چند روز پیش آقای آملی لاریجانی در جلسه مسئولان قوه قضائیه گفتند: «روزنامهها، رسانهها و تمامی افراد و گروههایی که دارای تریبون هستند باید بدانند که حق سوءاستفاده از این قدرت را ندارند گرچه متاسفانه برخی روزنامهها، سایتها و حتی وبلاگهایی که مثل قارچ روییدهاند براحتی به افراد توهین میکنند و همواره در مقام افترا و شایعهپراکنی هستند و حتی آن هنگام که دستگاه قضایی بر حسب وظیفه قانونی خود به برخورد با این متخلفان میپردازد طلبکارانه اعلام میکنند که چرا دستگاه قضایی برخورد میکند.»
بلافاصله بعد از این سخنان، برخی خودشان را مخاطب آن فرض کرده و در پاسخ، بیانات نوروزی رهبر انقلاب را شاهد آوردند و نوشتند: «کمتر از یکماه پس از فیلتر شدن سایتهای یاد شده رهبر انقلاب در سخنان نوروزیشان در حرم رضوی گفتند: «این رسانههاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بىمحابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانهاى نشود براى اینکه یک عدهاى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همهى جوانهاى غیور کشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار میگیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت میکنم…»
در حقیقت نویسنده مطلب فوق، از کنار هم گذاشتن این دو مطلب میخواهد نتیجه بگیرد که اظهارات اخیر آیت الله آملی، نقطه مقابل سخنان رهبری است! البته کاش به جای آن سه نقطه، ادامه سخنان ایشان را هم منتشر میکرد: «… منتها همه را توصیه میکنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است.»
پس آن بخش خاص از بیانات رهبر انقلاب مقدمهای داشت و موخرهای. انتخاب گزینشی همان چند جمله بدون توجه به بخشهای قبلی و بعدی، این شائبه را بوجود میآورد که نویسنده مذکور فقط دنبال تایید خودش است!
نکته اینجاست که رهبری در بخش پایانی سخنرانی خود در حرم رضوی، توصیهای داشتند در زمینه مسائل سیاسی: «عزیزان من! برادران! خواهران! در سرتاسر کشور، امروز ما احتیاج داریم به اتحاد و یکپارچگى. بهانههاى اختلاف زیاد است. گاهى در یک قضیهاى سلیقهى یک نفر، دو نفر با هم یکسان نیست؛ این نباید بهانهى اختلاف بشود. گاهى در کسى یک گرایشى هست، در دیگرى نیست؛ این نباید مایهى اختلاف بشود. آراء، نظرات، همه محترمند. اختلاف در درون، منازعهى در درون، موجب فشل میشود. قرآن به ما تعلیم میدهد: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم». اگر منازعه کنیم، سر مسائل گوناگون – مسائل سیاسى، مسائل اقتصادى، مسائل شخصیتى – دستبهیقه شویم، دشمن ما جرى میشود. یک مقدار از جرأتى که دشمن در سالهاى گذشته پیدا کرد، به خاطر اختلافات بود. امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) به ما درس میدهد؛ میفرماید: «لیس من طلب الحقّ فاخطأه کمن طلب الباطل فأصابه». مخالفین دو جورند. یک مخالفى است که دنبال حق است، او هم دنبال جمهورى اسلامى است، او هم دنبال انقلاب است، او هم دنبال دین و خداست، منتها راه را اشتباه کرده؛ با این نباید دشمنى کرد؛ این فرق دارد با کسى که در جهت غیر نظام اسلامى، با هدف معاندانهى علیه نظام اسلامى حرکت میکند. دلها را به هم نرم کنید، برخوردها را نسبت به یکدیگر مهربانانهتر کنید.»
حال این توصیه را مقایسه کنیم با رفتار خودمان در دنیای مجازی. به جرات میتوان گفت که بسیاری از ماها، عکس این سفارشات عمل میکنیم. ادعا میکنیم که مخالفت ما با آدمها، به بهانهی دفاع از نظام و انقلاب و رهبری است، اما حقیقتا اینطور نیست! کافیست به مطالب سایتها و وبلاگها نگاه کنیم و ببینیم آیا بین کسی که در جهت انقلاب حرکت میکند با کسی که در جهتی مخالف است، فرق میگذاریم یا نه؟ آیا انتقادمان منصفانه است یا از سر کین و غضب و دشمنی؟
مثلا بعد از باران اخیر و آبگرفتگی متروی تهران، طوری از خجالت شهردار تهران درآمدیم که گویا علیه یک شهردار صهیونیست مطلب مینویسیم! (خوشبختانه این دشمنیها آنقدر تابلو است که خیلی راحت معلوم میشود دلها نه برای شهر تهران میسوزد و نه برای مدیریت شهری و نه برای مردم، بلکه دعوا همان دعواهای سیاسی قدیمی است!) از آن طرف هم همینطور. مثلا سفر رحیم مشایی به مناطق جنگی، به تلاش لیدر جریان انحرافی برای فلان منظور سیاسی تعبیر میشود!
عمدهی این مسائل هم در سایتها و وبلاگها تولید و منتشر میشوند. درحقیقت نگرانی از وضعیت رسانههای اینترنتی، ادامه آن نگرانی درباره اختلاف و دشمنی است. پس انتخاب گزینشی این جمله که «من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت میکنم» بدون توجه به آن نگرانی پیشین و این توصیه که «همه در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند.» چه معنایی دارد؟ آیا توصیه رهبری فقط خطاب به آیت الله آملی لاریجانی بود؟! اگر مساله مهم نبود که ایشان به مسئولان نمیگفتند برای حل این مشکل تدبیری بیابند.
فکر میکنم این دوستانِ مجازی مثل ماجرای عدالت خواهی بیش از اندازه در اسمها و مصادیق گیر کردهاند! البته قبول دارم که واکنش آقای آملی لاریجانی به سایتها و وبلاگها، فراتر از حد انتظار است. به نظرم اصلا در شان و جایگاه رییس قوه قضائیه نیست که دائما به وبلاگها هشدار بدهد، ولی آیا این دلیل میشود که وبلاگنویسان هرچه دلشان خواست بنویسند (مخصوصا نوشتههایی بدون سند و مدرک) و کسی هم نباشد که به آنها بگوید بالای چشمتان ابروست؟
بهترین راهکار همان رعایت قانون و اخلاق است. البته در عمل، نه فقط در حرف. وگرنه میشود شبانه روز احادیث مختلفی را درباره حسنظن و خوشاخلاقی و راستگویی و چشمپوشی از خطا و گناهان دیگران بنویسیم، اما همچنان تهمت بزنیم و دشمن همدیگر باشیم!
*****
پی نوشتها
*این حرفها، به معنای تایید فیلترینگ نیست. برای چندمین بار تکرار میکنم که برخورد سلبی با وبلاگها راحتترین راه ممکن است، اما بهترین راهحل نیست. فیلتر کردن و بازداشت آدمها، مشکلی را حل نمیکند. چون وبلاگها دوباره مثل قارچ تولید میشوند!
**مساله مهمتر اینکه مطالب وبلاگها، بازتابی از فضای غیراخلاقی موجود بین مسئولان و جریانهای سیاسی است. تا زمانی که گروههای سیاسی برای رسیدن به قدرت، بر سر و صورت همدیگر چنگ میاندازند، نباید توقع داشت که حامیان و طرفداران به همدیگر بد و بیراه نگویند. البته کاش جوانان و نوجوانان، به راحتی نقش سیاهی لشگر جریانهای سیاسی را بازی نکنند!
*** پیشنهادی هم به دوستان وبلاگ نویس: معمولا نوشتهها و تحلیلهای ما براساس شنیدهها و گفتههای دیگران است. پس از این لحظه سعی کنیم برای هر ادعای خود، سند و مدرکی موثق ذکر کنیم و اگر نداریم، لااقل سکوت کنیم. مثلا فرض کنید کسی به آقای علی لاریجانی به خاطر تماس تلفنیش با موسوی و یا فشارش به مراجع برای انتخابات اعتراض دارد، لطفا به جای استناد به یک شخصیتِ سیاسیِ کاملا مخالفِ با لاریجانی، سندی از این ماجراها منتشر کند. این قضیه درباره دیگران هم صدق میکند. احمدی نژاد و مشایی و جوانفکر و هاشمی و قالیباف و لاریجانی و توکلی و مطهری و کواکبیان و خاتمی و… به نظرم احتیاط در این قبیل مسائل، باعث میشود که هر شایعهای را منتشر نکنیم.
**** اشاره من به علی لاریجانی به خاطر این بود که فیلترهای جدید بعد از انتشار مطالبی علیه او براه افتاد. خواهشا فکرهای بد نکنید!
منبع : آهستان