امنیت تلفنهای همراه

امنیت تلفن‌های همراه کدام کشورها بیشتر در معرض تهدید قرار دارد؟

تهدیدهای امنیتی تلفن‌های همراه رو به افزایش است به طوری که حدود 95 درصد بدافزارهای تلفن‌های همراه مخصوص گوشی‌های اندرویدی است.

خبرگزاری فارس: امنیت تلفن‌های همراه کدام کشورها بیشتر در معرض تهدید قرار دارد؟

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس،‌ سایت ایستنا نوشت: تهدیدهای امنیتی برای تلفن‌های همراه رو به افزایش است و این طور که مرکز NQ Mobile اعلام کرده، حدود 95 درصد بدافزارهای مخصوص تلفن‌های همراه مخصوص گوشی‌های اندرویدی عرضه می‌شوند.

این شرکت امنیت موبایلی که دفاتر مرکزی آن در آمریکا و چین واقع شده است، در گزارش خود توضیح داد که در سال 2012 میلادی 33 میلیون دستگاه الکترونیکی مجهز به سیستم‌عامل اندروید به انواع بدافزارها آلوده شدند که این رقم نسبت به سال قبل از آن رشد 200 درصدی را نشان می‌داد.

عمر خان(Omar Khan) یکی از مدیران عامل مرکز NQ Mobile در این خصوص توضیح داد: اندروید یکی از قوی‌ترین سیستم‌های عامل در جهان محسوب می‌شود. این سیستم‌عامل به توسعه‌دهندگان نرم‌افزاری امکان می‌دهد آخرین نوآوری‌های خود را در قالب ابزارهای جدید به دست کاربران برسانند. اما با توجه به اینکه این سیستم‌عامل بسیار باز است، امکان انجام فعالیت‌های مخرب را فراهم می‌کند.

بررسی‌های مرکز Blue Coat هم نشان داده است که حدود 25 درصد بدافزارهای موبایلی از سوی سایت‌های مستهجن ارسال می‌شوند و از هر 10 کاربر مجهز به گوشی هوشمند 3 نفر روی گوشی خود هیچ رمز عبوری ندارد.

در گزارش مرکز NQ همچنین اعلام شده است که چین‌، هند و روسیه سه کشور برتر محسوب می‌شوند که بیشترین دستگاه موبایلی آلوده در آن‌ها وجود دارد.


منبع :حوراء

هرکس خود را مخاطب امام خامنه می داند جبران کند

ولی امر مسلمین در بیانات بسیار مهم خود پیرامون مسایل روز کشور، همچون همیشه از موضعی پدرانه وارد ماجرا شدند و البته به صورتی کاملا صریح و انقلابی، آنچه که لازم است نصب العین همه شود را بدون هیچ واسطه ای در میان گذاردند.

اینک که راس خیمه ی انقلاب اسلامی نظراتشان را مطرح کردند، از مسئولان مورد خطاب معظم له و امت انقلابی چند توقع اساسی مورد انتظار است:

13911128000339_PhotoA


1) فرمایشات امام خامنه ای به اندازه ای صریح است که دیگر نیازی به تاویل و تفسیر برخی مفسران همیشه حاضر در صحنه(!) ندارد. حضرت آقا در نهایت شفافیت و باعنایت به میزان لغزش مسئولان، تذکرات عمومی خود را مطرح فرمودند. دوستان مفسر و مشاوران نزدیک حضرات لطفا فقط متن فرمایشات را بر روی میز کاری آقایان گذارده و از ارایه ی نظرات تکمیلی خودداری کنند.

2) مسئولان محترم سه قوه باید دقت نمایند که در فضای دنیای ارتباطات، کوچکترین رفتار آنان مورد رصد رسانه های خود و غیرخودی و نیز امت انقلابی و بصیر ایران اسلامی قرار می گیرد و البته در مقاطع لزوم با پاسخ های شایسته ای نیز همراه خواهد بود.

آقایان محبت کنند در راستای امانتداری از مسئولیتی که از سوی مردم برای مدتی مشخص و البته کوتاه در اختیارشان قرار داده اند، و همچنین تبعیت از ولایت امر و حرکت در مسیر منافع نظام اسلامی، به جای به هدر دادن وقت کشور با نطق های به اصطلاح سرشار از ولایت پذیری، آستین همت بالازده و برادرانه، نصیحت های پدر دلسوز خانواده را اجرایی نمایند و در برابر شدت رفتار دشمن، شدت رفاقت از خود نشان دهند. یادآوری می شود که عملکردشان مورد رصد همگان قرار دارد.

3) به جای متهم کردن یکدیگر به عدم ولایت پذیری، همه خودشان را مورد نقد قرار داده و بکوشند درصدد جبران برآیند. چه آن مسئولی که اتهام ثابت نشده را علنی کرده، چه زیاده روی دیگری در مقام دفاع از اتهامات وارده و چه کوتاهی مسئول مستقیم مبارزه با مفاسد اقتصادی در برخورد با دانه درشت ها و آن نکته ای که رهبری معظم بر آن تاکید نموده اند، همه و همه لغزش در برابر ساحت امت و امام بوده است.

لطفا درباره حجم و همچنین تعیین آغازکننده این لغزش به اتهام زنی مجدد ادامه ندهید. هرکس خودش را مورد خطاب امام امت بداند و سعی در جبران نماید.

4) برخی تحرکات مثلا خودجوش در به هم زدن سخنرانی مسئولان نظام و در محافل رسمی نیز از سوی مراد قلوب حزب الله مورد نفی قرار گرفت و ایشان به صراحت اعلام مخالفت خود را بیان فرمودند. ادامه ی این حرکات بعضا مشکوک قطعا به نفع انقلاب نیست و به فرموده ی حضرت آقا، جوانانی که داعیه ی حزب اللهی گری دارند، خشمشان را برای موقع لزوم بگذارند.

این خشم مقدس باید در مقابل دشمن مشترک انقلاب اسلامی اجازه ی بروز پیدا کند نه در بحث های غیراخلاقی و گاهی جناحی. نباید اعتبار حزب الله و جوانان نابش خرج منافع شخصی و زودگذر عده ای قدرت طلب شود. فریاد حزب الله و خشم مقدسش در حمایت از ولایت و نهضت اسلامی خرج خواهد شد. لطفا جوانان حزب اللهی نیز سهم خود را در ابراز ناراحتی معظم له یافته و درصدد جبران برآیند.

5) دشمنان انقلاب اسلامی به سرکردگی آمریکا نیز از چشمان تیزبین و راهگشای امام خامنه ای دور نبودند. همانانی که امروزه از موضع انفعال، همزمان همه ی گزینه ها را روی میز می دانند و از سوی دیگر ساز تحریم ملت را کوک می کنند و با دستی دیگر، طرح مذاکره را پیشنهاد می کنند.

به نظر می رسد شیطان بزرگ در یکی از سردرگمی های تاریخی خود در مواجهه با انقلاب اسلامی قرار گرفته است. از یکطرف مرکز مطالعات استراتژیک امریکن اینترپرایز به عجز خود در برابر ابرحریفش اعلام می دارد و مطرح می کند: "در ایران با یک ابرحریف به نام (امام) خامنه ای روبرو هستیم که نقشه راه ما را می داند و در میان مردم خود از اعتماد توام با اعتقاد برخوردار است". از سوی دیگر، هرچه بیشتر به امت فشار اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی و... وارد می کند، پایداری و مقاومت ملت را بیشتر مشاهده می کند که در آخرین نمونه، راهپیمایی بی نظیر 22 بهمن امسال بود که دوستان و دشمنان را به تحسین و بهت و تعجب واداشت.

دشمن همانگونه که معصوم(ع) فرمود، احمق است که اگر نبود باید سر سازش و همراهی با این امت انقلابی به پاخاسته را می نهاد و از کید و مکرهای خود دست می کشید ولی به جهت احمقانه بودن رفتارش، از او دوستی بر نمی آید اما باید بداند که فرزندان خمینی کبیر و خامنه ای مقتدر، تصمیم خود را برای رسیدن به قله های علم و فرهنگ و سیاست و اقتصاد گرفته اند و برای تکیه بر اوج افتخار، خود را آماده پرداخت انواع هزینه ها کرده اند تا از این پیچ سرنوشت ساز تاریخی نیز عبور کنند.

6) و آخرین مجموعه ای که در کلام امام عزیزمان مورد خطاب قرار گرفتند امت بصیر، پایدار، انقلابی، ولایتمدار به معنای واقعی کلمه می باشند. همانانی که در زمان لازم، آنچه تکلیف و وظیفه تشخیص دادند را انجام دادند. این امت را امامش به خوبی می شناسد که اگر اینگونه نبود، پیر سفر کرده ی انقلاب نمی فرمود "من با جرات مدعی هستم که ملت ایران در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول خدا و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین و حسین بن علی(ع) است".

اگر امام، امتش را نمی شناخت اینگونه اظهار نمی کرد که: "بنده لازم می دانم مجددا از ملت ایران به خاطر حضور باشکوه خود در راهپیمایی سپاسگذاری کنم. اگر ۱۰۰ بار نیز این تشکر تکرار شود، زیاد نیست. در مقابل این حضور و بصیرت، باید تعظیم کرد".

این امت نمره ی قبولی خود را از نایبان حجت خدا گرفته اند و بی صبرانه در انتظار عهدی هستند که در رکاب امام حاضرشان امتحان دهند و یاری معصوم نمایند. به امید آن روز...


منبع : دست نوشته های امیر محمدپور گیلانی

پایان دنیا؟!

طبق پیشگویی قوم مایاها، قرار بود دنیا،دیروز مورخ ۲۱ دسامبر به پایان برسد.

امروز ۲۲ دسامبر است و ....

********

گفتند: دنیا به پایان می رسد!!!!!!!!!!!!!!!!

چه باک؛ آنقدر یلداهای سرد بدون خورشید شمردیم که هیچ خبری، هیچ اتفاقی اینچنین ، نگرانمان نمی کند.

و چه پیشگویی مزحکی !  وقتی که  ما به وعده ی خدا ایمان داریم؛ دنیا تمام نمی شود تا تو نیایی...

حتم داریم می آیی و زمین پیش از پایان عمرش، به طعم خوش حضور تو شیرین خواهد شد.

منبع: یوم الفرج

ادامه نوشته

بصیرت یعنی

حضرت امام خامنه ای (مدظله)

یکى از مسائل مهم، مسئله‌ى بصیرت است. من به شما عرض بکنم؛ بصیرت در این دوران و در همه‌ى دورانها به معناى این است که شما خط درگیرى با دشمن را تشخیص دهید؛ کجا با دشمن درگیرى است؟ بعضى‌ها نقطه‌ى درگیرى را اشتباه میکنند؛ خمپاره و توپخانه‌ى خودشان را آتش میکنند به سمت یک نقطه‌اى که آنجا دشمن نیست، آنجا دوست است. بعضى‌ها رقیب انتخاباتى خودشان را «شیطان اکبر» به حساب مى‌آورند! شیطان اکبر آمریکاست، شیطان اکبر صهیونیسم است؛ رقیب جناحى که شیطان اکبر نیست، رقیب انتخاباتى که شیطان اکبر نیست. من طرفدار زیدم، شما طرفدار عمروئى؛ من شما را شیطان بدانم؟ چرا؟ به چه مناسبت؟ در حالى که زید و عمرو هر دو ادعاى انقلاب و اسلام میکنند، در خدمت اسلام و در خدمت انقلابند. خط درگیرى با دشمن را مشخص کنیم

منبع : حرف دل

ادامه نوشته

از ماست که بر ماست ...

  آخرین بار که دیده بودمش، اوایل زمستان سال پیش بود. برای امتحان آخر ترم به دانشگاه آمده بود. خوشحال بود از این که درسش داشت تمام می‌شد و می‌خواست به سرکار برود و سپس با یکی از همکلاسی‌هایش ازدواج کند. اما این بار که دیدمش، دیگر اثری از آن خوشحالی در چهره او نبود.

  می‌گفت: چند وقتی بود که در یک شرکت ساختمانی به عنوان کارشناس مشغول به کار شده بودم. همه چیز خوب بود تا این که چندی بعد شرکت‌مان در یک مناقصه شرکت کرد و برنده شد. اما نمی‌دانم چه شد که چند روز بعد در کمال تعجب شرکت دیگری که تازه مبلغ بیشتری را پیشنهاد داده بود در این مناقصه به عنوان برنده معرفی شد. چند روز بعد از طریق یکی از آشنایان متوجه شدم که آن شرکت مربوط به نزدیکان یکی از نمایندگان مجلس در شهر ما بوده است و از طریق این رابطه توانسته در این مناقصه برنده شود. وقتی دوستم نام آن نماینده مجلس را گفت، به یاد آوردم که در گذشته هم درباره‌ی کارهای اقتصادی او شنیده بودم ...

  بعضی مواقع شنیده می‌شود که بعضی از مردم از عملکرد بعضی از مسئولین و یا نمایندگان خود در مجلس و  شوراهای شهر ابراز نارضایتی می‌کنند و از عدم سلامت کاری و یا حتی دست داشتن این افراد در بعضی از تخلفات و فسادهای اقتصادی سخن می‌گویند.

منبع: خبرنگار

ادامه نوشته

اين جا ، آن جا ،همه جا : آمريكا!

به بهانه ي روز قدس و سر دادن شعار "مرگ بر امريكا"  و همچنين انتقاد و يا سوال يكي از دوستان درباره ي چرايي سر دادن شعار "مرگ بر امريكا" و جايگزين نكردن شعارهاي محدود تر به جاي اين شعار،

اين پست را نگاشته ام كه صرفاً يك فضاسازي ساده ي رواني است و نه يك دليل علمي، كما اين كه شايد در مقام تحليل علمي-اجتماعي دوستان منتقد شعار "مرگ بر امريكا" احتمالاً پيروز اين ميدان  خواهند بود! :


منبع: اقلیت

ادامه نوشته

سناریوی مرغی

  چند روز پیش در حین بازگشت به منزل بودم که مرغ‌فروشی‌ای را دیدم که بر خلاف مرغ فروشی‌های امروزی خلوت بود. خواستم شانسم را امتحان کنم. به طرفش رفتم. مغازه‌دار بر خلاف معمول قیمت مرغ را بر روی شیشه مغازه نصب نکرده بود و این باعث شد که من کمی مشکوک شوم. وقتی جلو رفتم پشت ویترین مغازه با مرغ‌های چاقو چله‌ای مانند خود مغازه‌دار مواجه شدم. قیمت را که پرسیدم صاحب مغازه سریع جواب داد: قابل ندارند ، کیلویی 7000 تومن!. من که از تعجب خشک شده بودم ، پرسیدم چرا اینقدر گران!؟ و از مغازه‌دار جوابی نشنیدم. من هم دست از پا درازتر به طرف منزل بازگشتم و با خود گفتم: مثل اینکه همان مرغ صفی ، خارجی و کیلویی 4800 تومن بیشتر می‌صرفد!!.


منبع: خبرنگار

ادامه نوشته

ای ارزشی جوان! سالم بمان

امر به ورزش امر به خوبی است و نباید این خوبی را که در جهت حفظ سلامتی جسم و روح مومنان به مثابه ی یک الزام است را وانهاد. ورزش نه تنها به عنوان یک تفریح سالم و مفید برای هر مومنی لازم است، موجب تقویت قوه ی اراده می شود. مگر می توان لقب مومن داشت، ولی مواظب خوراک و سلامتی نبود!؟ مگر این جسم و روح امانت نیست؟! مگر خداوند دستور نداده است که خودمان را به هلاکت نیندازیم!؟ کافی است که بپذیریم ورزش جزء لاینفک سلامتی است و سلامتی بدون ورزش محقق نمی شود و این که ورزش موجب می شود تا مومنان از تنبلی و خمودی دور شوند؛ همین تنبلی و خمودی مانع انجام وظایف، تکالیف، عبادات و کمک به دیگران و در نتیجه خسران است. چگونه با 30 کیلو اضافه وزن می توان مثل فنر برای کار خیر از جا پرید؟! باور کنیم اگر همین ورزش را با نیت الهی و به دور از حب و بغض های ماورای رقابت های کاذب انجام دهیم، می توانیم برای آن توقع ثواب آخرت نیز داشته باشیم.
من به عنوان کسی که سالهاست بر ورزش استمرار دارم، مدام تمام دوستان و همکارانم را به این عمل صواب و ثواب توصیه می کنم تا هم افرادی سالم داشته باشیم و هم جامعه ای پویا.
اگر ورزش را امری هزینه بر می دانید که واقعا هم تا چنین است، این را هم بایست دانست که هر ریالی که در ورزش هزینه می شود، از صرف تومان ها در درمان جلوگیری خواهد کرد. و اگر برای ورزش وقت ندارید باید بدانید که وقتی را که با ورزش نکردن می خریم، چند ده برابرش را از عمرخود کم می کنیم و البته چه زمان ها که باید در بستر بیماری و بیمارستان ها صرف نمود، بی آنکه وقتی عملاً صرفه جویی شده باشد.
ورزش باید در ارزشی ها به عنوان یک الزام حس شود و همگی باید در قبال سلامتی برادران دینی مان به خصوص اعضای خانواده حساس باشیم و هم خودمان ورزش کنیم و هم امر به ورزش را مجدانه دنبال کنیم.
دیگر مسئله ی مهمی که باید به جوانان ارزشی توصیه کرد، دوری از هرگونه دخانیات به خصوص قلیان است. متأسفانه چند سالی است که به دلیل ندانم کاری برخی هیأتی ها، به جان جوانان مسجدی ما افتاده است؛ براستی قلیانی که چند ده برابر سیگار سمی و خطرناک است، چرا نباید به مثابه ی افتادن در دام تهلکه حرام فرض شود؟! قلیانی که باعث ریزش مو می شود و قلب و ریه و معده را منهدم می کند و موجب لنگیدن پا (به دلیل تنگ شدن عروق خون رسانی) می شود، یعنی چیزی که از سرتا به پای انسان را نابود می کند، واقعاً در شأن یک بچه مسلمان است؟! من خود! خویشتن! یک شبی که قلیان موجب اذیت معده ام شده بود، قسم خوردم تا دیگر لب به هیچ دخانیاتی نزنم و البته چند سال است که به توفیق الهی بر قسمم مانده ام، و مانند کسی که مضرات قلیان را به جان درک کرده ام و البته اکنون دیگر استفاده نمی کنم، تمام دوستانم را با توجه به ضررهای جسمی، روحی و مالی به ترک هر گونه دخانیات توصیه ی اکید می کنم.
از دیگر آفات بچه های ارزشی به خصوص فعالان حقیقی در سنگرمجازی کم خوابی های همیشگی است که موجب بیماری متعدد سهل العلاج و سعب العلاج می شود، از دیابت تا فشارخون تا ناراحتی گوارشی و سردرد وسرماخوردگی و اگرچه بخشی از مضرات این کم خوابی با خواب های نیم روزی و بخشی دیگر با ورزش کردن قابل جبران است (چرا که ورزش هم موجب مقاومت بدن می شود و هم باعث سوخت و ساز صحیح بدن به خصوص در کاهش ابتلا به دیابت) ولی خواب شب که خداوند آن را برای آرامش آفریده است چیز دیگری است.

منبع: سلمان علی

چرا به مقدسات توهین می‌کنند !؟

  این روزها به دنبال موج توهین به مقدسات، مخصوصا امام هادی(ع) در فضای مجازی ، شاهد انتشار آهنگهایی توهین آمیز و شنیع نسبت به ساحت ائمه اطهار بوده ایم. به نظر می‌رسد دشمن اسلام ناب محمدی(ص) با انجام اینگونه اعمال به دنبال تمسخر عقاید ما هستند. یادم می‌آید آقـــا سال گذشته در دیدار با مسئولین و خبرگان فرمودند: دشمن بر رو نقطه ضعف ما دست گذاشته و از این نقطه می‌خواهد ضربه بزند.


  روی سخنم با دوستان حاضر در فضای مجازی است. شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک فضای این نیست که ما بیاییم مثلا از امام هادی(ع) منفعلانه دفاع کنیم. کار درست در این فضا این است که بی‌اخلاقی ، توهین به اعتقادات ، سلب آزادی و دیکتاتور بودن این افراد هتاک را را نشان دهیم. چون این دعواها و کارهای انفعالی انتهایش این است که مدام آنها توهین بکنند و ما هم مدام دفاع کنیم و این چرخه‌ی بسته مدام تکرار شود. آن هم بدون ثمرات جدی برای ما. در نهایت هم صرفا قبح اعتقادات ما می‌ریزد. به نظر می‌آید در اینگونه شرایط باید نهایت استفاده را کرد و چهره واقعی حامیان و مبلغان تفکرات لیبرالیسمی و اباهه گری را بر همگان نمایان کرد که هیچ احترامی برام اعتقادات صدها میلیون مسلمان قائل نیستند.

  البته این سخن به معنی عدم برخورد با مسببان اینگونه اعمال مانند مورد اخیر نیست. بلکه باید با جدیت تمام با اینگونه افراد برخورد کرد. حتی در روایات متهددی آمده است که رسول اکرم(ص) سربازان جبهه جنگ سخت دشمن را در برابر با سواد کردن 10 مسلمان آزاد می‌کردند ، ولی در برابر سربازان جبهه فرهنگی و جنگ نرم دشمن کمترین مماشاتی نمی‌کردند. چون می‌دانستند که آنها آگاهانه این کارها را انجام می‌دهند و قصد ضربه زدن به اصل دین و اعتقادات مردم را دارند.

  در نهایت باید بگویم، ما باید دنبال وظایف ایجابی‌مان باشیم. وگرنه هر روز باید فتنه جمع کنیم. شاید اگر ما وظایف خودمان را درست انجام میدادیم. اگر چهره و عظمت بزرگانی مثل امام هادی را به خوبی نشان میدادیم و اگر این عزیزات حتی در بین شیعیانشان هم غریب نبودند، شاید امروز شاهد اینگون توهین‌ها نبودیم. به تعبیر حضرت امام: «اگر نوای دلنشین تفکر بسیجی بر کشوری طنین انداز شد چشم طمع دشمنان از آن دور خواهد شد» و الا هر روز باید منتظر حادثه ، فتنه و اینگونه توهین‌ها باشیم.

چند رسانه‌ای: استاد رائفی‌پور ؛ شیوه برخورد با هتاکین به مقدسات از دیدگاه امام خمینی دریافت (غیرمستقیم)

منبع: خبرنگار

سیما را اجاره داده اند؟!

  شب جمعه ساعت از نیمه شب گذشته بود و همینطوری طبق عادت بد ما ایرانی ها تلویزیون روشن بود و من سرم در عالم مجازی بود، شبکه 2 برنامه ای در باره ی سینمای کودک پخش می کرد که بدون غلو، ناگهان کارشناسی آمد و کلاً ما ایرانی ها را به توهم توطئه در تمام امور محکوم کرد و بعدش هم آنهایی که جوایز خارجی را به دلیل توهم توطئه قدرناشناس هستند را محکوم کرد (که گویی مخاطبش تمام کسانی هستند که جایزه ی اسکار جدایی نادر از سیمین را سیاسی می دانستند و تبریک در خور شأنی نگفتند و افتخار هم نمی کنند) و در تمام این سخنان ظاهری کارشناسانه را البته با لحنی تمسخر آمیز چنان آمیخته بود که گویی نگاه عاقل اندر سفیه خود را به شدت باور دارد. خودمانیم، احساس کردم آقای ضرغامی  تلویزیون دولتی را اجاره داده اند و شاید هم خودشان را!!! هنوز داغ برنامه ی هفت از دل بچه مسلمان های هنردوست پاک نشده و مثلاً در حالی که مجری برنامه در جبران آن جبرانی اشتباه عوض شد، اما سیاست صداو سیما گویی مشکل اصلی است که همچنان به قوت در ضعف خود پابرجاست.

منبع: سلمان علی

وقتی فقط بدیِ غرب را فرا می‌گیرند ...

لطفا به این سه روایت توجه کنید:

  1- سال 2000 است و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا. با توجه به اختلاف کم تعداد آراء بین ال‌گور و جورج بوش و ایجاد شبهه در نتیجه انتخابات ، تقاضای بازشماری آراء در ایالت فلوریدا توسط ال‌گور مطرح می‌شود. وقتی این خبر به گوش طرفداران ال‌گور می‌رسد شور و هیجان بسیار زیادی حاصل از این تصمیم در بین آنها ایجاد می‌شود. شمارش مجدد آراء توسط ماشینها شروع می‌شود و به تدریج اختلاف آراء بین دو نامزد کاهش می‌یابد. ولی چون بعضی از برگه‌های رای مختوش هستند و مشکل دارند ، دستگاههای شمارش مکانیزه قادر نیستند دقیق عمل کنند. پس، ادامه کار بازشماری آراء به صورت دستی انجام می‌شود و به دلیل طول کشیدن اعلام نتایج انتخابات اعتراضات مردمی شکل می‌گیرد. با اینکه اختلاف آراء هر لحظه در حال کم شدن است و حتی بعضی خبرها حاکی از پیشی‌ گرفتن ال‌گور از بوش است ، اما ناگهان با رای دیوان عالی آمریکا ، جورج بوش به عنوان پیروز انتخابات و رئیس جمهور جدید آمریکا معرفی می‌شود. با اعلام نتایج اعتراضات مردمی بیشتر می‌شود و همچنین ال‌گور می‌خواهد که به نتایج اعتراض کند. ولی یکی از مشاوران او ، تذکراتی مهم درباره حفظ چهره آمریکا به عنوان نماد تمدن و دموکراسیِ غربی در جهان به او می‌دهد. به این شکل، ال‎گور با وکیلش صحبت می‌کند تا او را متقاعد کند که بعضی وقتها پذیرش شکست، نشانه پیروزی است. در نهایت، ال‎گور به ععنوان بازنده انتخابات ، به بوش تبریک می‌گوید و ماجرا تمام می‌شود.

  2- سال ۲۰۱۲ است و انتخابات ریاست جمهوری فرانسه. انتخابات پایان می‌یابد و با اعلام نتایج نیکلا سارکوزی از فراسوا اولاند شکست می‌خورد. حتی با وجود نزدیک بودن تعداد آراء دو نامزد و مخصوصا با وجود اینکه سارکوزی در مناظره‌های پیش از انتخابات با اولاند دچار درگیری‌های لفظی شده بود ، اما او در نهایت شکست را می‌پذیرد و فردای آن روز در یک سخنرانی در بین حامیانش اینگونه می‌گوید: ...همین الان با او (فرانسوا اولاند) تلفنی صحبت کردم و برایش در همه امتحان‌های سختی که در پیش روی اوست آرزوی موفقیت کردم. کار سختی خواهد بود ولی با همه وجودم امیدوارم فرانسه، کشورمان که ما را گرد هم می‌آورد از این مسیر سختی که در پیش دارد با موفقیت بگذرد ... امشب ما باید فقط و فقط به بزرگی فرانسه و به سعادت فرانسوی‌ها فکر کنیم ...

  و اما ؛ 3- سال ۱۳۸۸ است و انتخابات ریاست جمهوری ایران. میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان دو نامزدی که خود و طرفدارانشان را (از بعضی استادان دانشگاه گرفته تا بعضی از هنرمندان) به اصطلاح روشنفکر می‌دانند ، و دارای تفکراتی غرب زده هستند و همچنین همفکرانشان کشورهایی همچون آمریکا و فرانسه را به نوعی به عنوان الگوی دموکراسی و حکومت می‌دانند ، نتیجه انتخابات را نمی‌پذیرند و به جای قبول شکستان ، با ادعای تقلب در انتخابات ، هم‌وطنان خود را رنج داده و شیرینی حماسهِ مشارکتِ ۸۵ درصدی را در کامشان تلخ می‌نمایند. تلخی‌ای که حتی باعث شد حضور بالای مردم در پای صندوق های رای که نماد واقعی مردم سالاری دینی و اعتقاد قلبی‌شان به نظام اسلامی است کمتر مورد توجه رسانه های داخلی و خارجی قرار گیرد. همچنین دشمنان اسلام و ایران را دل‌شاد می‌کنند و کشور را برای چندین ماه به تفرقه ، اغتشاش و فتنه می‌کشاندند.

  می‌خواهم بگویم ، جماعتی که سالها از پول بیت المال این کشور می‌خوردند و در رسانه‌هایشان در مدح غرب می‌نوشتند و مدینه فاضله خود را کشورهایی همچون آمریکا و فرانسه ترسیم می‌کردند ، وقتی پای عمل فرا رسید نشان دادند که دیکتاتورهای روشنفکرنمایی هستند که فقط نقاط منفی جامعه غرب را می‌بینند و آنها را فرا می‌گیرند. جماعتی که فرهنگ غرب را دنیای آمال و آرزوهای خود می‌دانند ، به جای الگوبرداری از نقاط مثبت و مفید آنها فقط بی‌بندو باری ، سبک زندگی غربی و... را از آنها یاد می‌گیرند و نه چیز دیگر.


چند رسانه‌ای: دانلود مناظره حجت الاسلام بویان و دکتر  زیباکلام با موضوع لیبرالیسم دریافت

منبع: خبرنگار

خلیج فارس

یکشنبه ، دهم اردیبهشت ، بیست و نهم آپریل روز ملی خلیج فارس است .

به افتخار این روز و مصادف شدن آن با خرافه گویی های شیخ امارات ، اتحاد و همدلی همه مردم ایران را شاهد هستیم که چگونه در شبکه های مجازی آن را به رخ اعراب و مستکبرین جهان میرسانند

مردمی که وقتی صحبت از آب و خاک ایران و تمامیت ارضی سرزمینشان می شود ، با هر نوع تفکری و هر گرایش فکری سیاسی ، حمایت خود را از ایران و ایرانی اعلام می کنند

در اینجا چیزی جز دست مریزاد به این مردمان خوب و پاک نمی توانم بگوییم.

منبع: شهر من لاهیجان

99درصدی ها

در این ایام شاهد چند جنبش 99 درصدی در جهان هستیم که همگی آنها حکایت از تغییر معادلات جهانی دارند:

1.جنبش 99 درصدی تسخیر وال استریت در ایالات آمریکا. این جنبش یکی از مظاهر به بن بست رسیدن اقتصاد کاپیتال است. که پیش بینی می شود در بهار شکل گسترده تری به خود بگیرد.

2.جنبش 99 درصدی شیعیان بحرینی علیه خاندان آل خلیفه. یکی از مهمترین علل تاخیر در پیروزی این انقلاب ، بهره گیری رژیم آل خلیفه از نیروهای نظامی عربستان در سرکوب مردم می باشد.

3.جنبش 99 درصدی حمایت ملت سوریه از بشار اسد. این روزها شعار:«الشعب یرید بشّار الأسد» در میادین سوریه طنین انداز شده.

4.به نظرم در آینده ای نه چندان دور شاهد شکل گیری یک جنبش 99 درصدی فراگیر در ایران خواهیم بود: جنبش 99 درصدی اقتصاد اسلامی. معتقدم این جنبش را نسل سوم و چهارم انقلاب که از حوزه و دانشگاه بیرون می آیند ، به حرکت درخواهند آورد. به شرطی که اسیر ساختار حاکم بر اقتصاد کنونی(اقتصاد کاپیتالیستی) نباشند و جهاد اقتصادی از سوی ملت و دولت عملیاتی تر شود.

باید مفاهیمی همچون برکت ، انفاق ، خمس ، حلال و حرام ، اسراف و تبذیر ، عدالت اقتصادی و . . . احیا شوند.

منبع: امت واحده

از دست این جماعت ...

  مطمئنا تا حالا افرادی را دیده‌اید که مدام دم از ایران می‌زنند. خود را وطن پرست می‌دانند و مدام بر ایرانی بودن خود می‌نازند. مدام دم از تاریخ ایرانِ باستان ، به انواع اوج شکوه و قدرت ایران می‌زنند. ایران ایران‌شان گوش فلک را کر می‌کند. می‌گویند، می‌نویسند و خالکوبی! می‌کنند، "چو ایران نباشد، تن من نباد". می‌گویند ما الان باید کجاها می‌بودیم و الان کجا هستیم. بعد هم مستقیم یا غیرمستقیم ، انقلاب را مقصر معرفی کرده و شروع به غرغر کردن و ناسزاگویی به مسئولین می‌شوند. اگر مثلاً در بین صحبت کردن با آنها از چند کلمه‌ی عربی استفاده کنی، مثل یک استادِ متعصبِ ادبیات فارسی از تاریخچه زبان فارسی و بعد هم از ظلم‌هایی که زبان عربی به آن کرده می‌گویند. نهایتاً هم کلاً همه عربها و هر متن عربی ، حتی سخن خدا ، رسول و امامان را هم زیر سوال می‌برند. حتی می‌پرسند چرا کتاب خدا به زیان عربی است!؟. انگار ، اگر قرآن خدا به زبان فارسی یا شاید هم انگلیسی بود، همه مشکلات حل میشد!!.

  مطمئنا اینگونه نگاه به ایران و ایرانی بودن ، مورد قبول نیست. ایرانی بودن در این نیست که به عنوان یک ایرانی از مسئولیت امروزمان غافل شویم و مدام از گذشتگان بگوییم. ایرانی بودن به این نیست که دم از ادبیات فارسی بزنیم ولی جنس خارجی بخریم. ایرانی بودن به مسئولیت‌پذیری در برابر ایران است، نه طلبکاری و غر زدن. ایرانی بودن به این است که ایران را با عینک دشمنان ایران نبینی و بدانی که BBC ، CNN و... به دنبال منافع ایران و دلسوز ایران و مردم ما نیستند. ایرانی بودن به این است که بدانی بودجه‌‌های کلانی که دشمنان ایران برای ایجاد شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای هزینه می‌کنند، برای رشد و تعالی مردم ایران و تحکیم بنیان خانواده‌های یا حتی صرفاً برای سرگرم و شاد کردن مردم ما نیست. کسی ایرانی متعصب است که جنس ایرانی را به خارجی ترجیح می‌دهد. ایرانی بودن با احترام گذاشتن به ایرانیان معنی پیدا می‌کند، نه اینکه محصولت را برای مشتری داخلی بی‌کیفیت‌تر و گران‌تر از مشتری خارجی بسازی و بفروشی. ایرانی بودن به این است که کارگر ایرانی را بر غیر ایرانی ترجیح بدهی.  ایرانی بودن به مرد میدان کارزار بودن است، نه به صرفاً دم از ایران زدن.

  به قول یکی از دوستان که جانبازان دوران دفاع مقدس هم است، وای بر حال کسانی که به اندازه یک مرغ اهداییِ یک پیر زن روستایی، در زمان جنگ هم در این کشور نقش مفیدی ندارند. ایرانی بودن قواعدی دارد. وگرنه ادعایش را که همه داریم. پس واقعاً یک ایرانی واقعی باشیم نه فقط یک مدعی ...

فتوایی دینی که مبنای مذاکرات سیاسی می‌شود

بعد از چند سال تهدید و نگاه از بالا (به قول معروف سیاست چماق و هویج) و حتی کشاندن پرونده‌‌ی ایران به شورای امنیت، این بار مذاکرات هسته‌ای کمی متفاوت‌ برگزار شد و با لبخند رضایت و نگاه مثبت دو طرف و به رسمیت شناختن حق طبیعی ایران از سوی مقابل، به پایان رسید. پایانی که به معنای پیروزی منطق ایران است.

مذاکره نوعی معامله است، البته گاهی فقط یک نفر می‌برد؛ گاهی هم هر دو نفر برنده می‌شوند. این حالت متفاوت است با اینکه یک طرف بخواهد طرف مقابلش را به زور بازنده کند. رهبر انقلاب چند سال پیش درباره نحوه برگزاری مذاکرات گفته بودند:

«طرفهاى مذاکره بدانند ملت ایران زنده است. موجود زنده، هم اهل منطق است، هم اهل حرکت است، هم اهل تعامل است، هم اهل دفاع است، هم اهل مشت زدن است؛ آن‌جایى‌که لازم باشد… آنچه ما در این زمینه عرض مى‌کنیم، این است که بى‌منطق حرکت کردن، مورد قبول و پذیرش جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ایران قرار نمى‌گیرد؛ و اگر به هر شکل تهدیدى در مذاکرات پیش آمد، نشان‌دهنده‌ى عدم برخوردارى از منطق است. اگر منطق باشد، تهدید نیست. اگر تهدید شد، نشان‌دهنده‌ى بى‌منطقى است؛ و بى‌منطقى، ما را از اصل گفتگو و ادامه‌ى همکارى با طرفهاى مربوط به آژانس و غیره باز خواهد داشت.»

به نظرم یکی از مهمترین نکات مذاکرات هسته‌ای، تبیین و تثبیت فتوای رهبر انقلاب درباره حرمت ساخت و استفاده از سلاح اتمی بود. فتوایی مذهبی که کم‌کم سایه‌ی خودش را بر میز مذاکرات سیاسی می‌گستراند و به زبان رسمی و دیپلماتیک تبدیل می‌شود.

البته منظورم این نیست که غربی‌ها مسلمان شده‌اند و گوش به فرمان رهبر ما هستند؛ نه، اما این نکته که فتوای رهبری به عنوان منطق رسمی و سیاسی ما در مذاکرات مختلف (مثلا بین اردوغان و اوباما) به بحث گذاشته می‌شود، نشان دهنده‌ی این است که این منطق در حال اثرگذاری و پذیرفته شدن است.

رهبر انقلاب تاکنون چندین بار در سخنرانی های رسمی و عمومی درباره حرام بودن استفاده از سلاح اتمی صحبت کرده‌اند. مثلا در روز بازدید از ناوشکن جماران تاکید کرده بودند: «این حرف تکرارىِ از دهن افتاده‌ى مهملى که راجع به ساخت سلاح اتمى به جمهورى اسلامى نسبت میدهند، نشان‌دهنده‌ى نهایت ناتوانى اینها حتّى در زمینه‌ى تبلیغات است. جمهورى اسلامى هیچ اصرارى هم ندارد که در دفاع خودش در این قضیه خیلى احساسات به خرج بدهد؛ نه، ما اعتقاد به بمب اتم نداریم، به سلاح اتمى نداریم؛ دنبالش هم نخواهیم رفت. برطبق مبانى اعتقادى ما، مبانى دینى ما، به کار بردن اینگونه وسائل کشتار جمعى اصلاً ممنوع است، حرام است؛ این، ضایع کردن حرث و نسل است که قرآن آن را ممنوع کرده؛ ما دنبال این نمیرویم. ما دنبال آن چیزى میرویم که قدرتهاى سلطه‌گر حقیقتاً از آن باید بترسند، و من اعتقادم این است الان هم از همان میترسند و آن، بیدار کردن روح حماسه و عزت اسلامى است در همه‌ى امت اسلام. ما این کار را خواهیم کرد؛ این را بدانند.»

ایشان همچنین در پیامی به نخستین کنفرانس بین‌المللی خلع سلاح و عدم اشاعه که فروردین ماه سال گذشته در تهران برگزار شد، فتوای تحریم استفاده از سلاح‌های اتمی را تکرار کردند: «به اعتقاد ما افزون بر سلاح هسته‌ای، دیگر انواع سلاح‌های کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی می‌شوند. ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملت‌ها خطر تولید و انباشت این گونه سلاح‌ها را حس می‌کند و آماده است همه‌ی امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد. ما کاربرد این سلاح‌ها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه‌ی همگان می‌دانیم

این فتوا و پیام رهبری به ‌عنوان بالاترین مقام مسئول در کشور مورد توجه رسانه‌های مختلف قرار گرفت، هرچند برخی رسانه‌های غربی سعی کردند با شیطنت این موضع را تحریف و آنرا ناشی از تقیه در مذهب شیعه معرفی کنند! علی رغم همه اینها می‌بینیم که تاکید چندباره بر این فتوا به عنوان منطق مذهبی و سیاسی ایران، در مذاکرات رسمی دپلماتیک مورد استناد قرار می‌گیرد و حتی به رییس جمهور آمریکا و وزیر امور خارجه‌اش هم ابلاغ می‌شود.

نفس همین مساله یعنی توجه به یک فتوای دینی در مذاکرات سیاسی، یک برگ برنده برای ما و همه مسلمانان است. مخصوصا از این جهت که سیاست به مفهوم رایج آن در دنیا، با اخلاق، دیانت و صداقت نسبتی ندارد. در جهان کنونی جنایتکارانی بر دولت‌ها حکومت می‌کنند که خیلی راحت دیگران را تهدید می‌کنند، قتل عام می‌کنند، از بمب اتم استفاده می‌کنند. مثلا آمریکا تنها کشوری است که از سلاح‌ اتمی استفاده کرده و همچنان برخی کشورها را تهدید می‌کند که از این سلاح علیه آنها استفاده می‌کند!

در چنین دنیایی و با وجود چنین حاکمانی، رهبر دینی و سیاسی ایران به صراحت تاکید می‌کند که ما هیچگاه دنبال سلاح اتمی نمی‌رویم و آنرا حرام می‌دانیم. یعنی تبیین سیاست و قدرت بر مبنای اخلاق و اصول انسانی و اسلامی. این موضع رهبری حتی با موضع رییس جمهور خودمان هم متفاوت است که گفته ما دنبال بمب اتم نیستیم، اما اگر بخواهیم بسازیم از کسی نمی‌ترسیم! (البته منظورم این نیست که آقای احمدی‌نژاد موافق بمب اتم است، خیر، بلکه شیوه بیان مخالفت او کمی عجیب است!)

باز هم تکرار می‌کنم که انتظار نداریم امریکا و اروپا به خاطر این فتوا دست از دشمنیشان با ایران بردارند. اصلا اشتباه است که خیال کنیم دشمنی آنها با ما فقط و فقط به خاطر برنامه هسته‌ای ایران است. اخیرا گلوبال ریسرچ نوشته بود که مخالفت غرب با برنامه هسته‌ای بهانه‌ است، هدف اصلی سرنگونی جمهوری اسلامی است! رهبری هم قبلا به این نکته اشاره کرده بودند :

«اعتقاد من این است؛ آنقدرى که اروپا و امریکا به مسأله‌ى انرژى هسته‌یى تظاهر مى‌کنند و وانمود مى‌کنند نگران این قضیه هستند، نگران نیستند. خودشان هم مى‌دانند که ما دنبال سلاح هسته‌یى نیستیم. ما مرتب تکرار مى‌کنیم، اصرار مى‌کنیم؛ آنها «نه» مى‌گویند و سرى تکان مى‌دهند! درحالى‌که مى‌دانند ما دنبال سلاح اتمى نیستیم. مسأله، مشغول کردن نظام اسلامى است. یکى از اهداف عمده‌ى اینها این است که نظام اسلامى را مشغول کنند؛ ذهن مدیران، مسؤولان، مجلس، دولت و دست‌اندرکاران گوناگون را از مسائل جارى و کارى کشور در بخشهاى مختلف – چه بخش قضایى، چه بخش اجرایى، چه بخش تقنینى – منصرف و غافل کنند. این مسأله هم که حل بشود، باز مسأله‌ى دیگرى درست خواهد شد!»

 

پی نوشت: مذاکره بعدی ایران و ۱+۵ سوم خردادماه در بغداد برگزار می‌شود. سوم خردادی که یادآور پیروزی بزرگ ایران بر رژیم بعثی عراق و حامیان غربیش است. سوم خرداد امسال درحالی از راه می‌رسد که مردم ایران، هم آن پیروزی تاریخی را جشن می‌گیر‌ند و هم نظاره‌گر یک پیروزی سیاسی دیگر هستند. ایرانی‌ها این‌بار به عراقی پای می‌گذارند که دیگر هم‌پیمان غرب علیه ایران نیست بلکه جزوی از ائتلاف ایران و مقاومت در منطقه است!

منبع: آهستان

بدحجابی کسانی که به انقلاب پایبندند، مغرضانه است؟!‏

این ادعا که همه ی بی حجاب ها مغرضند و مجرم، ما را فوراً به برخورد مستقیم رهنمون می سازد، اما آیا همه ی بدحجاب های ما واقعاً مغرضند و مجرم؟! مطمئناً پاسخ نه است، چرا که تعداد زیادی از همین بدحجابها در انتخابات و 22 بهمن و روز قدس به میدان می آیند و در کنار محجبه ها رأی می دهند و یا در راهپیمایی شرکت می کنند. من نمی خواهم قبح بدحجابی را بشکنم ولی نگاه افراطی به بدحجاب ها را مانع کار فرهنگی می دانم؛ اگر یقین داشته باشیم که بدحجابان مغرضند و مشرک و بی ایمان، آن موقع کار فرهنگی را نیز مفید نخواهیم دانست و این گونه حجاب و عفاف را عملاً یا از دستور کار خارج می کنیم و یا به صورت جدی دنبال نخواهیم نمود و البته این سکه یک روی بد دیگر هم دارد و آن روی دیگر این است که اصلاً نسبت به حجاب هیچ حساسیتی وجود نداشته باشد و کم کم یک فرهنگ سکولار را در جامعه مجاز و معروف بدانیم که این نیز منجر به حذف هر گونه برنامه ریزی در خصوص جاری نمودن فرهنگ عفاف و حجاب خواهد شد، که متأسفانه این روی سکه را نیز در گفتمان رییس جمهور و البته مسئولان فرهنگی دولت شاهدیم و این دو روی سکه که هر دو به ضرر فرهنگ عفافند، رایج ترین گفتمان های موجود در این حوزه هستند.

اگر نگاه مسؤولان فرهنگی کشور مانند مستولان حوزه، صداوسیما و ارشاد لبریز از کینه و تنفر نسبت به بدحجاب ها باشد، عملاً کارفرهنگی که مقدمه اش نزدیک شدن، احترام و حتی محبت است نیز به وقوع نخواهد پیوست و این مسئله ای است که متأسفانه در لحنِ کلام برخی روحانیون مطرح و برخی مدعیان فرهنگ شاهدیم.
این مسئله که بسیاری از بدحجابان جامعه به انقلاب و رهبر و مسئولان آن اعتقاد و اعتماد دارند، خود نشانه ی عدم موفقیت مسئولان فرهنگی در نشر جایگاه رفیع اسلام و حجاب و عفاف است که نتوانسته اند به نهادهای انسان های پاکی که انقلاب اسلامی ایران را با تمام وجود دوست دارند، مفهوم حجاب و عفاف را منتقل نمایند. یقیناً اگر چنین بی حجابانی عمیقاً به بی حجابی اعتقاد داشتند، هیچگاه در سنگر انقلاب حاضر نمی شدند بلکه بایستی در شمار کم شمار ضدانقلاب در می آمدند.
 
فرض کنید پدر و مادری در تربیت فرزندانشان کوتاهی کرده باشند و فرزندشان دچار یک انحراف شده باشند، آیا برخورد قهری پدرومادر می تواند مفید واقع شود؟! یا نه! پدرومادر ابتدا باید به خود بیایند و در خود و در برخوردهای خود تحولاتی ایجاد کنند تا فرزندشان زشتی انحراف مزبور را درک کرده و آن گاه با برخوردهای سختگیرانه و در حالی که فرزند به مصلحت خویش واقف شده است او را از انحراف دور نمایند؛ وضعیت جامعه ی ما چنین است، متأسفانه بحث حجاب و عفاف عملاً به حجاب صرف تنزل داده شد و همان حجاب نیز بدون کارفرهنگی و فقط با کارقهری در جامعه جاری گردیده است، در حالی که عملاً کار قهری صرف بدون کار فرهنگی نه تنها تأثیر مثبتی (جز موقت و ظاهری) نخواهد داشت بلکه موجب تضعیف جایگاه باطنی و واقعی حجاب می گردد که متأسفانه گردیده است.

ای کاش مسئولان فرهنگی به خصوص مسئولان حوزه، روحانیون و طلاب همچنین صدا و سیما و نیروهای حزب اللهی و رسانه های مذهبی و اصولگرا زودتر به خود بیایند و مسئله ی مهم حجاب و عفاف را با این عبارت که "ما مأمور به تکلیفیم و نه نتیجه"، تخریب نکنند چرا که در حکم امر به معروف و نهی از منکر نتیجه نیز مهم است و اگر نتیجه ای وجود نداشته باشد و یا نتیجه عکس محتمل تر باشد، عملاً تکلیف عوض می شود و اگر چه قبول دارم که در کارفرهنگی کوتاهی عظیمی رخ داده است اما جبران این فرصت سوزی را با کار ضربتی و قهری بدترین ضربه به مبحث حیاتی حیا و حجاب و عفاف می دانم. نتیجه این که یه نظر حقیر هر چه زودتر تمام مسئولان و دست اندرکاران فرهنگی باید در خصوص شناخت و جبران کاستی ها و نقایص خود و تعیین اقدامات اصلاحی دست به کار شوند و عملاً تحلیل و تحول را مهمترن رکن های حل این معما در نظر گیرند.

کدام آوینی؟ مگر چند تا آوینی داریم؟!

چند سالی هست که همزمان با سالروز شهادت شهید آوینی، بحث‌هایی تکراری و بی‌فایده از دو سو درباره شخصیت سیدمرتضی آوینی منتشر می‌شود. همه هم اصرار دارند که شهید آوینی را به خودشان وصل کنند. همه هم ادعا می‌کنند که آوینیِ واقعی همینی است که ما می‌گوییم.

پای ثابت این دعوا جناب آقای معززی نیا است که از وابستگی سببیش استفاده می کند و به بهانه‌ی نقد برخی حزب‌اللهی‌ها به شهید آوینی در زمان حیاتش، کل معادله‌ی زندگی و تفکرات شهید آوینی را جابه‌جا می‌کند! ...

منبع: آهستان

ادامه نوشته

قلاده های طلا، واقعی ترین فیلم سیاسی سینمای ایران

قلاده های طلا، دومین فیلمی هست که به نوعی در مورد حوادث انتخابات 

اشاره دارد. فیلمی که بسیار جالب به نظر می رسد و باز طبق معمول ، تنگ نظری و احتیاط های کلافه کننده ،چند ماهی این فیلم را توقیف کرد هرچند برخلاف اخراجی های 3 بسیار پر مفهوم تر و از لحاظ محتوایی قوی تر به نظر می رسید.یعنی همان قدر که

اخراجی ها سکانس های پرتی داشت قلاده های طلا به همان اندازه سکانس های 

جالب و پر مفهوم برخوردار بود. همیشه این برام جالب بود که در سینمای هالیوود جاهای پیش می امد که در فیلم به اشتباهات یا خیانت های نیروهای امنیتی اشاره می شد یا واقعیت های سیاسی حتی به ظاهر در فیلم ها نمایش داده می شد ولی هرگز در ایران چنین فیلم های وجود نداشت.در فیلم قلاد های طلا شعارهای عیان و فراگیر حوادث انتخابات دیده می شود.عکس های کاندیدا ها نشان داده می شود واز همه مهم تر یک واقعیت کامل به نمایش کشیده شد. نشان دادن سخنان آقا در نماز جمعه خرداد ماه در فیلم بسیار جالب بود.قلاده های طلا برخلاف همه فیلم های ایرانی غیر قابل پیش بینی بود و نکته جالب،25 جواب های هزاران سوال از جمله قتل ندا آقا سلطان که حتی به مدت بسیار کوتاه و ریزبینانه در فیلم اشاره شد.گفت وشنود های کوتاه در سکانس فیلم هنگامی که به پایگاه بسیج حمله شد و جواب زیبای فرمانده که این افراد از مردم جدا هستندو مردم احساس می کنند که تقلب شده 

به دنبال حق خودشون هستند واگر بفهمند که تقلب نشده خودشان این افراد را 

سر جایشان می نشانند و اشاره به اینکه اگر مردمی که در بعد ظهر بودند ومخالف نظامند اگر اراده می کرند عرض یک 

آن پایگاه را تصرف می کردند.معتقدم فیلم بسیار جالب

و البته توان تبدیل به یک سریال چند قسمتی را داشت چون بسیار سطحی و گذرا از مسائل مهم عبور کرد. تیکه های فیلم به خانواده جناب هاشمی هم زیاد به چشم می آمد.پخش فیلم همسر ایشان یا سخنرانی فائزه هاشمی در میان معترضین و تشویق آنها و از طرفی ، سکانسی که امین حیایی در مورد مدیریت مترو بودن اشاره کرد، قسمت های بود که خیلی امکان مانور داشت. در مجموع نگاه من به فیلم قلاده های طلا مثبت بود و از طرفی تابوی نپرداختن به مسائل روز سیاست شکسته شد. امید به روزی که بتوانیم حقایق جامعه را از طریق فیلم به مردم نشان دهیم.


منبع: آزادی اندیشه

چهارشنبه سوری، در خانه همسایه ...

چهارشنبه سوری

  این روزها بچه‌های غــزه ، خیلی خوب می‌فهمند چهارشنبه سوری یعنی چه ، شاید بهتر است بگوییم چهارشنبه سوزی، آنهم با موشکهای پیشرفته اسرائیلی ... ،
این روزها بچه‌های بحرین هم، همه روزشان چهارشنبه سوری است. با آن ترقه‌های پرسروصدایی که مهمان‌های ناخوانده‌ی آل سعود برایشان سوغات آورده‌اند و آتشی که به رنگ خون برادران شهیدشان است...،
  این روزها چهارشنبه سوری را کودک افغانی به خوبی درک می‌کنند. با آتشی که اشغالگران با آن قرآن کریم را سوزاندند و آتشی که از تفنگهایشان بر سر زنان و کودکان آنها می‌بارد٬
  هنوز هم بعد از سالها، چهارشنبه سوری را بچّه‌های خرمشهرِ خودمان بهتر از ما می‌فهمند که صدای انفجار ترقه‌هایشان هنوز هم که هنوز است دلهره می‌اندازد به ته دلهاشان، که موشک اینبار کجا را زده !؟،

  این روزها از روی آتش می‌پریم، بی‌خیال مشکلات و دردهای روزگار. بی‌خیال اینکه برادران و خواهران دینی ما در همسایگی‌مان در دل آتش هستند. از روی آتش می‌پریم تا فرار کنیم از شعله‌های آتش این دنیا، ولی راستی ارتفاع پرشمان چقدر باید باشد تا بتوانیم از شعله‌های آتش دوزخ هم در امان باشیم...!؟ آیا از روی شعله‌های آتش دوزخ هم می‌توان پرید ...!!؟

  روزنـوشت: ماه اسفند و خصوصا نیمه دوم آن یادآور خاطرات زیادی است،
جزیره مجنون، طلائیه، عملیات بدر و والفجر هشت...،
شهادت مهدی و حمید باکری، شهادت حاج ابراهیم همت و شهادت عباس کریمی،
همه در این ماه است. به یاد غافله شهداء، آنانی که رفتند تا ما بمانیم، صلواتــــ ...

منبع : خبرنگار

آماده محو شدن

خیلی نمی گذرد،چند هفته ایست در یک سایت مرجع "در ادامه نامش را حتماخواهم برد " طرحی را بر روی پرو فایلم گذاشتم.

                    

بعد از گذشت ۲ ساعت اتفاقی که افتاد رو خودتون برید ببینید

به آدرس زیر برید و در قسمت نظرات بر روی عکسم "روح الله میرشکاک" کلید کنید و اتفاقی که افتاده را ملاحضه بفرمایید: http://negarkhaneh.ir/~zohresoleimani/PicDetail-113495/

حرف من:سایت نگارخانه، یک سایت جامع طراحی هست که برو بچه های طراح ارزشی روزگاری تو سایت بروبیایی داشتن ولی حالا دیگه...

باید قبول کنیم که گرافیک یکی از سلاح های مهم در این جنگه و احتیاج مبرم و سریعی به مهمات داره حالا اینکه یه همچین سایتی که یه روزی خوب داشته مهمات می رسونده یکدفعه ای راه گم میکنه و میره تو باقالیا الله اعلم

چند هفته پیش بنده  یه پرو فایل باز میکنم و چند تا پوستر مذهبی می زارم وقتی چند تا نظر میدم و این پوستر بالایی رو میزارم پروفایلم رو می بندند

همراه با من چند پرو فایل دیگه از بچه های طراح ارزشی که تازه اومده بودن تو سایت رو می بندند

اونوقت می بینیم پروفایل های افرادی که کار دشمن رو انجام میدن باز هست هیچ ،از اون ها حمایت هم می کنن

این یعنی اینکه سایت سایتی نیست که بخواد مهمات بده تو فکر عشق و حال خودشه

یه گشتی تو این سایت بزنید خودتون فضایی رو که حاکم هست رومی بینید و متوجه می شوید

این شد که اومدیم تو بلاگفا،تو اون سایت که ما رو شهید کردن،ببینیم اینجا چه میشود؟

ما آماده ی محو شدنیم

به امید روزی که یک حزب الله بلاگ داشته باشیم

منبع: روح الله

یک انگلیسی که ساندیس گیرش نیامد!

  دو سال پیش «متیو کاسل» خبرنگار روزنامه گاردین که برای پوشش خبری راهپیمایی ۲۲ بهمن به ایران آمده بود، مشاهداتش را از این روز بزرگ این طور نوشت: «گفتن اینکه مواد خوراکی و آشامیدنی یکی از انگیزه‌های حضور صدها هزار آدم در میدان آزادی در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بوده، سخنی سراسر پوچ و گزاف است. این فرض که فرد حتما باید جزو فقرا، روستایی یا بی‌سواد باشد تا از احمدی‌نژاد حمایت کند، نشانه جهت گیری بزرگی در رسانه‌های غربی است که برای ملوث کردن چهره جمهوری اسلامی و نادیده گرفتن حمایت‌های گسترده ای است که از آن وجود دارد… اینکه آیا اکثریت ایرانیان از حکومت خود پشتیبانی می‌کنند یا از اپوزیسیون، موضوع بی‌ربطی است. ابتدا باید درک کنیم که این فقط بسته های رایگان کیک و ساندیس نیست که ایرانیان را از هر دو طرف این تقسیم بندی سیاسی به خیابان‌ها می‌آورد!»

منبع : آهستان - امید حسینی

ادامه نوشته

آخه چرا انقلاب کردیم !!؟

  دوستان سبز مسلک به اسم فردین مقیم تهران (به گفته خودش!) تو مسنجر پالتاک، گفتمانی داشتم که مناسب دیدم متن این گفتگو رو خدمتتون ارائه بدم:

  بعد از حرفهای اولیه، بهم گفت: آخه این انقلابِ مثلا اسلامی شما، چه فایدهای برای این ملت داشته که باید الان بخاطر سالگردش خوشحال باشیم !؟ گفتم: خیلی چیزایی که ما الان داریم به برکت همین انقلاب اسلامی هست. مثلاً، همینی که الان شما به راحتی حرفت رو میزنی از برکات همین انقلابی. اگه از قدیمی‌ها بپرسی، متوجه میشی که در زمان طاغوت هرگونه انتقادی از رژیم به شدیدترین شکل پاسخ داده میشد. حتی جرئت نداشتی به یه پاسبان چپ نگاه کنی. گفت: تو کشور ما آزادی وجود نداره حتی به نظرم از زمان شاه بدتر شده !! گفتم: ...

منبع : خبرنگار - حمید رازی زاده

ادامه نوشته