گیل نویـس | مرجع وبلاگنویسان ارزشی گیلان
فرزند میرزاییم ، اَمی عشق شهادت . . .
روحانی و مجمعی از عقلاء
پس از سال 61 جریانی سیاسی در کشور تلاش میکرد که علی رغم نظر امام (ره) و فرماندهان جنگ بحث پایان جنگ را مطرح و در ادامه کشور را به سمت نوعی تسلیم شدن وادار نماید. اسناد انقلاب و فرمایشات حضرت امام (ره) نشان میدهد که ایشان همواره به دنبال تحقق شعار «جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان» بودند و البته به گواهی همه فرماندهان نظامی کشور و برخی از سیاسیون این شعار امام (ره) تحقق یافتنی بود و در صورتی که حمایتهای همه جانبه از جنگ به عمل میآمد قطعاً صدام سقوط کرده و جایگاه بینالمللی ایران به شکل شگفتآوری ارتقاء مییافت.

در این یادداشت کوتاه مجال به پرداختن به این موضوع نیست و البته هدف این یادداشت نیز مبحث جنگ نمیباشد. در این رابطه کتابهای متعددی به چاپ رسیده است که خوانندگان محترم میتوانند به آنها مراجعه نمایند.
لکن این نکته ضروری و مهم است که همواره و تا زمان پذیرفتن قطعنامه 598 توسط امام خمینی (ره) در تاریخ 28 تیر ماه سال 67، ایشان مخالف جدی بحث پایان جنگ بوده و در نهایت نیز از پذیرش قطعنامه به عنوان قبول جام زهر یاد میکند، و در طرف مقابل از سال 63 به بعد بحثهای جدی در مورد پایان جنگ علیرغم نظر صریح امام (ره) صورت میگیرد، که اثرات نام مطلوبی را در جبهههای نبرد باقی میگذارد. پرچمدار بحث پایان جنگ در آن زمان کسی نبود جزء جناب آقای هاشمی رفسنجانی، ریاست وقت مجلس شورای اسلامی و نماینده حضرت امام (ره) در شورای عالی جنگ.
جناب آقای حسن روحانی نماینده وقت مجلس شورای اسلامی و از نزدیکان جناب هاشمی بود و است و همچنین در آن دوران ریاست پدافند هوایی کشور را نیز بر عهده داشت. ایشان در سال 64 به همراه تعدادی از نمایندگان وقت مجلس جلسه ای را برگزار میکنند و آن را مجمع عقلاء مینامند. این مجمع قرار است بحثهای جدی در رابطه با پایان جنگ را در کشور مطرح و مسیر کشور را به آن سمت هدایت کند.
نکته جالب این است که، این تعداد از نمایندگان که موافق پایان جنگ بودند، خود را عقلاء نامیده و این ادبیات سیاسی را رایج میکردند که در مقابل، هر فرد یا گروهی که خواهان ادامه جنگ است تندرو بوده و غیرعقلایی است!!.

امام خمینی (ره) بلافاصله پس از اطلاع از این جلسه به آقای هاشمی دستور میدهند که «این چیست؟، چه کسی این جلسات را تشکیل میدهد؟، بگویید این جلسات را تعطیل کنند و این حرفها را نزنند» (بررسی عملیات والفجر 8، تهران، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس 1390، صفحه 69)، و آقای هاشمی رفسنجانی نیز بیان میکنند که «امام لحظهای اجازه نمیداد درباره ختم جنگ بحث کنیم. در مجلس هم عدهای بودند به نام مجمع عقلاء و آقای حسن روحانی که برای پایان دادن به جنگ فعالیت میکردند، امام (ره) آنها را سر جایشان نشاند». (نگاهی به روند پایان جنگ و پذیرفتن قطعنامه 598، روزنامه جمهوری 27/4/90).
لازم به ذکر است، طبق اسناد نه تنها این جلسات که بر خلاف نظر امام خمینی (ره) بوده و ایشان دستور تعطیلی داده بودند تعطیل نشده است، بلکه به شکلی دیگر در مجلس ادامه مییابد تا فشارهای سیاسی را جهت دستیابی به نظراتشان افزایش دهند.
و اما امروز؛ جناب آقای دکتر حسن روحانی ریاست جمهور محترم در دفاع از کابینه خود و در بیان سوابق برخی از وزرای پیشنهادی، با افتخار اعلام میدارند که ایشان نیز از دوستان مجمع عقلاء بودن و کذا و کذا...
برای جناب آقای دکتر روحانی آرزوی موفقیت میکنیم و امیدواریم در این مسیر پر خطر در پیشگاه ملت و صاحب اصلی این کشور سربلند و پیروز باشند.
فواید حضور بانوان در مجلس!
در این مجلس ما که صدا به صدا نمیرسد و همه داخل صحن میچرخند و حرف میزنند، صدای زنانه برای موافقت یا مخالفت صدای خوبی نیست!. این مجلس ما صدای مردانه میخواهند، مردی که فریاد بزند، نه زنی که آرام صحبت کند!.

این 9 نفر حضورشان بسیار موثر است. برای مثال تا به حال هرگاه رییسجمهور یا یکی از وزیران پیشنهادی درباره زنان و نقش زنان و حقوق سخن گفته، دوربین سریع نمایندگان زن مجلس را نشان داده است. این دستاورد کمی است مگر!؟، اگر نمایندگان زن مجلس نبودند دوربین چه چیز را نشان میداد؟، آیا دوربین باید نمایندگان آقایی مثل جنابان تابش، محجوب و ... را نشان میداد!؟
این دوستان اصلاً متوجه رأی مهم نمایندگان زن نیستند، 9 رأی!، رأی کمی نیستا، بسیار تأثیرگذار است. برای خودش رقمی کلان است. البته نمایندگان بانو در جلسههای دیگر مجلس بسیار فعالتر هستند. برای مثال، بعضی وقتها نام آنها در فهرست نمایندگانی که تأخیر دارند نیز وجود دارد و اینطوری نیست که اصلاً کاری نکنند!.

بله، زنان در مجلس ما حضور فعال دارند. من خودم چندین بار نطق پیش از دستور آنها را با گوشهای شخصی خود شنیدهام. بارها تذکرهای آنها را شنیدهام!. زنان مجلس ما نمایندههایی در برخی فراکسیونها مانند فراکسیون بانوان دارند و گاهی نیز با رسانهها مصاحبههایی درباره وضعیت بانوان انجام میدهند.
برای نمونه، سخنگوی فراکسیون محترم زنان مجلس شورای اسلامی چندی پیش گفته است: «انتظار میرفت دولت یازدهم در مورد حضور زنان در کابینه جدیت بیشتری داشته باشد، زیرا خانمهای مدیر و لایقی داریم که توانمندیهای آنها به همه اثبات شده است». کو گوش شنوا !؟. البته منظور ایشان بانوان توانمند مجلس نبوده است!.
رودخانههای رشت؛ از ماهی سفید تا منشأ بیماری!!
رودخانه نخست شهر رشت گوهررود نام دارد که با طولی در حدود ۴۰ کیلومتر از ارتفاعات کوههای سراوان سرچشمه میگیرد و پس از اتصال به رودخانه زرجوب، رودخانه پیربازار را تشکیل میدهد و در پایان راه به تالاب بزرگ انزلی میرسد.
رودخانه دوم بزرگترین شهر شمال کشور زرجوب (به معنی رودخانه طلایی!) نام دارد که از کوههای کم ارتفاع هزار مرز، نیزهسر، جوکلبندان و کچا از حدود ۲۵ کیلومتری جنوب رشت سرچشمه گرفته و پس از پیوستن به رودخانه گوهررود و تشکیل رودخانه بزرگ پیربازار از طریق بخش شرقی وارد تالاب بینالمللی انزلی میشود.

به گفته قدیمیها، رودخانههای گوهررود و زرجوب در زمانهای دور در زیبایی و برخورداری از آب شفاف زبانزد بودند و مکان امنی برای ماهیان محسوب میشدند. جوانان به ویژه در فصل تابستان برای شنا و ماهیگیری به این دو رودخانه میرفتند، اما این روزها، در فصل تابستان و با گرم شدن هوا کسی نمیتواند حتی از کنار این دو رودخانه عبور کند و راحت نفس بکشد، زیرا بوی مشمئز کنندهای انسان را آزار میدهد و مجبور میشود برای لحظاتی نفس خود را حبس کند تا از گزند بوی نامناسب این رودخانهها در امان باشد.
تا چند سال پیش گاهی برخی لاکپشتها را میدیدیم که در این رودخانهها با سختی به زندگی خود ادامه میدادند، اما امروز دیگر خبری از آنها نیست و تنها رودخانههایی را شاهد هستیم که به جای آب زلال و ماهیان، تنها فاضلاب در آنها جریان دارد.

به ویژه در سالهای اخیر، این دو رودخانه به کانالهای بسیار بزرگ حمل فاضلاب و زباله تبدیل شده و به منشأ انواع بیماریها و مشکلات زیست محیطی تبدیل شدهاند. میتوان پسابهای کشاورزی، شهری، صنعتی و زبالهها را چهار عامل آلودهکننده رودخانههای زرجوب و گوهررود دانست.
همچنین فاضلابهای خانگی، بیمارستانی و صنعتی عوامل بیماریزایی دارند که وقتی در رودخانههای رشت سرریز میشوند به ویژه در فصل گرم تابستان به سبب کاهش ریزش باران، قابل دیدن میشوند و بوی بدی از آنها منتشر میشود و چه بسیار افرادی که به جای استفاده از فضا و طبیعت این رودخانهها به دلیل آلودگی آن بیمار میشوند.
هنوز که هنوز است متولی اصلی رودخانههای گوهررود و زرجوب مشخص نیست و هر دستگاهی افتخار متولی بودن این دو رودخانه را به دستگاه دیگر میدهد، اما شنیده شده که شهرداری رشت بیشترین سهم را در مراقبت از این دو رودخانه شهر رشت دارد.
در انتخابات گذشته مجلس و شورای شر وعدههای بسیاری درباره رودخانههای زرجوب و گوهررود داده شد اما شاهد عمکرد قابل توجهی نبودیم. در انتخابات اخیر نیز بسیاری نامزدهای شورای شهر درباره احیای این دو رودخانه مهم شهر رشت وعدههای بسیاری دادند، که امید است به سخنان خود عمل کنند و تنها با هدف جلب آرای مردم این سخنان را بر زبان جاری نکرده باشند.
نگارنده تنها میخواهد بگوید، رودخانههای گوهررود و زرجوب این روزهها در شرایط خوبی نیستند و نجات این دو رودخانه که از سرمایههای شهر رشت محسوب میشوند تنها با همت و تلاش جدی همه مسئولان ذیربط امکانپذیر است.
مزایده راحتترین راه است!!
از یکی از افراد حاضر که از آشنایان نیز بود به شوخی پرسیدم «چرا اینقدر دیر آمدید!؟ خدا روز را از شما گرفته بود!!؟»، گفت «ما از طرف ستاد دکتر [...] آمدیم و 40 هزار تومان گرفتهایم تا فقط تک رای به او بدهیم!». یکی از افراد دیگر که در کنار فرد مذکور ایستاده بود گفت «40 هزار تومان که چیزی نیست، بعضی کاندیدها برای هر رای تا 100 هزار تومان هم میدهند و چون با این کاندید هممحلی هستیم به این مبلغ کم قناعت کردهایم!!!».
نتایج انتخابات شورای اسلامی شهر رشت در حالی پس از یک روز تاخیر اعلام شد که شاهد حضور برخی افراد معلومالحال در بین منتخبان این شورا هستیم.
آخرین روزهای اردیبهشت امسال بود که آیتالله جنتی در خطبههای نماز جمعه تهران گفت «نظارت بر صلاحیت اعضای شوراها نزدیک به صفر است»، اما فردای آن روز برخی افراد به اصطلاح اصولگرا در مجلس گفتند «اينکه آیتالله جنتي فرمودند نظارت بر انتخابات شوراها صفر است حرف دقيقي نيست» و از عملکرد برخی نمایندگان مجلس دفاع کرد.
با گذشت یک ماه از سخنان آیتالله جنتی، با اعلام تایید صلاحیت عدهای معلومالحال با کمک و توصیه برخی افراد و رایآوردن آنها با کمک روشهای نامشروع و مشمئز کننده مانند خرید رای، امروز دیگر کاملاً مشخص شده است که سخنان دبیر شورای نگهبان قانون اساسی مانند همیشه صحیح بوده است.

احراز صلاحیت و انتخاب برخی وابستگان و بازماندگان فتنه 88 و اصلاحات نشاندهنده تزلزل در عملکرد برخی افراد و مسئولان نظارتی است که باید پاسخگوی اعمال خود نزد خدا و مردم باشند. برخی آقایان گویا از یاد بردهاند اکنون شش نفر از اعضای شورای شهر سوم رشت به دلیل فساد اقتصادی در زندان هستند و فساد مالی آنها دامن برخی دیگر از مدیران شهری را نیز گرفته است!. معلوم نیست با چه استدلالی بالغ بر 80 درصد از کاندیداهای شورای شهر که مراجع چهارگانه نظر منفی بر آنها داشتند توسط هیئت عالی نظارت تایید صلاحیت گرفتند تا به راحتی بتوانند با هزینههای میلیاردی از برخی کاندیدهای متعهد که به جایی وصل نیستند پیشی بگیرند و بر کرسیهای شورای شهر تکیه بزنند ...
گفته میشود بعضی از نمایندگان مجلس در تایید صلاحیت کاندیدهای معلومالحال نقش داشتهاند و از آنها حمایت مادی و معنوی کردهاند. خب، البته نمیتوان از نماینده مجلسی که پیش از انتخابات مجلس سال 90 به صراحت به یکی از نزدیکان خود گفته است «اگر رای آوردیم که هیچ، اما اگر رای نیاوردیم پول هست(!!)» انتظار بیش از این داشت و او نیز باید از افراد هم قماش خود حمایت کند.

به نظر نگارنده تبعات این اتفاقات و انتخابات بسیار وخیم خواهد بود و دامن خیلیها را در آینده خواهد گرفت. اما امیدواریم با ورود برخی افراد ناصالح به صحن شورای شهر رشت شاهد انحراف و انحلال شورای دور چهارم رشت مانند شورای دوره سوم به دلایل فسادهای اقتصادی و همچنین اخلاقی و سیاسی نباشیم!.
یک توصیه دیگر هم به مسئولان اجرایی انتخابات شوراها دارم. بهتر است از این پس به جای برگزاری انتخابات شورا شهر که دارای هزینههای سنگینی برای بیتالمال و برخی کاندیدها است، کرسیهای شورای شهر رشت را به مزایده بگذارید تا هر فردی که پول بیشتری دارد و به قدرت وابسته است به زحمت کمتری به مقصود خود برسد!. همین ...
شهدا پیر نمیشوند
در سال جدید، وقتی از زیارت کردن سخن میگویی، ناخودآگاه ذهنها متوجه
مشهد، قم و کربلا و امامزادهها میشود. اما این روزها این عنوان در مورد
راهیان نور نیز تجلی شده است و وقتی میشنوی «راهیان نور»، یعنی حضور مردمی
عاشق، دلباخته و وفادار به اسلام و انقلاب اسلامی در مناطق عملیاتی دفاع
مقدس و تجدید پیمان با آرمانهایی از جنس نور و خون.حتی برخی افراد برای حضور در این سفر زیارتی ثبت نام و در قرعهکشیها شرکت میکنند. برای درآمدن اسمشان نذر میکنند و اگر یک سال به این سفر مقدس نروند غمگین میشوند. بارها در دانشگاه، دانشجویانی را دیدهام که به دلیل آنکه اسمشان در قرعهکشی راهیان نور در نیامده گریه کردهاند ...
منبع: خـــــبـــرنگار
خطـــکش ...

گاهی از برخی افراد سخنانی میشنویم که در ابتدا انتظار آن را نداریم و با پیشزمینه فکری ما نسبت به او مطابقت ندارد.
گویا، برخی افراد به دلیل بدست آوردن رای مردم خود را برتر از دیگران میدانند، مغرور میشوند و در سخنانشان نیز این غرور دیده میشود. انگار نه انگار که بسیاری در تاریخ این انقلاب به دلیل همین غرور کاذب سقوط کردهاند...
خواب های سعودی تعبیر نمی شود
درباره حضور رییس جمهور کشورمان در اجلاس کشورهای اسلامی در مکه، دو دیدگاه موافق و مخالف وجود داشت. مخالفان میگفتند با توجه به شرایط منطقه، عربستان میخواهد از این اجلاس برای ترمیم وجهه خودش استفاده کند و از طرفی اجماع جهان اسلام را علیه نظام سوریه کلید بزند. حضور ما یعنی کمک به اجرای چنین طرحی. پس همراه شدن با آنها مخصوصا وقتی مواضع دو طرف در قبال انقلابهای منطقه و بسیاری از مسائل دیگر صدوهشتاد درجه با هم تفاوت دارد، عملا بیفایده است اگر نگوییم به نفع آنهاست.
اما موافقان عقیده داشتند که خالی کردن عرصه برای عربستان، هم خواسته خود آنهاست و هم به نفع آنها. پس بهتر است از این فرصت برای بیان منطق خودمان استفاده کنیم. به هرحال احمدی نژاد در این اجلاس شرکت کرد و باید منتظر تبعات و نتایج آن باشیم.
منبع: آهستان
ناکارآمدی ساختار قوه قضاییه+پیشنهاد
هم
اکنون پرونده های متعدد قضایی در دادگاه های عمومی بررسی می شوند و به غیر
از دادگاه های خانواده و ویژه روحانیت و نظامی و شاید معدود دادگاه های
کوچک تخصصی دیگر، اکثر پرونده های قضایی توسط همان قضات عمومی مورد بررسی
قرار می گیرند، پرونده هایی که هر کدام گستره ی وسیعی از قوانین دارند، هر
کدام مملو از پیچیدگی هایی هستند که در صورت عدم اشراف قاضی، صدور رأی
عادلانه یا عملاً میسر نیست و یا بسیار به طول می انجامد.
وقتی قضات در
مقوله ای سررشته ندارند و یا برآن تسلط ندارند، باید نظر کارشناسان اخذ شود
و بعضاً نظرات کارشناسی نیز به دلیل عدم تسلط و درک صحیح از آن مقوله با
شک و تردید مواجه شده و مدام به هیأت های بعدی واگذار می شود.
گستردگی
قوانین مختلف و جرایم متعدد در هر حوزه، امکان تعمیق و غور قضات و حتی
مراجعه به آرای وحدت رویه را در آن مقولات میسر نمی سازد و عملاً تخصصی
نبودن قضاوت ها موجب تضعیف آرا، پراکندگی و اطاله ی دادرسی ها و عدم
تحقیقات مناسب در سطوح عملیاتی و به روزآوری قوانین می گردد.
ارجاع
پرونده های متفاوتی مانند مفاسد اقتصادی، سرقت های جزئی، دعواهای خانوادگی،
درگیری های خیابانی، حوادث ناشی از کار، پرونده های ارث، زمین خواری،
تصادفات، مهریه، چک و ... به یک دادگاه موجب می شود ترتیب و اولویت بندی در
آنها رعایت نشود و وقت لازم در خصوص پرونده ها با توجه به گستردگی قوانین
صرف نشود، قضات حتی موضوع پرونده های زیر دست خود را فراموش کنند و پرونده
های مهم و کم اهمیت ماه ها در نوبت می مانند و پرونده های کم اهمیت تر نیز
وقت لازم برای شان صرف نمی شود.
به عنوان نمونه حوزه ی کاری خودم را
مثال می زنم، پرونده های مربوط به کارو کارگری و حوادث ناشی از کار هم
اکنون به دادگاه های عمومی ارجاع می شوند که متأسفانه درک صحیحی از مسائل و
مشکلات صنایع، جوامع کارگری، اهمیت حفظ جان کارگر، اهمیت حفظ اشتغال،
اهمیت صیانت از نیروی کار موجود، قوانین کار و تأمین اجتماعی و آیین نامه
های متعدد این حوزه ها ندارند؛ پس چگونه می توان انتظار داشت که آرای چنین
دادگاهی دقیق و عادلانه و موجب اصلاح باشند، چه بسا کارفرمایی که نسبت به
اصول بسیار مهم ایمنی بی توجهی کرده است و به دلیل عدم همکاری قضات، موجب
حوادث شدید از قبیل فوت گردیده اند و چه بسا پرونده ی یک حادثه ی ناشی از
کار که تا صدور رأی 4-5 سال زمان سپری شده است و همه ی این ها به دلیل نبود
شعب ویژه ی جرایم قانون کار است. ممکن است برخی بگویند که این خلأ با کمک
گرفتن از کارشناس و مشاور قابل رفع است ولی واقعیت این است که اگر چه
مشاوره و کارشناسی مفید است ولی هرگز جای تسلط و درک قاضی را نمی گیرد، چرا
که با عدم درک دادگاه از مسائل تخصصی، رابطه ای بین دادگاه و نظرکارشناسی و
خود کارشناس برقرار نمی شود و تنها یک رابطه ی ماشینی و سطحی شکل می گیرد
که قاضی در آن نه نسبت به کارشناس شناخت دارد و نه نظر وی اعتماد می کند و
اینچنین بدش نمی آید نظرات کارشناسی به هیأت های کارشناسی بعدی ارجاع شود و
مدام از کارشناسان بخواهد تا بیایند ادای توضیح دهند و چه بسا همین ادای
توضیح و دعوت از کارشناس و تهیه پاسخ جهت سوالات، موجب اطاله ی چند ماهه
پرونده ها شود.
اکنون عمومیت دادگاه با تشکیل هیأت های حل اختلاف
متأسفانه وسیع تر نیز شده اند، شعب مختلف از پایین تا بالا به صورت غیر
تخصصی پرونده ها را بررسی می کنند و بعد اعتراضات را؛ که با توجه به این
وضعیت هیچ گریزی نیست مگر این که مسئولان قوه ی قضاییه به فکر چاره باشند و
با تشکیل دادگاه های ویژه و تخصصی در حوزه های مختلف مثل شعب ویژه ی جرایم
قانون کار موجب تسریع، دقت و عدالت بیشتر در صدور آرا گردند.
منبع: سلمان علی ع
از ماست که بر ماست ...
میگفت: چند وقتی بود که در یک شرکت ساختمانی به عنوان کارشناس مشغول به کار شده بودم. همه چیز خوب بود تا این که چندی بعد شرکتمان در یک مناقصه شرکت کرد و برنده شد. اما نمیدانم چه شد که چند روز بعد در کمال تعجب شرکت دیگری که تازه مبلغ بیشتری را پیشنهاد داده بود در این مناقصه به عنوان برنده معرفی شد. چند روز بعد از طریق یکی از آشنایان متوجه شدم که آن شرکت مربوط به نزدیکان یکی از نمایندگان مجلس در شهر ما بوده است و از طریق این رابطه توانسته در این مناقصه برنده شود. وقتی دوستم نام آن نماینده مجلس را گفت، به یاد آوردم که در گذشته هم دربارهی کارهای اقتصادی او شنیده بودم ...
بعضی مواقع شنیده میشود که بعضی از مردم از عملکرد بعضی از مسئولین و یا نمایندگان خود در مجلس و شوراهای شهر ابراز نارضایتی میکنند و از عدم سلامت کاری و یا حتی دست داشتن این افراد در بعضی از تخلفات و فسادهای اقتصادی سخن میگویند.
منبع: خبرنگار
اين جا ، آن جا ،همه جا : آمريكا!
به بهانه ي روز قدس و سر دادن شعار "مرگ بر امريكا" و همچنين انتقاد و يا سوال يكي از دوستان درباره ي چرايي سر دادن شعار "مرگ بر امريكا" و جايگزين نكردن شعارهاي محدود تر به جاي اين شعار،
اين پست را نگاشته ام كه صرفاً يك فضاسازي ساده ي رواني است و نه يك دليل علمي، كما اين كه شايد در مقام تحليل علمي-اجتماعي دوستان منتقد شعار "مرگ بر امريكا" احتمالاً پيروز اين ميدان خواهند بود! :
![]()
منبع: اقلیت
دم خروسی از مهدی خزعلی

منبع: سلمان علی ع
چرایی وضعیت بهره وری در ایران
همواره از پایین بودن بهره وری نیروی کار در کشورمان شنیده ایم و در مقایسه ی آن با شاخص های بهره وری در کشورهای توسعه یافته و یا حتی برخی کشورهای در حال توسعه ی آسیای شرقی حسرت ها خورده ایم. اما این که چرا چنین وضعیتی را در کشورمان شاهدیم واقعاً جای تأمل دارد و یقیناً تا این موضوع به درستی واکاوی نشود حل آن نیز میسر نخواهد بود.

هدف
از این نوشته ارائه ی نقاط ضعف و مشکلات ارتقای بهره وری نیروی کار به
خصوص با توجه به مشکلات مبتلا به در کشور خودمان است، تا این باور را که
فقط با ارائه ی آمار مقایسه ای و نکوهش نیروی کار می توان بهره وری را
افزایش داد و یا تقصیرها را بر بی وجدانی نیروی کار گذاشت و اورا مقصر
ناکامی های اقتصادی و اداری کشور معرفی کرد را مورد انتقاد قرار دهم، به
همین دلیل موانع ارتقای بهره وری در کشور را مختصرا مورد توجه قرار می دهم:
منبع: سلمان علی ع
رمضان کریم

گوشهای خدا پر از آرزوهاست و دستهایش پر از معجزه،
آرزویی کن ...
شاید کوچکترین معجزه اش، بزرگترین آرزوی تو باشد.
واما توبه کردن، در این ماه را از تمامی بی معرفتی هایی که نسبت به خدا داشتی، در محفلی که برای خودت سحر هنگام بوجود می آوری فراموش نکن، که شاید این آخرین ماه رمضان و فرصت بخشش تو باشد...
دستهایت را به آسمان بگیر و دعایی کن،
مستجاب می شود...
منیع: امین مهاجری
سناریوی مرغی
چند روز پیش در حین بازگشت به منزل بودم که مرغفروشیای را دیدم که بر خلاف مرغ فروشیهای امروزی خلوت بود. خواستم شانسم را امتحان کنم. به طرفش رفتم. مغازهدار بر خلاف معمول قیمت مرغ را بر روی شیشه مغازه نصب نکرده بود و این باعث شد که من کمی مشکوک شوم. وقتی جلو رفتم پشت ویترین مغازه با مرغهای چاقو چلهای مانند خود مغازهدار مواجه شدم. قیمت را که پرسیدم صاحب مغازه سریع جواب داد: قابل ندارند ، کیلویی 7000 تومن!. من که از تعجب خشک شده بودم ، پرسیدم چرا اینقدر گران!؟ و از مغازهدار جوابی نشنیدم. من هم دست از پا درازتر به طرف منزل بازگشتم و با خود گفتم: مثل اینکه همان مرغ صفی ، خارجی و کیلویی 4800 تومن بیشتر میصرفد!!.

منبع: خبرنگار
عروس سوریهای
چند وقت پیشا یه فیلم دیده بودم به اسم عروس سوریه ای. ماجرای فیلم مال یه دختر بود که در بلندیهای جولان و در روستایی که سرزمین اشغالی با سوریه هم مرز هست، زندگی میکنه، جزئیاتش رو یادم نیست اما این دختر یه شوهر پیدا میکنه که سوری بود و تو تلویزیون سوریه کمدین بود. بین سوریه و رژیم صهونیستی روابط دیپلماتیک وجود نداره، عروس داستان به اجبار اسرائیلیها، باید سندی رو امضا می کرد که طبق اون هرگز به سرزمین های اشغالی برنگرده، چون وقتی که عروس داستان سمت سوریه حرکت میکرد، ملیت خودش رو از دست میداد.
پدر عروس داستان، یک فعال سیاسی طرفدار دولت سوریه بود که اسرائیل بهش عفو مشروط داده بود. پسر بزرگه داستان هشت سال پیش با یک زن روسی ازدواج کرده بود و چون با یک زن خارجی ازدواج کرده بود، توسط پدرش طرد شده بود. برادر دیگه اش تاجری بود که تو ایتالیا زندگی میکرد. خواهر بزرگه اش ۲ تا بچه دختر نوجوان داشت و دلش میخواست بره دانشگاه ولی شوهرش (که قصاب بود اگه اشتباه نکنم) مخالف بود. اینا وقتی رفتن مرز برای خداحافظی عروس داستان، بروکراسی حاکم بر اونجا دچار مشکلشون کرد و ساعتها توی مرز معطل شدن تا اینکه الان یادم نیست مشکل چطوری حل شد و عروس رفت سوریه.
منبع: زهرا
میانمار کجاست!؟

میانمار کجاست؟!
جایی هست که چندین هزار مسلمان بی گناه، اعم از کودکان و زنان توسط بوداییان قتل عام می شوند...
که دستان عناصر غربی و صهیونیست را می توان دید...
ببینید(18+): میانمار ، میانمار
بخوانید: میانمار
دل نوشت:
مولای من جهان پر از آشوب است
از کجا بگویم ...
از که بگویم...
بحرین
عربستان
حال میانمار ...........
میدانم میبینی و اشک میریزی.........برای مظلومیت دین خدا
منبع: امیر محمدپور
گریه بر مجسمهی بودا!
چند سال پیش وقتی طالبان در افغانستان قدرت گرفت و آن کشور را زیر سلطه خودش درآورد، اخباری در رسانههای دنیا منتشر شد درباره نابودی مجسمه های بودا توسط نیروهای طالبان. آه و نالهی سازمانهای بین المللی بلند شد که «مسلمانان تندرو» در حال نابودی تاریخ و فرهنگ و سنت و میراث فرهنگی و نمادها و مجسمههای بودا هستند.
منبع: آهستانطغیان و گناهان صغیره

گاهی می شود که ما خوبی ها و داشته هایمان را از خود می دانیم، و دریغ که این طغیانست.
غافلیم از اینکه ما در قدم به قدم زندگی خود محتاج تدبیر خداییم، و باید نعمت ها و داشته هایمان را از خدا و تدبیر او بدانیم، زیرا تنها اینچنین است که از تکبر دور می مانیم و دچار عُجب نمی شویم.
گاهی خداوند انسان را به گناه های صغیره مبتلا می کند!، تا او دچار خودبزرگ بینی نشود و خود را بشکند در برابر عظمت باری تعالی، البته این مسئله «جبری» نیست، بلکه تنها شاید خداوند از قدرت خود برای بازدارندگی استفاده نکند، چرا که خطر عُجب و تکبر به مراتب بزرگ تر است از یک گناه کوچک یا به فرض قضا شدن نماز.
مادامی که از ولایت و سرپرستی خداوند دور بمانیم، در برابر سیئات و پلیدی ها بی اراده خواهیم شد.
تنها تدبیر خداوند است که مارا محفوظ نگه می دارد و اگر از سرپرستی و ولایت او خارج شویم، نفس سرکش و شیاطین، ما را به همراه خود تا اعماق ضلالت فرو خواهند برد.
منبع: معنا
شریعت؛ مظهر عقل الهی
عقلِ جزئي ميگويد:
پولدار باش، دروغ بگو، دغلكاري كن تا مهم شوي.
عقل دين ميگويد:
اگر دروغ بگويي، ذليل ميشوي.
عقلِ متوجّه به دنياي ما ميگويد: اگر دروغ بگويي،
بازارت گرم ميشود.
گفت:
عقلِ جزيي، عقل را بدنام كرد كام دنيا،
مرد را ناكام كرد
تمام آنهايي كه به قصد خوبشدنِ زندگيشان به دروغگفتن متوسّل ميشوند، مطمئن باشند اگر وضعشان خوب شود، بيآبرو ميشوند، يعني دروغ گفتند كه با خوبشدن وضعشان، آبرومند شوند، ولي درست نتيجه عكس ميگيرند.
عقل جزيي براي ساختن آجر و سيمان و خانه و مسائل جزيي است. عقلي كه ابديّت را درست بفهمد عقل جزيي نيست، عقل الهي است كه ظهورش همان شريعت است.
با آدم سازی، دنیا ساخته می شود
حوصلهی پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را كه نقشه جهان را نمایش می داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.
- بیا! كاری برایت دارم؛ یك نقشهی دنیا به تو میدهم، ببینم می توانی آن را دقیقا همان طور كه هست بچینی؟
... و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. میدانست پسرش تمام روز گرفتار این كار است؛ اما یك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه كامل برگشت.
پدر با تعجب پرسید: مادرت به تو جغرافی یاد داده؟
پسر جواب داد: جغرافی دیگر چیست؟
پدر پرسید: پس چگونه توانستی این نقشه ی دنیا را بچینی؟
پسر گفت: اتفاقا پشت همین صفحه تصویری از یك آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنیا را هم دوباره ساختم.
پی نوشت: دوستی، معرفت، حیا و وجدان از خود ما شروع می شود؛ خودسازی کنیم تا جامعه ساخته شود.
منبع: اینجا مینویسم ...
اعتکاف دانشجویی شهرستان رشت، که غیر دانشجویی برگزار شد!

بنده نیز برآن شدم تا قدری بگویم، از برنامه ریزی های صورت گرفته برای برگزاری اعتکاف دانشجویی سال 1391 که غیر دانشجویی برگزار شد!
امسال ما در مواجهه با مسئولین امر در شهرستان رشت و سازمان بسیج دانشجویی استان گیلان ناباورانه شاهد این بودیم که از منظرشان چنین برنامه ای از اهمیت خاصی برخوردار نیست و می شود گفت; صرفا برای رفع مسئولیت و حفظ ظاهر و شاید حفظ سمت، همکاری هایی را با کسانی که خالصانه دغدغه و هدف دارند انجام می دهند که بعد نگویند، تنهای تنها گذاشتنمان! ...
منبع : مــعنا
متولیان مسکن مهر رشت ناهماهنگند
از آن ور هم انشعابات آب و برق و گاز هنوز علی رغم پرداخت هزینه ها روی زمین مانده است و از سوی دیگر هم، پیمانکار، ساز خودش را می زند و کار را خوابانده است تا افزایش قیمت را بر تعاونی دیکته نماید و مسئولان هم کلت را روی شقیقه ی تعاونی گذاشته اند که خودتان مسئولید و باید پاسخگوی ما و اعضا باشید؛ از آن ور هم که آن یارانه ای که به قول معاون عمرانی استاندار قرار بود به پیمانکاران بدهند تا کار را تمام کند هم به نتیجه نرسیده و همچنان در همان حد حرف باقی مانده است.
نمی دانم چرا هماهنگی بین سازمان ها و ادارات به خوبی صورت نمی گیرد تا اینچنین متقاضیان مسکن مهر در اثر سوءمدیریت متولیان استان همچنان در حسرت یک چهاردیواری اختیاری باشند.
راستی این دو عکس مربوط به 23/3/91 از پروژه مسکن مهر کارمندان رشت است:


منبع: سلمان علی ع
بهره ها نصیب ما، رنج ها از آن تو...
گفت : امام غائب با ما چه رابطه ای دارد؟
گفتم : پس از شناختن پیامبر غایب چگونه از بهره امام غائب می پرسی؟
مگر نشنیده ای که حضرت خضر فرمود: زیر آن دیوار گنج دو کودک یتیم پنهان بود که پدری نیکوکار داشتند؛ دیوار را تعمیر کردم تا دست نا اهلی به گنج آنان نرسد.(کهف 82)
چه بسا آن دو کودک ، تا پایان عمر، در عین بهره وری از آن میراث عظیم هرگز به خضر نیاندیشیده باشند. هم چنین آن کشتی نشینان نیز هرگز با خبر نشده باشند که به لطف خضر امکان ادامه زندگیشان فراهم گردید.(کهف 79)
پدر مهربانم مهدی !
مَثَل تو مَثَل خضر است و مَثَل ما مَثَل آن کودکان
بهره ها نصیب ماست، رنج ها از آن تو!
بی وفاییمان را ببخش پدر...
منبع : آرمانشهر
مصلی رشت ، در دست آقای میم !!

امروز داشتم به جایی میرفتم که در بین راه با یکی از دوستان برخوردم. بعد از سلام و احوالپرسی از او شنیدم که امسال در بزرگترین مسجد جامع استان گیلان و محل برگزاری نمازهای جمعه در شهر رشت ، یعنی مصلیِ رشت ، بر خلاف سالهای قبل که هر ساله مراسم اعتکاف در آن با شور و شوق بسیاری برگذار میشد و حتی گاهی تعداد معتکفات در آن که قالبا جوانان هم بودند ، به بیش از 1400 نفر میرسید ، با کمال تاسف و تعجب ، امسال مراسم معنوی اعتکاف به دلایل نامعلومی در این مکان برگزار نشد !!.

این هم یکی دیگر از دستهگلهای بعضی از آقایانِ تنهای(!!!) دفتر نمایندگی ولی فقیه استان!!. آقایانی که بیش از آنکه به فکر انجام دادن دست وظایف خودشان باشند ، به فکر ساختن مجتمع تجاری و تفریحی آدینه در کنار مصلی رشت هستند که خدا میداند بعد از پایان این پروژه (البته اگر تمام شود و بتوانند آن را بفروشند!!) چه تبعات فرهنگی و اجتماعیِ منفیای برای شهر ما میتواند داشته باشد.
اینها همان افرادی هستند که حوزه علمیه جدید شهر رشت را که به قول خودشان گفته میشود قرار است یکی از بزرگترین حوزه های علمیه جهان تشیع باشد را در جایی دور از شهر رشت ساخته اند و به جای آن در حال ساختمان و مجتمع تجاریسازیهای بیمنطق و بیدلیل هستند.

نمیدانم ، آیا این آقایان یک بار با خود فکر نکردند که ، آیا بهتر نیست به جای ساخت همچنین مجتمع تجاریای توسط نمایندگی ولی فقیه در استان ، حوزه علمیه جدید و بزرگ شهر رشت را در این مکان میساختند که در آن صورت مطمئنا برکات و فوائد بسیار زیاد فرهنگی و اجتماعی برای شهر ما داشت.
به راستی این روزها به درستی میتوان دست آقای میم و دوستانش را در دفتر آیت الله قربانی دید. انشاالله ، هرچه زودتر مصلی رشت از دست میمها خارج ، و به دامان امت حزب الله بپیوندد. راستی! ، آیا بنر طولی جدید کنار مصلی را دیده اید!؟. این روزها چه حالی میکند این جناب میم برای خودش!!
پینوشت: به توصیه بعضی از دوستان ، تغییراتی در این مطلب اعمال شد تا مثل بعضی از دوستان دم به تله ندهیم و شر را برای خود نخریم ...!!
***
در ادامه ، بیانیه جمعی از دانشجویان معطکف استان گیلان را خطاب به دفتر نمایندگی ولی فقیه استان میخوانید:
دانشجویان معتکف گیلان به دلیل عدم همکاری دفتر نماینده ولی فقیه در گیلان برای برگزاری مراسم اعتکاف در مصلی رشت بیانیهای صادر کردند که در بخشی از آن آمده است: یکی از افتخارات نظام جمهوری اسلامی ایران احیای شعائر اسلامی و فراگیر نمودن آن می باشد به نحوی که استقبال زیاد دانشجویان معتکف حتی در ایام امتحانات برای شرکت در مراسم اعتکاف در مصلی رشت چشمگیر بوده است.
در ادامه این بیانیه آمده است: با توجه به اهمیت و جایگاه اعتکاف دانشجویی در ارتقاء معنویت و منزلت روحی افراد در تاریخ ۴ خرداد نامه ای از سازمان بسیج دانشجویی استان و همزمان نامه ای از سازمان تبلیغات اسلامی و با یک متن مبنی بر در خواست مصلی برای اعتکاف دانشجویان دریافت کردیم که هم از مشروعیت سپاه و هم از جایگاه اداری سازمان تبلیغات اسلامی در بحث شعائر اسلامی برای دریافت موافقت، استفاده کنیم. با توجه به تماس ها و حضور مکرر در دفتر نمایندگی ولی فقیه، جواب عدم موافقت شنیدیم و حدود ۲۰۰ دانشجوی دختر و ۱۰۰ دانشجوی پسر با شروع تعطیلات رسمی، فاقد مکانی برای برگزاری اعتکاف شدند.
در ادامه این بیانیه آمده است: جناب آقای آیت الله قربانی! جنابعالی انسان مومن، متفکر و اندیشمندی هستید، اما به اطراف خود توجه ندارید. دفتر شما هرگونه ارتباط دانشجویان با جنابعالی یا هرگونه ارتباط جوانان با شما را مسکوت گذاشته مگر دیدارهای گزینشی. آیا تا به حال شده است که مقدمات حضور حضرتعالی را به مناسبت های مختلف در جمع پرشور و با صفای دانشجویان استان به عنوان فرصت گفت و شنود و پرسش و پاسخ رقم بزنند؟ چندین مرحله نیز به دفتر جنابعالی پیشنهاده شده و پاسخ می شنویم که حاج آقا در مراسم ها و نشست های اینچنینی شرکت نمی کنند.
شقایق

تمام این سرزمینِ سرافراز، تمام خاک این وطن، شقایقزار است.
در هر کجا که هستی، هر گوشه این خاک که قدم برمیداری، با چشمهای مترصد، نگاه کن که مبادا روی خون لالهها پا بگذاری!
این
دیار سربلند، فصلهای سرخ و خونینی را پشت سر گذاشته است. روزگاری این
پهناور دلیر، انارستان بود. انارهای عاشق، با سینههای خونین، در همه جا
رسته بودند. خزان که نه، اما موسمی رسید که انارها همه بر خاک افتادند و
خونشان در تمام ایران زمین جریان گرفت. و از آن همه خون بیباک، مرز تا
مرز، شقایق رویید و سرفرازی و سربلندی رواج گرفت.
شهدا، همیشه هستند
کبوتر
بودند آنها که ناگاه، پرکشیدند و در آسمان، به ابرازی ابدی رسیدند؛
کبوترانی که در یک سحرگاه، ندای رستاخیز در گوششان طنینافکن شد و با
کولهباری از اخلاص بر دوش، لبیکگوی دعوت معبود شدند.
کبوتران دلاور،
قهرمانهای بیمانند این سرزمین، خاک سبز وطن را از دسترس فتنهها و
دشمنیها بیرون کشدند و اهریمن را در جای خود نشاندند.
اگرچه رد پای
رفتنشان، تا ابد بر شانههای زمانه باقی است؛ آنها همیشه هستند و جادهای
که فراروی ما گستردند، تکلیف تمام لحظههامان را روشن کرده است.
رفتن همیشه تلخ نیست. گاه، رفتنها از همان آغاز، مؤیّد رسیدن است. پرپر شدن، همیشه اشکآلود نیست؛ گاه، حماسهای زبانزد است.
باید
این خاک فرارفته تا آسمان را که میراث خونهای شهید و بیباک است، با
دستهای خداخواهی و با باور بیتردید، در آغوش بگیریم و پاسدار این مرز
روبه خدا باشیم.
هراسی نیست؛ خداوند، بالای سرِ ایمان ما سایه دارد.
هراسی نیست؛ مؤمنان، رستگاران همیشهاند.
«نهراسید و اندوهگین مباشید که شما برترید؛ اگر به خداوند ایمان دارید».
منبع: طلائیه
ائتلاف شوم پشت دروازه های شام
تحلیل حوادث سوریه علیرغم پیچیدگی اوضاع آن، اصلا پیچیده نیست. اتفاقا خیلی خیلی ساده است. چون ترکیب دشمنان سوریه و تحلیل رفتار آنها خیلی ساده است. ترکیبی خندهدار از مرتجعترین حکام عرب تا مدعیترین آدمهای روی کره زمین، یعنی کشورهای غربی گرد هم آمدهاند تا تکلیف یک دولت را یک سره کنند.
اگر کسی تصور میکند که این ترکیب عجیب و غریب، نگران آزادی و حقوق بشر است، حتما باید در بلوغ فکری و هوش سیاسیش شک کند. چنین آدمی لابد به وجود دموکراسی و حقوق بشر در عربستان سعودی، قطر، بحرین، اردن و امارات متحده عربی و دلسوزی غرب برای ملتهای منطقه هم ایمان دارد!
من و جوان حاجت روا

دیشب بعد از مدتها ، شاید یک سال ، به زیارت حرم خـواهر امام رضا رفته بودم . کنار ضریح مطهر خـانم بودم و زیر لب نجوا میکردم که دیدم جوانی آمد کنارم و ضریح را گرفت. درست نمیتوانست صحبت کند. زبانش کلمات را درست تلفظ نمیکرد. با همون حالش اول یک پانصد تومنی انداخت درون ضریح و سپس با همان لهجهی گیلکی شروع کرد به سخن گفتن. تقریبا با صدایی بلند میگفت: خــانم ، به دادم برس ، حدود چند ماهه است که بیکارم. به خدا میخواهم نان حلال برای زن و بچههایم ببرم. نگذار دستم را جلوی برادرانم دراز کنم ...
هنوز حرفها ، یا بهتر بگوییم درد دلهایش به پایان نرسیده بود که ، یکدفعه کسی صدایش کرد. پیر مردی بود 60 - 70 ساله. پیرمرد به جوان گفت: چکار میتوانی بکنی!؟ چکارهایی بلدی!؟.
خلاصه ، هنوز یک دقیقه هم از عرض حاجت جوان نگذشته بود که من شاهد بودم حاجت روا شد. از آن زمان بود که حالم بسیار متحول شد. احساس کردم این پیامی بود برای مـن ...
دلنوشت: این روزها خیلی خوب فهمیده ام که ،
غم بالای غمها بسیار است ... ؛
پس ، غم مــخـور ...
منبع :خبرنگار
بر شانه میبرند امام قبیله را
بزرگترین تاسف عمرم:
1- خرداد68هنوز چشم به این دنیاعجیب باز نکرده بودم و چهل روز از درگذشت روح خدا،مرد کامل و به حق جانشین پیامبران"سخن آقا در خرداد91" گذشت و من دنیا امدم.افسوس می خوردم چرا نتوانستم وجودش رادرک کنم. و مانند پدران نسل سومی ها او راببینم و با تمام وجودبفهمم. ولی اکنون رو ح الله را با تمام وجودم درک می کنم.هنوز صدای امام رو ح ا.. را از تونس ،بحرین ، مصر و فلسطین می شنوم. هربار که سخنان سیدنا القائد را می شنوم انگار امام زنده است. آری امام رو ح ا.. زنده است امام در لبنان،بحرین ،پاکستان زنده است و برای مردم مسیر حق را نشان می دهد.هربار سید حسن نصرالله سخنان آتشین خویش را بیان می کند احساس می کنم رو ح الله دیگر دنیا آمده. آری امثال سید حسن نصرالله فرزندان روح الله هستند. این همان چیزی بود که آمریکا ااز آن می ترسید تکثیر میلیون ها فرزند روح ا... در سراسر جهان. آری،همان طور که سعید سلیمانی فرزند رو ح الله است عماد مغنیه هم همان قدر از امام ارث می برد و فرزند اوست.
2. در مسجد النبی، وقتی در حال زیارت قبر مطهر حضرت رسول بودم.ناگهان صحنه ای توجه ام را جلب کرد. مامور وهابی اطراف حرم،عکس امام رو ح ا... و سیدنا القائد خامنه ای رادر دست داشت و انگار از زائران ایرانی گرفته بود ابتدا پوسته ای روی عکس را جدا کرد و انچنان با عقده و حرص عکس امام خمینی وسیدناالقائد را پاره می کرد. که مشخص بود از کجا خورده اند.چون امام بود که آنان را به مسلمانان شناساند و اسلام آمریکایی را معرفی کرد.اهل سنت آنچنان تنفری از وهابیان آل سعود دارند که قابل بیان نیست.
3. خاطرهای جالب از حج: بنده خدایی زائر ایرانی بود و در حال تبرک نمودن دستمال و شال به حرم مطهر پیامبر بود که مامور وهابی آمد وبا نهیب گفت که کارت شرک است و پشت سرم هم می گفت"الله قریب" بعد به بنده خدا،زائر ایرانی که پیرمرد ساده ی روستایی بود گفت سه بار بگو استغفرالله پیرمرد سه بار گفت و سیستم عصبی من کلا پاشید.تا خواستم پیرمرد را متوجه قضیه کنم. صحنه ای دیدم که از خنده بلند خودم تابلو شدم.پیرمرد بعد سه بار استغفرالله بلند گفت"اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم". این حرف پیرمرد انگار فحش چیز دار به مامور وهابی بود که از شدت خشم مامور وهابی رفت و پیرمرد را با دنیای ساده ولی پر فهمش تنها گذاشت.
منبع: وبلاگ آزاد اندیشی
عشق به خوبی ها

دریافت جزوه ی اشعه ای از خورشید در قالب word
منبع: باران عدل
پایگاه خبری تحلیلی استان گیلان


مرجع سایتها و وبلاگهای گیلانی