نوشته

اصولگرایان را بهتر بشناسیم

دور دوم انتخابات مجلس در راه است

اشتباه بسیار فاحش و خطر آفرینی که این روزها ، به کرّات از بعضی بزرگان و فعالان اصول گرایی ، خصوصاً فعالان عرصه مطبوعات سر زده ، که در نوع خود ، ظلم و بی انصافی بزرگی ، در حق تفکر و گفتمان اصول گرایی است ، این است که ، بعضی از اشخاص ، اصول گرایی را ، یک پدیدة نو ظهور سیاسی ، که در دهه 80 متولد گردیده می دانند و از آن بعنوان یک جریان سیاسی یاد می کنند ، و  متأسفانه در مصاحبه ها یا نوشته ها و یا سخنرانی های خود ، این مکتب ناب شیعی  را ، در قالب یک حزب ، یا جناح ، یا جبهه سیاسی مطرح می کنند  و بعضی ها صرفاً ، به عنوان یک پدیده سیاسی به آن نگاه می کنند .

منبع:دریچه نو

ادامه نوشته

من خندانم !

 

توی اردوگاه همه دور هم نشسته بودیم و گل می‌گفتیم و گل می‌شنیدیم. یکی از بسیجی‌ها وارد جمع ما شد و از مهدی خواست تا روی پیراهنش با خط خوش و درشت چیزی بنویسد. می‌گفت: «هر چی شما دوست دارید بنویسید.»
 
مهدی با خنده گفت: «بله، حتما.»
فهمیدم که شوخی طبعی‌اش گل کرده. مهدی بسیجی را جلوی رویش نشاند و با ماژیک روی پیراهنش نوشت: «مهدی خندان... هاهاها !!
گفت: «نوشتم، پاشو برو.»
آن بسیجی هر چه خواست بداند که روی پیراهنش چه نوشته، مهدی جوابی نداد. گفت: «برو نشون بچه‌ها بده تا از این خط خوش من سرمشق بگیرند!»
او رفت و چند دقیقه بعد دوان دوان برگشت. مانده بود شکایت کند یا بخندند.
" شهید مهدی خندان ، فرمانده تیپ یکم عمار ، لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)"
 
منبع: طلائیه

کویر، آباد می‌شود، جنگل نابود!

       

  این قطعه‌ی ناهماهنگ و زشت در قلب این بلندی‌های سرسبز و زیبا، چیزی نیست جز نتیجه‌ی جنایت و دشمنی آدم‌های حریص در حق طبیعت. آدم هایی که حاضرند کوه و دشت و جنگل و دریا را نابود کنند، تا جیب‌هایشان را پر از پول کنند.

منبع: آهستان

ادامه نوشته

اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر کنم

طنین انداز شده صدای اذان در صحن و سرایت ...

السلام و علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع) ، السلام علیک یا امام رئوف ،ایها الشمس الشموس

،ایها المدفون  بارض الطوس

مشهد است اینجا؛

مشهد الرضا،

و من و تو زائر حرم رضوی ...

من یکی هستم از هزاران

نه ! که از میلیون ها

 میلیون ها نفری که هر سال پر می کشند به شوق دیدار شهید و شاهدو معشوق این دیار

که رضایش می خوانند و مأمنش در قلب مشهد است

نه که او در قلب مشهد جای گرفته باشد

مشهد به دور او حلقه زده ؛

پس هر کجای مشهد که باشی

تا حرم فاصله ای نداری

من از باب الرضا وارد می شوم

تو از باب الجواد

ما از ورودی شیخ طوسی میشتابیم

شما از ورودی شیخ حر عاملی

و آنها می آیند از ورودی طبرسی

فرقی ندارد از کدام طرف می آیی

و از کدام دروازه وارد می شوی

از همه طرف گستره حرم روبروی توست

چه اشتیاقی دارد زائر برای پیوستن به تو

دلش پر می کشد اما ، پایش نمی رود!

نگاه می اندازد به آن همه عظمت و می گوید:

خداوندا ... به من اجازه می دهی پا پیش بگذارم؟

یا رسول الله به من  اجازه می دهی؟

اجازه می دهند ملائک؟

و قلبش مطمئن است از جواب پیش آمدن به سمت رضا

یا سریع الرضا

به حق رضا

رضا مرا پذیرا باشد

«ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ»

 

منبع: بابام میگه ...