طغیان و گناهان صغیره


طغیان

گاهی می شود که ما خوبی ها و داشته هایمان را از خود می دانیم، و دریغ که این طغیانست.
غافلیم از اینکه ما در قدم به قدم زندگی خود محتاج تدبیر خداییم، و باید نعمت ها و داشته هایمان را از خدا و تدبیر او بدانیم، زیرا تنها اینچنین است که از تکبر دور می مانیم و دچار عُجب نمی شویم.

گاهی خداوند انسان را به گناه های صغیره مبتلا می کند!، تا او دچار خودبزرگ بینی نشود و خود را بشکند در برابر عظمت باری تعالی، البته این مسئله «جبری» نیست، بلکه تنها شاید خداوند از قدرت خود برای بازدارندگی استفاده نکند، چرا که خطر عُجب و تکبر به مراتب بزرگ تر است از یک گناه کوچک یا به فرض قضا شدن نماز.

مادامی که از ولایت و سرپرستی خداوند دور بمانیم، در برابر سیئات و پلیدی ها بی اراده خواهیم شد.

تنها تدبیر خداوند است که مارا محفوظ نگه می دارد و اگر از سرپرستی و ولایت او خارج شویم، نفس سرکش و شیاطین، ما را به همراه خود تا اعماق ضلالت فرو خواهند برد.

منبع:  معنا

شریعت؛ مظهر عقل الهی

عقلِ جزئي مي‌گويد:
پولدار باش، دروغ بگو، دغل‌كاري كن تا مهم شوي.

عقل دين مي‌گويد:
اگر دروغ بگويي، ذليل مي‌شوي.

عقلِ متوجّه ‌به دنياي ما مي‌گويد: اگر دروغ بگويي، بازارت گرم مي‌شود.
گفت
:
عقلِ جزيي، عقل را بدنام كرد         كام دنيا، مرد را ناكام كرد

تمام آن‌هايي كه به قصد خوب‌شدنِ زندگي‌شان به دروغ‌گفتن متوسّل مي‌شوند، مطمئن باشند اگر وضعشان خوب شود، بي‌آبرو مي‌شوند، يعني دروغ گفتند كه با خوب‌شدن وضعشان، آبرومند شوند، ولي درست نتيجه عكس مي‌گيرند.

عقل جزيي براي ساختن آجر و سيمان و خانه و مسائل جزيي است. عقلي كه ابديّت را درست بفهمد عقل جزيي نيست، عقل الهي است كه ظهورش همان شريعت است.


منبع: آرمان شهر

با آدم سازی، دنیا ساخته می شود

پدر روزنامه می‌خواند؛ اما پسر كوچكش مدام مزاحمش می‌شد.

حوصله‌ی پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را كه نقشه جهان را نمایش می داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.

- بیا! كاری برایت دارم؛ یك نقشه‌ی دنیا به تو می‌دهم، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور كه هست بچینی؟

... و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. می‌دانست پسرش تمام روز گرفتار این كار است؛ اما یك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه‌ كامل برگشت.

پدر با تعجب پرسید: مادرت به تو جغرافی یاد داده؟

پسر جواب داد: جغرافی دیگر چیست؟

پدر پرسید: پس چگونه توانستی این نقشه ی دنیا را بچینی؟

پسر گفت: اتفاقا پشت همین صفحه تصویری از یك آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنیا را هم دوباره ساختم.

پی نوشت: دوستی، معرفت، حیا و وجدان از خود ما شروع می شود؛ خودسازی کنیم تا جامعه ساخته شود.


منبع: اینجا مینویسم ...