حدود ساعت 10:30 شب بود. بعد از پایان مراسم شب شهادت حضرت زهرا(س) در مسجد محل‌مان، برای رساندن حاج‌آقا میرمحمدیان، سخنران مراسم به منزلش ، از بعضی خیابان‌های شهر عبور کردیم. برایم خیلی تعجب برنگیز بود. حتی در این شب، وضعیت شهر بد‎تر از آن چیزی بود که فکرش را می‌کردم. از وضع حجاب دختران و پوشش پسران گرفته تا جوانهایی که در این شب مشغول فوتبال کردن بودند. انگار نه انگار که امشب شب شهادت بانوی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا است. انگار که بعضی‌ها حرمتی برای فاطمیه قائل نیستند. حاج‌آقا که روحانی‌ای عمامه مشکی ، جوان و ساکن قم بود ، چند روزی برای شرکت در مراسم ایام فاطمیه و دیدار اقوام به شهر ما آمده بود. وقتی برای رساندنش به منزل داشتیم با ماشین از کنار یکی از پارکهای شهرمان عبور می‌کردیم، حاج‌آقا با لحنی کنایه‌آمیز به ما گفت: در شهر شما همیشه اینطور است!!؟. ما هم که جواب خاصی برای توجیه نداشتیم، سعی کردیم بحث را به شکلی زیرکانه عوض و به موضوع دیگری بپردازیم...

  در این روزها هنوز صدای فلان خواننده زیرزمینی از بلندگوهای بعضی خودروها می‌آمد. این روزها جلوی چند گل‌فروشی، ماشینهایی را دیدم که برای مراسم عروسی گل‌کاری می‌شدند. در این شبها، انگار بعضی‌ها برای خرید شب عید به خیابانها آمده بودند!!. انگار خبر ندارند امشب چه خبر است. نمی‌دانم تلاش بی‌وقفه‌ی دشمنان موثرتر واقع شده یا اشتباهات خودی‌هامان. ولی به هر صورت ، حرمت این روزها را بعضی به اصطلاح شیعیان نگاه نمی‌دارند، آن وقت چه توقعی از دیگران است.

  به نظر می‌رسد که ماهواره‌ها از سویی وظیفه‌شان را درست انجام می‌دهند و از سویی دیگر رسانه‌های تبلیغی-فرهنگی ما، در رأس آنها صداوسیما، وظیفه‌شان را درست انجام نمی‌دهد. از آن طرف شبکه‌های ماهواره هیچ حرمتی برای این روزها قائل نمی‌شوند و این طرفی صداوسیمای ما هم گیج و بی‌هدف است. انگاری تکلیفش با خودش هنوز مشخص نشده. ساعت 9 شب ، شبکه سه سریال طنز مسیر انحرافی پخش می‌کند و چند دقیقه پس از آن روضه حضرت زهرا پخش می‌شود!!.

  شاید اگر در وجه عمومی ، به بعد کیفی برگزاری همچین ایامی به اندازه بعد کمی‌اش توجه می‌شد ، شاید برای شب شهادت حضرت زهرا بعضی‌ها حرمت بیشتری قائل می‌شدند و بیشتر مراعات این شب‌ها را می‌کردند. شاید... چون همیشه افزایش کمیت دارای نتیجه مورد نظر نیست. بعضی وقتها باعث کاهش کیفیت و حتی ممکن است باعث از بین رفتن شأن و حرمت این ایام شود. اگر حدود یک ماه را به عنوان ایام فاطمیه در نظر بگیریم ، آنگاه ممکن است احترام شب شهادت هم کمرنگ گردد.

  ایکاش در اینگونه مراسمها که شاهد حضور چشمگیر آحاد مختلف مردم هستیم، بیشتر به بعد کیفی آن توجه میشد. ایکاش درس دین ، احکام و اخلاق به مردم داده می‌شد و روضه و عزاداری مرتبه بعدی اینگونه مجالس بود. ولی با کمال تأسف، اکثر مراسم‌های مذهبی ما بیش از این که دارای شعور باشد، شور در آن موج می‌زند. شاید همین دلیل است که بازخورد و نتیجه‌ی معنوی اینگونه مراسم‌ها با وجود زیاد شدن‌شان از لحاظ تعداد و کمیت، کم است.

  شیعه هر اندازه که به یاد صحنه‌ی دستِ بسته‌یِ علی و بر روی زمین کشیدن ایشان ، بدنِ مجروح صدیقه طاهره و در مجموع درباره مظلومیت ائمه اطهار هر اندازه گریه کند ، باز هم کم است. اما ، بین کار فرهنگی در سطح وسیع در جامعه با کار اخلاقی و معنوی کردن روی خود ، تفاوت وجود دارد. مثلاً من دوست دارم همواره با شنیدن روضه و یاد فاطمه زهرا(س) اشک بریزیم ، اما کار فرهنگی اینگونه نیست که از همه مردم چنین توقعی داشته باشیم که حدود یک ماه را به نام ایام فاطمیه محضون باشند و اشک بریزند. ای کاش به جای این یک ماه عزاداری ، در دو فاطمیه پنج روز عزاداری می‌کردیم. ولی در آن حرف از شعور بود و شور ، حرف از عفاف و حجاب فاطمی ، حرف از غیرت دینی و حرف از ولایتمداری زهرایِ مرضیه .

  پی‌نوشت: امروزه بزرگترین مشکل در جامعه ما ، مشکل فرهنگی هست. یادم می‌آید مقام معظم رهبری جایی فرموده بودند: من نگران مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور نیستم. ولی بعضی شبها که به مشکلات فرهنگی جامعه فکر می‌کنم ، با حالتی کابوس‌وار از خواب بیدار می‌شوم...(نقل به مضمون)

  دل‌نوشت: فاطمیه...؛
این روزها همه از فاطمه می‌گویند؛
اما من می‌خواهم از علی بگویم،
به نظرم ، در این روزها بیش از فاطمه ، علی بود که زجر کشید،
معتقدم علی ، نه در محراب کوفه ، بلکه در کوچه‌های بنی هاشم شهید شد...

  روزنوشت: یادم میاد، بچه که بودم ، مادر بزرگم به من می‌گفت: نباید پپسی بخوری، بده، گناه داره!!!؛
فردای اون روز وقتی به مدرسه رفتم، اولین کاری که کردم، یه پپسی خنک خریدم!!؛
درش رو باز کردم؛
وقتی که خوردمش، دیدم خیلی شیرینه؛
از اون روز فهمیدم که گناه شیرینه ... (حسین پناهی)

منبع:خـبرنگار