ای دارنده روز رستاخیز(؟)
وقتی فیلم سعادت آباد را در زمان اکران دیدم فقط یک چیز به ذهنم رسید،کثافت آباد.فیلمی پر (به اصطلاح)ستاره که با دستمایه قرار دادن روابط چند دوست(؟)ماجراهایی را روایت میکند.یادم می آید که بعد از فیلم یک سوال بی جواب در ذهنم شکل گرفت که چند ماه بعد به جوابش رسیدم،این که اسعدیان بعد ازطلا ومس چطور به سعادت آباد میرسد؟اما حالا فهمیدم که طلا ومس از او نبوده وسعادت آباد چرا.

فیلمنامه،قطعا فیلمنامه امیرعربی یکی از بهترین(به نسبت بقیه)فیلمنامه های چند سال اخیر است که با پرداختن به نکات ریز وشخصی بازیگران توانست تیپ سازی مایل به شخصیت پردازی ای از کاراکتر ها ارایه دهد که برای مخاطب عام میتواند همزادپنداری برانگیز باشد.شخصیت پردازی پشت دوربین که با ریاکشن های بازیگر جلوی دوربین به مخاطب ارایه میشود هم تا حدی بهتر از بقیه فیلم های این مدلی است.در باره فیلمبرداری هم باز هم دوربین رودست بی جا که باز هم علتش معلوم نیست.

شروع قصه از نگاه یاسی(بابازی لیلا حاتمی) در آینه ماشین شروع میشود زمانی که اواز سر اضطراب ذهنی که دارد در حال کندن پوست لب خود است.یاسی بعد از خرید کردن  یک موسیقی امروزی در ماشینش میگذارد(البته بعد از چند لحظه این موسیقی به سنتی و در خانه به موسیقی پاپ تغییر میکند) که به نحوی به التقاط فکری یاسی و انسان های درون فیلم اشاره دارد.باز هم در سکانس بعد یاسی در حال آرایش کردن جلوی آینه اتاق خواب است که بر اثر دعوای با محسن(بابازی حامد بهداد) شکسته است که باز هم فیلم تاکید میکند که از چشم یاسی فیلم راببین اما محوریت یاسی بعد از یک سوم اول جای خود را به محوریت علی و لاله میدهد.کل ماجرا های این فیلم از شب تا صبحی میگذرد،شبی که در خانه یاسی جشن تولد محسن برگذار میشود.

اولین کسانی که وارد خانه میشوند لاله(با بازی مهناز افشار) وعلی(بابازی امیر آقایی) هستند،کسانی که به نظر من نکته اصلی فیلم در شخصیت ومسایل این دو نفر است چون حدود یک ساعت از فیلم یک نیم ساعته بر روی چالش بین این دو میگذرد.لاله که به خاطر حفظ شغلش بچه اش را سقط میکند و شوهرش علی (که در فیلم شخصی خشک مقدس والبته شکاک است) با فهمیدن این مسیله با لاله در گیر میشود که در آخر به قهر این دو می انجامد.نشانه شناسی شخصیت این دو:در جایی از فیلم که علی و لاله در خانه جدید هستند علی به پنجره بزرگ سالن اشاره میکند ومیگوید یه پرده کلفت بکشیم که تو خونه راحت باشیم.لاله میگویم بابا توهم به چه چیزایی فکر میکنی.یعنی علی خواهان دیده نشدن داخل خانه و حفظ حریم شخصی خود است ولی این مسیله برای لاله فرقی نمیکند در جایی دیگر حین رانندگی لاله به علی میگوید تند نری ها حرامه یعنی تکه کلام علی کلماتی از این دست است وبرای او حرام وحلال مهم است،کسی که با هر بار زنگ زدن کوشی لاله از او طلبکارانه میپرسد کی بود، همان علی  که بعد فهمیدن خبر سقط لاله رو به یاسی میگوید"بچه مال من بود؟"یعنی به لاله تا این حد شک دارد،اینجاست که سازندگان تیر خلاص را به شخصیت علی میزنند و او را نزد مخاطب که تا اینجا علی را تا حدی بر حق میدانست به منفی ترین شخصیت فیلم مبدل میکند.از نکات دیگری که در بین فیلم درباره این دونفر وجود دارد:در جایی لاله به علی میگوید اگه میخای گیر بدی برگردیم،یعنی علی اهل گیر دادن است وقبلا هم از این کار ها کرده.در جایی دیگر لاله میگوید علی تا ته توی قضیه را در نیاورد ول کن نیست.در جایی هم تهمینه(با بازی هنگامه قاضیانی) میگوید که علی پارانویا(توهم شکاکانه) دارد.در جایی دیگر زمانی که محسن به علی میگوید پاشو برقص و بخوان لاله فوران میگوید علی بلد نیست یعنی علی اصولا با این چیزها مخالف است.حالا قضیه کتک زدن زنش باشد به کنار.ودر آخر میتوان گفت فیلمساز در ارایه یک آدم بد از کاراکترعلی کاملا موفق بوده.

در باره نشانه شناسی شخصیت(ونه شخصیت پردازی)بقیه کاراکترها.تهمینه دختر رییس شرکتی که بهرام(بابازی حسین یاری) در آن کار میکند پس از جدا شدن از شوهر قبلی اش که از او دوپسر دارد با بهرام ازدواج میکند مثل اینکه(در فیلم کاملا مشخص نیست)بهرام در کار های اداره کارخانه با تهمینه همکاری میکند و در این بین بدون اجازه او دویست میلیون به محسن برای تجارت قرض میدهد که بعد میفهمیم محسن سر بهرام را هم کلاه گذاشته و کلا مسیله غرق شدن کشتی حامل کالا های قاچاقش دروغی بوده. نکته دیگر در مورد بهرام این که در جوانی و قبل ازدواج یاسی به او علاقه مند بوده(رجوع به گفتگوی بهرام ویاسی در تراس).در مورد محسن هم که انسانی کلاش و پشت هم انداز است به قدری بی رحم است که زمانی که خبر مردن یکی از غواص هایش را به او میدهند با بی رحمی توام میگوید به درک که مرده واهمیتی به این مسیله نمیدهد .همان محسنی که در خارج خانه پیراهن یقه آخوندی میپوشد وبا بزرگان بازار نشست و برخواست دارد در آخر فیلم مشخص میشود با مینا پرستار دخترش بدور از چشم یاسی ازدواج کرده.

کلیت انسانهای فیلم.در این فیلم هیچکس خوب نیست،محسن بهرام وعلی به کنار،لاله و تهمینه هم به کنار حتی یاسی هم خوب نیست او همان کسیست که در سوال علی در باره لاله به او دروغ میگوید در آخر هم میفهمیم که یاسی برای سقط لاله به او پول و جا داده است.
طلاق پنهان،یکی ازنکات اساسی در جامعه که فیلم بر روی آن دست گذاشته است مشکل بزرگ طلاق پنهان است که هیچ نوع آمار دقیقی از آن در دست نیست.زن و شوهر هایی که به ظاهر زیر یک سقف زندگی میکنند جلوی دوستان و اقوام با هم بگو بخند دارند و حفظ آبرو میکنند و در باطن فاصلشان ازفرسنگها هم بیشتر است.میتوان گفت که تنها نکته خوب ودر عین حال بد این فیلم پرداختن به این موضوع است به نحوی که روابط فاجعه وار سه زوج را فقط مانند یک نمایشگر نمایش داده و انصافا هم صحنه های پیچیده را خوب نمایش داده اما نکته منفی اینکه حتی اشاره ای هم به راه حل این مسیله نمیکند واز ارایه راه حل شانه خالی میکند چون با توجه به مدت زمان به نسبت کم فیلم(هشتاد وخرده ای دقیقه)میتوانست بیست دقیقه الی نیم ساعت را به راه حل اختصاص دهد که این کار راچه به دلیل اینکه احتمال میدادند فروش پایین بیاید و مخاطبان سینما(ونه کل مردم) با توجه به سوابق چند سال اخیر به خیانت بیشتر علاقه دارند تا وفاداری وچه به دلیل ضعف سازندگان چه از از نظر تکنیکی و چه از نظر محتوایی نمیتوانستند راه حل را به خوبی طرح مسیله در بیاورند.

منبع: نقد هفت