حضور در انتخابات

«بایدها» و «نبایدهای» انتخابات در کلام امام خمینی(ره)

 نظام اسلامی ایران كه با سقوط رژیم دیكتاتوری و استبدادی پهلوی در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید با شعار محوری « استقلال ـ آزادی ـ جمهوری اسلامی » به سوی تحقق آن حركت خود را آغاز نمود.
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره ) همواره در پیامها و سخنرانی ها در برابر نظام سلطنتی بر حكومتی تاكید داشت كه بر احكام اسلام و رای مردم بنیان گذارده شده باشد.
اصطلاح « جمهوری اسلامی » را امام ابتدا در پاریس در توصیف نظام مطلوب و مورد نظر خود به كار برد. « جمهوریت » مورد نظر به همان معنای رایج یعنی مردمی بودن حكومت است .

برای دیدن سایز واقعی تصویر کلیک کنیدایشان در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر چیستی حكومت در جمهوری اسلامی در تاریخ ۲۰ مهر ۵۷ می فرماید : « رژیم اسلامی و جمهوری اسلامی یك رژیمی است متكی بر آرای عمومی و رفراندوم عمومی » . (۱ )
بنابراین « جمهوریت » نظام به پذیرش حق مردم در انتخاب نوع نظام سیاسی و حاكمان اشاره داشته و شكل و قالب حكومت مورد نظر امام را تشكیل می دهد و در این نظام مردم به عنوان یكی از اركان مشروعیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی تلقی می شوند به گونه ای كه نظر و رای مردم فقط در مراحل اولیه تاسیس نظام شرط نبود بلكه جمهوری اسلامی به حضور دائمی و نظارت همیشگی آنها بر مسئولین مقید می باشد.
البته در كنار آن « اسلامیت » هم ركن مهم دیگر نظام مورد نظر امام است كه بارها بر آن تاكید نمودند. و در واقع این ركن است كه جمهوری اسلامی را از دموكراسی های غربی جدا می سازد. اسلام محتوا و ماهیت اصلی این نظام را تشكیل داده و ضوابط و احكام و مقررات اسلامی مبنای اصلی سیاستها و قوانین آن محسوب می شوند.
یكی از مهمترین ابزارهای مشاركت سیاسی مردم و تحقق نظام « جمهوری اسلامی » عرصه انتخابات مختلف می باشد كه اگر با دوراندیشی و اتخاذ تدابیر و مقدمات آن از سوی مسئولان و سایر دست اندركاران عملی شود می تواند « جمهوری اسلامی » را در برابر تمامی توطئه ها بیمه نموده و از آسیبها و خطرات داخلی و خارجی مصون دارد.
در اینجا به برخی بایدها و نبایدها در عرصه انتخابات كه در دیدگاه و اندیشه های معمار كبیر جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره ) به آنها پرداخته شده است می پردازیم .
● اهمیت انتخابات و نقش مردمانتخابات تجلی حضور و مشاركت سیاسی مردم و عرصه تحقق اراده ملت برای تعیین سرنوشت خویش است از اینرو انتخابات دارای اهمیت و جایگاه بلندی است و مردم نقش بزرگی در ایفای این رسالت و تكلیف بزرگی بر دوش خواهند داشت .
امام خمینی (ره ) درباره اهمیت حضور و شركت مردم در انتخابات می فرمایند : « این وظیفه ای است الهی وظیفه ای است ملی وظیفه ای است انسانی وظیفه ای است كه ما باید به آن عمل بكنیم همه مان باید در انتخابات شركت بكنیم . » (۲ )
با توجه به این اهمیت و نقش حضور مردم در صحنه انتخابات است كه باید همت و تلاش تمامی مسئولان دست اندركاران كاندیداها و رسانه ها به این امر معطوف شود كه با اقدامات سنجیده و تدابیر لازم و فضاسازی مناسب زمینه های حضور حداكثری مردم در انتخابات را فراهم ساخته تا موجب امید بیشتر دوستداران و ناامیدی و شكست دشمنان اسلام را فراهم نمایند.
● پرهیز از تخریب
انتخابات در نظام اسلامی دارای شرایط و آداب خاص خود می باشد به گونه ای كه كاندیداها و طرفداران آنان نباید از هر شیوه ای برای موفقیت و دستیابی به اهداف خود استفاده كنند چرا كه پذیرش مسئولیتها در نظام اسلامی قبول رسالتی الهی و ملی برای تحقق آرمانهای اسلامی و خدمت به مردم است . بنابراین چارچوبها و ضوابط دینی اخلاقی اجتماعی و فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرد و به هیچ عنوان نباید شخصیت حیثیت و آبروی افراد دستخوش تمایلات و خواسته ها و اغراض دنیایی دیگران قرار گیرد.

منبع: صبح پیروزی

ادامه نوشته

برادران، فاصله‌ها را کم کنید ...

  به یاد می‌آوردم، چند وقت پیش که داشتم سریال امام علی(ع) را می‌دیدم، جمله‌ای از جناب عمار را شنیدم که به نظرم رسید شباهت زیادی با امروز ما دارد. دقیقا جمله ایشان یادم نیست و یادم هست که جناب عمار گفتند: می‌بینم که یاران علی(ع) در حق خود متفرق هستند ولی یاران معاویه در باطل خود متحد (نقل به مضمون).
  به نظر نگارنده انتظار بر این بود که اصولگرایان در انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی با یک فهرست وارد عرصه انتخابات بشوند. ولی این انتظار براورده نشد و با کمال تاسف شاهد آن هستیم که دو جبهه اصلی اصولگرایان یعنی جبهه پایداری و جبهه متحد اصولگرایان هرچند با تشابه نامزدها در بسیاری از شهرها، با لیستهای جدا و متفاوت، مخصوصا در پایتخت، که نتیجه آن تاثیر بیشتری در آینده مجلس نهم دارد، وارد عرضه انتخابات شده‌اند.

  باید بر این مسئله آگاه باشیم که امروزه، دو حریف (از یک طرف جمهوری اسلامی ایران و در طرف دیگر آمریکا و همراهانش) به دلیل داشتن دیدگاه‌های کاملا متفاوتِ استراتژیک و بنیادی، با هم درگیری شدیدی در عرصه‌های مختلف دارند و مطمئنا از هر فرصتی برای آسیب زدن به دیگری استفاده می‌کنند، و انتخابات نهم مجلس ما هم از این قائده مستثنی نیست. همه ما از هدف اصلی و استراتژیک دشمن  در این ۳۴ سال، یعنی از بین بردن جمهوری اسلامی آگاه هستیم، ولی کشف کردن راههای رسیدن دشمنان به هدفهایش نیاز به هوشیاری و بصیرت بیشتری دارد. در این شرایط باید از خود پرسید، در این روزها که اتفاقات سرنوشت ساز و تاثیر گذاری مانند انتخابات مجلس نهم در حال رخ دادن است، چه چیزی بیشترین آسیب را به دشمنان می‌زند. یعنی، چه رفتاری از ما بیشترین نفع را برای نظام اسلامی و بیشترین ضرر را برای دشمنان دارد!؟ به نظرم هرگاه برای این سوالها جواب درستی بیابیم، می‌توانیم نقشه‌هایی که دشمن برای ما کشیده است را کشف و خنثی کنیم و بیشترین ضربه را به آنها بزنیم.
  آیا کسی می‌تواند اين حقیقت را منکر شود كه امروز بزرگترين معضل استکبار جهانی حضور مؤثر الگوي ايران اسلامي و نقش تایین کننده‌اش در انقلاب‌هاي اسلامي کشورهای منطقه است!؟. پس مطمئنا، آنها از هیچ راهی برای ضربه زدن به این الگو دریغ نمی‌کنند. در همین راستا و مخصوصا با توجه به نگاه ملتهای منطقه به ایران، تمام سعی خود را می‌کنند تا ایران به یک الگو تبدیل نشود. شواهد بیشمار در چند وقت اخیر، مانند تحریم، تحدید، تبلیغات منفی ضد ایران و ... نشان دهنده یک پروژه با دو هدف اصلی است: ۱- کم کردن حضور مردم در انتخابات به هر طریق ممکن ۲- کم کردن حضور اصولگرایان در مجلس نهم. منظورم این نیست که ترکیب مجلس نهم برای آنها مهم نیست، بلکه در مرحله دوم است.

  بر اساس شواهد و مخصوصاً با توجه به حضور پرشور مردم در راهپیمایی پرشور امسال ۲۲ بهمن که باعث ناامیدی دشمن از حضور کم مردم در انتخابات آتی شده (البته دشمن به تلاش خود برای کاستن از تعداد شرکت کنندگان ادامه می‌دهد)، دشمن بیشترین تمرکز خود را روی اختلاف افکنی بین نیروهای ارزشی و اصولگرا، و در نهایت حضور کم‌رنگ آنها در مجلس نهم گذاشته است. چون اختلاف آفرینی بین اصولگرایان باعث پخش شدن آرا بین آنها می‌شود و راه را برای ورود دیگران به مجلس فراهم می‌کند و این همان نقشه‌ای است که خیلی‌ها از آن بی‌خبرند. از بعضی برادران اصولگرا می‌خواهم نگاهی به حرفهای خودشان در این چند وقت بیاندازند و ببینند از این اختلافات در نهایت چه کسانی سود می‌برند!؟ استکبار جهانی و دنباله‌های داخلی‌اش یا نظام اسلامی و خودی‌ها !؟
  شاید لازم نباشد امسال من جوان خام(!) به افراد با تجربه‌ای مثل بعضی از برادران عزیز اصولگرا بگویم، برادران، فاصله‌ها بین خود را کم کنید و روی نقاط مشترک بیشمار خود متحد باشید. همچنین برای جلوگیری از پراکندگی آرا و در نتیجه تضعیف جایگاه نیروهای ارزشی و اصولگرا در مجلس نهم، بعضی‌ها که در نظرسنجی‌ها و براوردها شانس کمتری برای ورود به مجلس دارید به نفع دیگران کنار بکشید. مطمئنا همه می‌دانیم که گاهی انصراف به نفع دیگر افراد شایسته و مقبولتر برای جلوگیری از پخش شدن رأی‌ها در ارجعیت است.

منبع: خبرنگار

تفاوت منطق جبهه پایداری و متحد در چیست؟

  جامعه اسلامی ما هیچگاه در مسیر حرکت انقلابی خود معطل کسی نمانده است و خود را مدیون و اسیر هیچ جریان عقب‌مانده‌ای نکرده است. البته بعضی‌ها وقتی قافیه را می‌بازند مایلند جرزنی کنند و به انواع ترفندها می‌خواهند قاعده بازی را به هم بزنند اما همیشه خود بازنده بوده‌اند.

  بعضی‌ها برای اینکه بازی را به نفع خود تمام کنند مایلند اختلاف نظر را به دشمنی بین اصول‌گرایان تبدیل کنند؛ تا در اثر تضعیف آنان خود را تقویت نمایند ...

منبع: آرمان شهر

ادامه نوشته

من، ما، خودمان ودیگر هیچ کس...

«چه کسی می گوید که گرانی شده است؟دوره ارزانی است!
دل شکستن ارزان، دشمنیها ارزان! وشرافت ارزان!
آبرو قیمت یک تکه نان، ودروغ از همه چیز ارزانتر!
وچه تخفیف بزرگی خورده، قیمت هر انسان....»

  در هوای غبارآلود و مه اندود فتنه گون، روایت اوضاع وتحلیل وقایع بسی صعب است وشیرافکن، چراکه تشخیص اوضاع به قدری مشکل است که هر لحظه ممکن است انسان از دایره حق وعدالت خارج شده وبه انحراف رود، والبته باید هوشیار بود که سکوت هم در این اوضاع راه فلاح نیست، وافتادن از سوی دیگر بام یعنی احتیاط بیش از حدّ است، واین پندار که درکنج عافیت نشستن عملی معقول است، خود گمراهیِ آشکار است. و گربه رقصان های پر فریب، از این سکوت جاهلانه بیشترین منفعت را خواهند برد.

  یکی از مسائلی که در چند وقت اخیر در استان بسیار شایع شده وعده ای در آتش افروزیِ آن تمام مساعی خود را با حمایتهای آشکار وپنهان از جانب بعضی از شخصیت ها ومراکز به خرج می دهند، تخریب همه جانبه ای است که علیه بعضی از شخصیت های سیاسی دراستان رقم می خورد ومطمئنا خوشه چین این خرمن کسی جز کاسبان سودجو نیستند، فضایی که استفاده ی آن برای دشمنان قسم خورده ی حزب الله است ودود آتشش همیشه درچشم خودی هاست، اینکه عده ای هم قسم می شوند تا فردی مثل «سردار آقازاده» یا «استاندار» را از صدر به ذیل بکشانند وبه حضیض ذلّت بنشانند، اصلا نشانه ی خوبی نیست وخود مبیّن این نکته است که این حرکت مسلّما از عقبه ای برخوردار است که کینه توزانه میخواهد به اهداف خود برسد، وهیچ چیز جز سروری خودش برایش اهمیتی ندارد، مسلمّا حرکت وبسایت خبری «گیلانیان» وامثال آن از مبدأ واحد وبا اهدافی معیّن نشأت میگیرد واین نوع از انتقادهای یکسویه وبدون توجه به مبانی وکارکردها، نتیجه ای جز تخریب نخواهد داشت، البته بر مخاطبین آگاه پر واضح است که مقصود این سخن تعطیلی انتقاد از مسئولین نیست، چرا که صاحب این قلم خود از پیشروان این مسئله است وصریحترین انتقادات را در چند وقت گذشته به مسئولین مختلف ابراز داشته حتی نسبت به مسئولین فوق الذکر، اما دقیقا محور بحث این نوشتار همین است که رسانه هایی مثل «گیلانیان» به دلیل وابستگی ظاهر وپنهانشان به بعضی جریانهای معلوم الحال در استان به هیچ وجه عدالت در انتقاد ندارند وفقط کمر به نابودی افرادی محدود بسته اند، چراکه با اهداف اربابانشان مغایرت دارند، والّا حداقل یکبار در زمان استاندار سابق(که مقتدا ومعتمد این رسانه وحامیانش است) لب به انتقاد می گشودند، ویا یکبار از عملکرد آقای خاص در مجموعه شورای شهر وشهرداری رشت ذکری به میان می آوردند، واقعا باید از آقای «لطفی» که داد عدالت رسانه ای اش استان را پرکرده سئوال کرد که چرا هیچ وقت ذکری از تخلفات معاون سابق بنیاد مسکن که اکنون مجرمیتش در ابعاد گوناگون ثابت شده (واز قضاء غیر بومی هم هست)، نکرده اند؟ آیا دلیلی غیر از وابستگیِ او به بعضی از شخصیت ها دارد؟ جناب آقای «لطفی» باهمه ی دغدغه هایش چرا یکبار مسئول دفتر نماینده ی معزّز ولی فقیه در استان را به ورطه ی انتقاد نمیکشد؟ چرا از حواشی مجتمع آدینه خبری درج نمیکند؟ این چرا ها وهزاران علامت سئوال دیگر که اندر احوالات عملکرد «گیلانیان» ورسانه های مشابه به ذهن می رسد، همه نشانگر این حقیقت است که این فریاد عدالتخواهی که مدام از این رسانه ها به گوش می رسد چیزی جز عزم بر تخریب افراد مخالف نیست. و یکی از نشانه های بارز این مسئله خبرهای بعضاً غیر مستند ویا مشتبهی است که مسلسل وار در این جراید الکترونیکی منتشر میشود وبعد از 2 روز هم توسط خودشان از سرور سایت حذف می شود، چرا که گفتن حرف راست نیاز به این همه پنهان کاری ندارد، به راستی گیلانیان که این همه تلاش به رونمایی نامه از دیگران دارد، اگر نامه ای از تکیه گاه هایش به آقای مشایی را عرضه کنیم بازهم به افشاگری دست خواهد زد یا نه؟ و قِص علَی هذا، سایر مسائل مشابه که در این بین اتفاق می افتد. امید آنکه رسانه ها اندکی به ساختن خود بپردازند وبعد از چله نشینی، اشکالِ دیگران بگویند، آن هم بدون هرگونه غرض وخالصاً لوجه الله تا خدای نکرده رسالت اصلی رسانه که فریاد حقیقت است نادیده گرفته نشود. والسلام علی من تبع الهدی.

منبع: فواد اندیشه

نه غزه نه لبنان، فقط شاه عربستان!!!

  با این حضورِ برخی اصلاحاتی های قدر (و اکنون ... برسر) در جشن سران وهابی عربستان، به نظر می رسد شعار نه غزه نه لبنان، نه در محکومیت رابطه با اعراب، بلکه در محکومیت رابطه با استکبار ستیزان و دشمنان اسرائیل داده می شده است. بارها و بارها از زبان طرفداران این جریان شنیده بودم که با اعراب مخالفند و چنان مانند دوران جاهلیت، عرب و عجم راه می انداختند که گمان می کردی، هرگز با آنان سریک سفره نخواهند نشست، غافل از این که این سران فتنه حتی با مستکبرترین حکومت های عربی که در تمام قیامهای مرتبط با بیداری اسلامی، خط آمریکا و اسرائیل را بر علیه مردم خسته و مظلوم شان دنبال می کرده است، رفاقت صمیمانه نیز دارد و این مسئله یادآور حرف و حدیث هایی بود که در سفر محمد خاتمی قبل از انتخابات ریاست جمهوری به عربستان و کمک های شان مطرح و البته تکذیب شد! حمایت هایی که در رسانه های این اعراب از جریان فتنه بازهم نمود داشت و البته بازهم رابطه تکذیب می شد!

مهاجرانی و عربها


  همچنین رسانه ها فاش کردند که دستگاه امنیتی رژیم سعودی علاوه بر کمک 18 میلیون دلاری به یک عضو شورای هماهنگی راه سبز، به وی وعده داده تا با گسترده کردن بخش فارسی شبکه العربیه ، تعدادی از عناصر رسانه ای وابسته به این گروه را بکارگیری کند.
  باور کنید آمریکایی و اسرائیلی بودن جریانهای اصلاحات و فتنه که دویار دیرینه ی هم بوده و هستند، بیش از دم هر خروسی بیرون زده است، نمی دانم نفهمیدن این مطلب به شیرخر خوردن شان (ادعای مکتوب خود مهاجرانی) ربطی دارد یا نه! ولی رهبر و ملت ایران هشیارند و به خوبی از نوع رابطه ی وهابیت و اسرائیل و آمریکا و اصلاحات و فتنه و تشویق به تحریم ها و تهدیدها مطلع است و به خوبی و به موقع واکنش نشان داده و می دهند.

منبع: سلمان علی

آماده محو شدن

خیلی نمی گذرد،چند هفته ایست در یک سایت مرجع "در ادامه نامش را حتماخواهم برد " طرحی را بر روی پرو فایلم گذاشتم.

                    

بعد از گذشت ۲ ساعت اتفاقی که افتاد رو خودتون برید ببینید

به آدرس زیر برید و در قسمت نظرات بر روی عکسم "روح الله میرشکاک" کلید کنید و اتفاقی که افتاده را ملاحضه بفرمایید: http://negarkhaneh.ir/~zohresoleimani/PicDetail-113495/

حرف من:سایت نگارخانه، یک سایت جامع طراحی هست که برو بچه های طراح ارزشی روزگاری تو سایت بروبیایی داشتن ولی حالا دیگه...

باید قبول کنیم که گرافیک یکی از سلاح های مهم در این جنگه و احتیاج مبرم و سریعی به مهمات داره حالا اینکه یه همچین سایتی که یه روزی خوب داشته مهمات می رسونده یکدفعه ای راه گم میکنه و میره تو باقالیا الله اعلم

چند هفته پیش بنده  یه پرو فایل باز میکنم و چند تا پوستر مذهبی می زارم وقتی چند تا نظر میدم و این پوستر بالایی رو میزارم پروفایلم رو می بندند

همراه با من چند پرو فایل دیگه از بچه های طراح ارزشی که تازه اومده بودن تو سایت رو می بندند

اونوقت می بینیم پروفایل های افرادی که کار دشمن رو انجام میدن باز هست هیچ ،از اون ها حمایت هم می کنن

این یعنی اینکه سایت سایتی نیست که بخواد مهمات بده تو فکر عشق و حال خودشه

یه گشتی تو این سایت بزنید خودتون فضایی رو که حاکم هست رومی بینید و متوجه می شوید

این شد که اومدیم تو بلاگفا،تو اون سایت که ما رو شهید کردن،ببینیم اینجا چه میشود؟

ما آماده ی محو شدنیم

به امید روزی که یک حزب الله بلاگ داشته باشیم

منبع: روح الله

ماها، خودمون و دیگر هیچکس  ...

در این زمونه والذاریات هر موقع سرمون رو بالا گرفتیم و به آسمون نگاه کردیم به جای اینکه ماذنه نماز ببینیم و گنبد مسلمانی با بانکهای گنده ای روبرو شدیم  که از پس درآمدن در مقابل هم با پول من و شما برای خود کاخ شده اند.

اینها همه آنچیزی بود که وقتی سرم را به پنجره نم کشیده تاکسی عمود میکردم به چشمم می آمد. رادیو فریاد مجلسیان بر دولتیان رابه رخ میکشید که :من در راس امورم و دیگری هم ایضا و چون از بد حادثه من تنها ریش دار کل شی مذکور آن تاکسی بودم به ناچار میبایست طعنه و مذلت اهل آن را به جان میخریدم که همه مملکت را به دست گرفته اند  و خورده اند حالا مثل سگ و گربه به جان هم افتاده اند و من در دل میگریستم که آنها حتی نمیدانستند که من و دوستان خود در طلب آنچه که میگویند سینه زنان میگردیم.

در این هیاهو فکر که می رود و چه می شود انتخابات ذهنم را به دور خودش پیچ می داد و این بود که ما از اول الاوقات موضوع نفهمیدیم که چرا خر ما از کرگی هم دم نداشت؟ شاید عرفا برای این است که ما خود نیز دم نداریم و در دنیای لوتی گری که شاگرد به اوستایش میرود خرمان هم به ما رفته است.باران کما فی السابق به حال رشتمان گریه میکرد و من در میانه تاکسی مذکور به پشت چراغ سبز و قرمز و زرد که برای صیرمان معکوس شماره می زدند وامانده از همه چیز رسیده بودم.گوئیا همه حرفهایشان طعنه نبود و برخی حق می گفتند بیچاره مادری که از بیکاری فرزند فوق لیسانسش داد سر می داد و آن یک که از تعطیلی شرکت و بی حقوق ماندن هفت ماهه اش .اینها همه قلب مرا سیخ میزدو به پیوست اخبار سفر دولتیان به کشور دوست و برادر ونزوئلا را به رخ می کشید ...

غصه ،قصه  شنگول و منگول است ، ایضا حبه انگور و مادری که رفته برایشان علف بیاورد.ما می خواهیم جهانی شویم اما نمیدانیم از کدام سوراخ. میخواهیم از دوران سنتی به مدرن بال بگشاییم اما نمیدانیم به چه قیمت. ميخواهيم در مديريت دنيا مشاركت كنيم  و حال آنكه نيمي به بالا از ملتمان اصلا نيمدانند  مديريت دنيا يعني چه و فلسطين و سوریه در اين چنبره ابلیسک ها در کجا می نشیند.

ما براي جهاني شدن و پرستي‍‍ژش به هزار فقير بین المللی و غیر بین المللی كمك بلاعوض و با عوض ميكنيم ولي غافل از ميليون نیازمند داخلي هستيم که در روياي آنچه که بانکهایمان بر پس صفحه جادو به تبلیغ میکشند سماق می مکند. 

نوروز پیروزمان  هم که میل داریم هر روز باشد  به چشم زدنی از راه می رسد ، در این زمانه من و تو ها آخر نفهمیدیم جدایی نادر از زنش بهتر بود یاغربت مجید سوزوکی در دنیای اخراجی ها سه و اسکار آخر به که می رسد؟ در این وانفسای آخر الزمانی دلم به حال یتیم بچه  سرخ ماهی هایی میسوزد که نمیدانند بعد از این در تنگ کدام سرخوشی برای خود شیرینی چرخ نوروزی زنند ، دم تکان دهند و دلربایی کنند.

انتخاب مجلسیان نزدیک است و بهار مستانی ها در تکاپو برای دوباره نشستن بر صندلی سبز رنگ این شاید موعدی شود برای یتیم بچه  سرخ ماهی هایی که از کثیفی رودخانه به تنگ پناه آورده اند...چه میدانم... چراغ سبز می زد،بنر یادواره شهدای فلان مسجد در میانه انبوه بیل بوردها و  کذلک ریب فیهم عجیب برق می زند به عکس شهیدان خیره شدم هیچ کدامشان بیشتر ازهجده و نوزده نداشتند...

منبع: الیت 10 - سید حسین رضویان

یک انگلیسی که ساندیس گیرش نیامد!

  دو سال پیش «متیو کاسل» خبرنگار روزنامه گاردین که برای پوشش خبری راهپیمایی ۲۲ بهمن به ایران آمده بود، مشاهداتش را از این روز بزرگ این طور نوشت: «گفتن اینکه مواد خوراکی و آشامیدنی یکی از انگیزه‌های حضور صدها هزار آدم در میدان آزادی در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بوده، سخنی سراسر پوچ و گزاف است. این فرض که فرد حتما باید جزو فقرا، روستایی یا بی‌سواد باشد تا از احمدی‌نژاد حمایت کند، نشانه جهت گیری بزرگی در رسانه‌های غربی است که برای ملوث کردن چهره جمهوری اسلامی و نادیده گرفتن حمایت‌های گسترده ای است که از آن وجود دارد… اینکه آیا اکثریت ایرانیان از حکومت خود پشتیبانی می‌کنند یا از اپوزیسیون، موضوع بی‌ربطی است. ابتدا باید درک کنیم که این فقط بسته های رایگان کیک و ساندیس نیست که ایرانیان را از هر دو طرف این تقسیم بندی سیاسی به خیابان‌ها می‌آورد!»

منبع : آهستان - امید حسینی

ادامه نوشته

عماد افروغ ،منتقد روشنفکر یا ضد ولایت فقیه؟

سخنان پر تنش یا عادی عماد افروغ چنان موضع گیری های را در بر داشت که بسیار برای بنده جالب و جذاب گردید.سخنان"عماد افروغ در پارک ملت" بازتاب گوناگونی را در بر داشت. برابر دانستن افروغ با نوری زاد توسط "حمید رسایی" یا سخنان دکتر حسین سورنچی در مورد "عدم ضدیت ولایت فقیه سخنان افروغ" نظرات متفاوتی است که  جای تامل بسیاردارد.به نظر می رسد سخنان جناب افروغ با وجود تکراری بودن آنها، نکاتی بود که می توانست نشستهای تخصصی خوبی را درپی داشته باشد. ولی ما هنوز یاد نگرفته ایم از یک موقعیت و فرصت استفاده مطلوب ببریم و متاسفانه تهدیدی علیه ما می شود. آیا ما با نقد شخصیت و یکسان دانستن افروغ با نوری زاد و غیره توانستیم از این فرصت استفاده لازم را ببریم و برای یاد آوری دوباره در ذهن مردم با وجود خروار خروار دلیل و مدرک مستند ولایت مطلقه فقیه را باز برای همگان اثبات نماییم و بگوییم ولایت فقیه همان ولایت رسوالله است پس ولی است و اعم از وکیل است. اصلا به افروغ یاد آوری نمودیم که نخبگان سیاسی در دوران علی (ع) باعث بسته شدن دستان علی (ع) شدند؟ عماد افروغ را به میز مناظره وکرسی های آزاد اندیشی بکشانیم و با حفظ احترام انسانی و اسلامی  وی را متوجه اشتباه اش کنیم یا حداقل دیگران را متوجه اشتباه فکری چه از روی عناد  و دشمنی یا اشتباه عقیدتی افروغ نماییم و هر چند جا و مکان چنین سخنان بدون حضور گسترده ی تنوع فکری نخبگان و روشنفکران در جلسه ناخوشایند به نظر می رسد.متاسفانه در برنامه های صدا وسیما  ما شاهد یک  اشتباه فاحش هستیم و آن  عدم توجه به مخاطب محوری جلسات است.حضور نخبگان سیاسی متعلق به یک اندیشه امکان جذب اندیشه ای گوناگون را برای گوش کردن به سخنان غیر ممکن می کند. زمانی می توان انتظار جذب مخاطب و رساندن پیام را در ذهن پروراند که اندیشه های گوناگون بتوانند رو در روی هم قرار بگیرند.

برخورد با عماد افروغ با هر لقب وعنوان به این شکل کاری بس اشتباه و ناپسند بود. وقتی تاکید امام خامنه ای"حفظه ا..." بر آزاداندیشی و تحمل نظرات مخالف مطرح می شود اینگونه اظهار نظر ها نامرتبط با سخنان سیدناالقائد به نظر می رسد.متاسفانه گاهی حمایت ما از ولایت فقیه به جای اینکه مطلوب باشد نتیجه ای عکس می دهد. جواب اعماد افروغ به سخن دیگران، کاری بدتر از مخالفان و منتقدان خود افروغ بود لقب سطحی نگر ،وکیل الدوله و فتنه جویان، متحجران و سنگ اندیشان، متوهمان و دوستداران هیجانات کاذب و کاسبان و کرکسان فتنه بسیار تاسف بر انگیر به نظر می رسد.

دیگران نیز مانند شما نظر خویش را مطرح کردند که انتظار سعه صدر بیشتر از شما می رفت چون به قول خودتان روشنفکر باید هزینه بدهد"نقل به مضمون" آیا شما تحمل این هزینه را داشتید؟

"این مطلب به معنای حمایت از سخنان جناب افروغ نیست .بنده هم به سخنان ایشان"عماد افروغ" در پارک ملت نقد دارم و سخنان ایشان را تایید نمی نمایم. تنها حرف،تحمل نظر های مختلف و استفاده از این فرصت برای تولید و بیان دوباره استدلال های محکم ولایت مطلقه فقیه می باشد.انشالله فرمایشات سیدناالقائد در تمام زمینه ها،به تمام معنا در وجودمان نهادینه نماییم"

منبع: آزاد اندیشی- محسن سعدی

آخه چرا انقلاب کردیم !!؟

  دوستان سبز مسلک به اسم فردین مقیم تهران (به گفته خودش!) تو مسنجر پالتاک، گفتمانی داشتم که مناسب دیدم متن این گفتگو رو خدمتتون ارائه بدم:

  بعد از حرفهای اولیه، بهم گفت: آخه این انقلابِ مثلا اسلامی شما، چه فایدهای برای این ملت داشته که باید الان بخاطر سالگردش خوشحال باشیم !؟ گفتم: خیلی چیزایی که ما الان داریم به برکت همین انقلاب اسلامی هست. مثلاً، همینی که الان شما به راحتی حرفت رو میزنی از برکات همین انقلابی. اگه از قدیمی‌ها بپرسی، متوجه میشی که در زمان طاغوت هرگونه انتقادی از رژیم به شدیدترین شکل پاسخ داده میشد. حتی جرئت نداشتی به یه پاسبان چپ نگاه کنی. گفت: تو کشور ما آزادی وجود نداره حتی به نظرم از زمان شاه بدتر شده !! گفتم: ...

منبع : خبرنگار - حمید رازی زاده

ادامه نوشته